
فضاي داخلي امريكا در هفتههاي اخير بر محوريت انتخابات رياست جمهوري قرار گرفته است. ميت رامني نامزد جمهوريخواهان و باراك اوباما نامزد دموكراتها به صفآرايي در برابر يكديگر پرداختهاند. كمتر از يك ماه ديگر مردم امريكا براي انتخاب رئيسجمهور پاي صندوقهاي رأي ميروند، در حالي كه نظرسنجيها از فاصله كم هر دو نامزد حكايت دارد هرچند كه اوباما همچنان پيشتاز اين رقابت است. همزمان با اوجگيري فضاي انتخاباتي در امريكا، نامزدها نيز بر شدت تبليغات انتخاباتي خود افزودهاند به گونهاي كه هر كدام با سخنرانيها و سفرهاي متعدد برآنند تا حداكثر آرا را براي خود كسب كنند. از تكيه بر مسائل اقتصادي گرفته تا وعدههاي رفاهي و از حضور فعال در عرصه بينالملل گرفته تا تأكيد بر اقتدار در برابر تهديدات امنيت ملي را در عملكردهاي نامزدها ميتوان مشاهده كرد.
از جمله اركاني كه رامني و اوباما بر آن تأكيد دارند مسئله افغانستان و آينده امريكا در اين كشور است. در اين ميان اوباما ادعا دارد كه به خواست مردم براي خروج از افغانستان گوش فرا داده و اين طرح را اجرا خواهد كرد. رامني تأكيد دارد كه حوزه امنيت امريكا به حضور نظامي در افغانستان بستگي دارد و بايد حضور در اين كشور ادامه داشته باشد. هرچند كه مواضع مطرح شده از سوي نامزدهاي انتخابات امريكا بعضا نشانگر تفاوت ديدگاهي آنهاست اما در نهايت يك اصل در تفكرات هر دو نامزد مشترك ميباشد و آن نوع نگاه به افغانستان است.
اوباما و رامني بر يك اصل تأكيد دارند و آن اينكه مردم افغانستان تهديدي براي صلح و امنيت امريكا هستند. آنها تأكيد دارند كه عملكردهاي امريكا در ۱۱ سال گذشته در افغانستان امري صحيح بوده كه در آينده نيز حتي پس از خروج نيروها از افغانستان بايد ادامه يابد. كشتار مردم مسلمان افغانستان، اهانت به مقدسات اسلامي و ترويج فرهنگ سكولاريسم به جاي اسلامخواهي مردم، بهرهگيري از افغانستان براي كشتار مسلمانان منطقه نظير آنچه در پاكستان صورت ميگيرد و... از جمله نقاط اشتراكي است كه رامني و اوباما بر آن تأكيد دارند. به عبارتي ديگر ميتوان گفت هر آنچه در آن نامي از اسلامستيزي و مقابله با مسلمانان باشد، سران امريكا هيچ اختلافي در قبال آن ندارند و بر اجراي آن تأكيد دارند.
اصرار به كشتار مردم افغانستان و هدايت آن به سوي جنگ با ساير كشورهاي اسلامي منطقه از اصول مشترك رامني و اوباماست كه نشانگر همكاري ضد اسلامي حاكم بر دولتمردان امريكاست كه حتي در اوج اختلافات در اجراي اصل اسلامستيزي ديدگاه مشتركي دارند و در كنار يكديگر قرار ميگيرند.
سياستهاي رامني و اوباما نشان ميدهد هر كدام از آنها در رأس قدرت قرار گيرند يك اصل همچنان باقي است و آن نگاه ضداسلامي آنان است كه نتيجه آن را در اقدامات ضداسلامي صورت گرفته در جامعه امريكا و عرصه جهاني ميتوان مشاهده كرد. بر اين اساس جهان اسلام نميتواند در انتظار تغييري كلان در سياستهاي ضداسلامي سران امريكا باشد لذا تنها راهكار براي مقابله با اين روند رويكرد به وحدت و انسجام سراسري است كه ضمن مقابله با اسلامستيزي امريكا راه را براي تحقق جايگاه واقعي جهان اسلام در عرصه جهاني فراهم ميسازد.