هنوز مدت زيادي از آتش افروزي اين بهاصطلاح اصلاحطلبان در دوران ننگين دولت اصلاحات و فتنهگريهايشان در سالهاي ۷۸ و ۸۸ نگذشته و حافظه تاريخي مردم آن قدرها ضعيف نشده است كه حوادث و خيانتهاي اين به ظاهر روشنفكران دينستيز و انقلاب گريز را نتوانند به خاطر بياورند.
در روزهاي اخير گاه و بيگاه تعدادي از چهرههاي اصلاحطلب كه نميتوان گفت سوداي رئيس شدن بر جمهور را در سر ندارند مصاحبه ميكنند و افاضاتي از خود بروز ميدهند كه اندكي كه چه عرض كنم بسيار قابل تأمل و دقت است! با واكاوي اين قبيل مصاحبهها، هم به وضوح اختلاف نظر ميان اين نمايندگان خودخوانده جريان اصلاحات مشهود است و هم تلاش عجولانه براي بهرهگيري از فرصت به دست آمده براي ايشان از انتقاد بخشي از اصولگرايان به دولت جناب آقاي دكتر احمدينژاد.
با مروري كوتاه بر دوران سياه اصلاحات به خاطر ميآورم كه چگونه احزاب اصلاحطلب و هواداران ايشان متعصبانه از دولت اصلاحات دفاع مينمودند و نه تنها حاضر به پذيرش كوچكترين نقصي در اين دولت نبودند بلكه حتي نقد عملكرد دولت را نيز بر نميتافتند. اينان كه امروز به انتقاد اصولگرايان از دولت خرده ميگيرند و آن را راهي براي ملامت اصولگرايان ميدانند از اين نكته غافلند كه اتفاقاً يكي از تفاوتهاي اصلي اصولگرايان با اصلاحطلبان همين آزادانديشي، حريت، شاخص محوري در اظهارنظرها و رعايت اصول گفتمان انقلاب اسلامي است. اصولگرايان با مباني برگرفته از ابعاد مختلف گفتمان اصيل انقلاب هيچگاه حاضر به نگاه تعصبآميز به افراد، هر چند اين افراد از همحزبيها و همجهتهاي ايشان باشند، نيستند.
اصولگرايان نه تنها در حمايت از آقاي دكتر احمدينژاد مغبون و پشيمان نيستند بلكه به بسياري از عملكردها، تلاشها و خدمات دولتهاي نهم و دهم مفتخرند، يعني همان چيزي كه به هيچوجه اصلاحطلبان در خصوص آن كارنامه درخشان و روشني ندارند. بدون ترديد هر منصف آگاهي اذعان دارد كه مجموعه زحمات شبانهروزي و خدمات ارائه شده در دولت نهم به تنهايي حتي قابل قياس با دوران ۱۶ ساله قبل از آن نيست.
اصلاحطلبان بر خلاف آنچه امروز ادعاي واهي مينمايند نه تيم اقتصادي دارند و نه توانايي اداره كشور در خصوص مباحث عمراني و خدمات عمومي را، كه اگر از اين توانايي برخوردار بودند كارنامه اجرايي و عملكردي دولت اصلاحات اينگونه سياه خودنمايي نميكرد؛ دوراني كه مسائل فرعي اولويت اصلي نشان داده ميشد و مسئله اصلي معيشتي مردم و عمراني كشور به دليل عدم اشراف رئيسجمهور به كناري گذارده شده يا به اطرافيان واگذار گرديده بود.
زماني كه هر روز از صدقه سر آقايان مسئولان كشور بحراني داشتيم و روزي نبود كه به مقدسات و اعتقادات ملت در روزنامههاي زنجيرهاي مورد حمايت دولت اهانتي تازه صورت نگيرد. نان شب مردم گفتمانهاي جديد سياسي پرانده شده از زبان رئيس دولت تعريف ميشد و دغدغهاي به جز حركت در راستاي خواست دشمنان و بدخواهان انقلاب وجود نداشت. به هر حال ديدن چهره اين روزهاي اصلاح طلبان و شعف ايشان از انتقادهاي بخشي از اصولگرايان به دولت ديدني و همراه با لبخند ملامت است. آري، انتقاد از دولت نيز در برهههايي بيان ميشود اما اين به هيچ وجه به معني نديدن خدمات و خطشكنيها و توانمنديهاي دولت نيست. ياد گرفتهايم كه منصف باشيم نه متعصب، شاخص محور باشيم نه حزب محور و آرمانگرا باشيم نه فردگرا.
اينها همه و همه دلايل حمايت از آقاي دكتر احمدينژاد و انتقاد همزمان به ايشان است كه اگر اين دو كنار هم نباشند بايد به نيت حمايتكنندگان و انتقادكنندگان ترديد نمود.
در آخر بحث حيف است كه تأكيد هميشگي را نياورم و آن اينكه اصلاح طلبان با خيانتي كه در برابر نظام اسلامي از خود نشان دادهاند هيچ راهي به جز توبه به درگاه الهي و عذرخواهي از مردم شريف ايران اسلامي پيش روي خويش ندارند.