
در واقع كمتر پيش ميآيد كه هاليوود در كارنامه يك سال كاري خود، فيلم، مستند و پروژهاي ضد ايراني نداشته باشد. هاليوود گذشته از آنكه آرگو را دسترنج و نتيجه استراتژيهاي ضدايراني خود در سال ۲۰۱۲ ميبيند قريب دو ماه مانده به پايان سال ۲۰۱۲ ميلادي و آغاز سال ميلادي جديد، از هم اكنون در تدارك آماده كردن پروژه سينمايي ضد ايراني خود براي سال آينده است.
«زنداني تهران» عنوان فيلمي است كه از آن به عنوان يك درام عاشقانه ياد ميشود اما به طور قطع در اين درام نيز سعي ميشود كه همچون بسياري از آثار سينمايي هاليوودي با نگاهي مغرضانه به بسياري از مسائل ايران اوايل انقلاب پرداخته شود؛ داستاني كه ادعاي نويسنده ايرانياش در خصوص واقع بودن حوادث آن ترفندي براي پاشيدن رنگ واقعيت بر صحنهها و سكانسهاي سياه و خشونتآميز فيلم خواهد بود.
شايد نام مارينا نعمت و عنوان كتاب «زنداني تهران» براي بسياري از مردم امريكا ناشناخته باشد. در ميان حجم زيادي از كتابهايي كه سالانه در بازار نشر كتاب امريكا منتشر ميشود و سر از بازار در ميآورد، انتظار ديده شدن آثار نويسندگان مهاجر و ناشناختهاي چون او انتظاري بيهوده است اما گويا صنعت سينماي امريكا در صدد آن است كه با بهرهوري مفيد از نعمت بالقوه نويسندهاي چون نعمت و كتاب ايران ستيزش نگذارد كه اين اثر از ديدهها پنهان بماند آن هم با استفاده از ابزاري به نام «سينما» كه در بعد جهاني خوب ديده ميشود.
«زنداني تهران» داستان يك زن ايراني- مسيحي است كه مارينا نعمت ادعا ميكند اين داستان برگرفته از داستان زندگي او است. ماجرا در دوران ابتدايي انقلاب اتفاق ميافتد و داستان درباره نوجواني ۱۶ ساله است كه شور و شيطنتهاي خاص خود را دارد.
رگههاي ضد ايراني و ضد ديني فيلم هنگامي بروز پيدا ميكند كه همچون فيلمهاي موهن رايج در سينماي امريكا، اسلام، دين و قرآن در تقابل با مسيحيت و نيز شخصيت اصلي داستان قرار ميگيرد و در تقابل مذهبها باز هم از دين مسيحيت و پيروان اين مذهب در مقابل پيروان خشن دين اسلام، تصويري مظلومانه و حقطلبانه كه برخلاف واقعيت امر اسير ظلم و ستم مسلمانان ميشود به نمايش در ميآيد.
در «زنداني تهران» نوجوان ۱۶ ساله و شخصيت اصلي فيلم در اعتراض به پيشي گرفتن اولويت درس مطالعه قرآن و نيز تبليغات سياسي بر ساير درسهاي مدرسه ساير دانشآموزان مدرسه را به شورش و اعتراض وا ميدارد اما اين شورش متوقف، نوجوان مسيحي بازداشت و روانه زندان ناشناخته اوين ميشود؛ جايي كه به روايت اين داستان پر حرف و حديث به شدت شكنجه شده و به جرم ايجاد مناقشه عليه دولت به مرگ و اعدام محكوم ميشود؛ اما از سياست و القاي تصاويري خشونت آميز از ايران دهه ۵۰ شمسي پاي داستان «زنداني تهران» هنگامي به حيطه درامهاي عاشقانه باز ميشود كه قفل احتمال بعيد نجات براي دختر مسيحي با دستان علي، نگهبان زندان اوين باز ميشود. علي كه دل به عشق دختر مسيحي باخته است از او ميخواهد كه براي نجات خود و خانوادهاش كمر به ازدواج با او ببندد. با اينكه دختر مسيحي با اين ترفند زنده ميماند و از بند زندان رها ميشود اما گويا «زنداني تهران» از آن قبيل داستانهاي عشقي نيست كه با يك پايانبندي خوشايند به اتمام برسد.
بر اساس جزئياتي كه تا كنون از اين فيلم منتشر شده قرار است «كاري اسكاگلند»، كارگردان كانادايي آثاري چون «راه رفتن ۵۰ مرد مرده» و «امپراتوري برادراك» كارگرداني «زنداني تهران» را بر عهده بگيرد و مذاكرات براي جذب بازيگراني چون «ايوان مك گرگور» و «ايوان ريچل وود» به كادر توليد اين فيلم ضد ايراني در جريان بوده و قرار است از آنها براي ايفاي نقشهاي مكمل داستان دعوت به عمل بيايد نه نقش اصلي. بنابراين قرار نيست وود نقش نوجوان ايراني را ايفا كند؛ در واقع بايد ديد كه آيا عوامل فيلم براي نقش دختر مسيحي ايراني در اين فيلم ضد ايراني از يك بازيگر ايراني بهره ميگيرند يا خير. هر چند كه تجربه نشان ميدهد كه در فيلمهاي ايرانستيز اخير چون آرگو كمتر ايراني حاضر به مشاركت و ايفاي نقش بوده است.
«زنداني تهران» در حالي براي نمايش و عرضه در بازار فيلم امريكا ساخته ميشود كه وجه تشابه فيلمهاي امريكايي كه اخيراً درباره ايران ساخته شده واقع شدن حوادث داستان در تهران و ايران است؛ حالا هاليوودي كه اين روزها تمايل زيادي براي به تصوير كشيدن ايران اوايل انقلاب دارد، همچون آرگو در تدارك به تصوير كشيدن ايران دهه ۵۰ شمسي و زندان اوين است و به طور قطع آنچه در اين مدار ضد ايراني ساخته خواهد شد، چيزي جز نمايش اغراق آميز خشونت در برخورد با زندانيان و فضاي پر هرج و مرج تهران آن دوران و بيعدالتي و حقكشي يك غيرمسلمان در ايران نخواهد بود.