
در چند سال گذشته با افزايش بيمههاي تكميلي، هزينه عملهاي جراحي براي مردم كاهش چشمگيري يافته به طوريكه دارندگان اين نوع بيمهها، با كمترين هزينه ميتوانند عملهاي جراحي را انجام دهند. اين امكان اما براي دارندگان شغل به صورت قراردادي يا رسمي است و بيكاران و شاغلان بدون قرارداد از اين حق محرومند. اكثر كشاورزان، كارگران فصلي، ساكنان غير كشاورز روستاها و زنان بيسرپرست و بدسرپرست فاقد شغل قراردادي و رسمي از جمله اين افراد هستند كه بايد تحت يك نظام بيمهاي كامل قرار گيرند. اگر افراد، پيري مطمئني را متصور باشند در جواني اينقدر حرص مالاندوزي نميزنند براي ايام فترت.
بهداشت و سلامت در اين نوشتار ابتدا به بهداشت و سلامت ميپردازيم و سپس به درمان. نيك ميدانيم كه شرايط بهداشت و درمان اكنون بسيار بهتر از قبل از انقلاب يا حتي ۲۰ سال پيش است اما براي اينكه در صف اول ممالك جهان باشيم و الگويي براي همه ملتها شويم تا ديندارانه و در عين حال با يك رفاه نسبي زندگي كنند بايد استانداردهايي را براي كشور ايجاد كنيم.
بهداشت يعني خوردن، آشاميدن، راه رفتن، ورزش كردن، حمام كردن، قضاي حاجت و آرامش قلبي و فكري در اندازه و موقع خود. آب و هواي سالم نيز جز و عوامل تأمين بهداشت به شمار ميروند.
آب سالم با املاح مورد نياز انسان در كنار هواي تميز و بدون آلودگي، بسياري از بيماريها را از آدم دور ميكند. دود و آلودگيهاي بيرنگ شيميايي بسيار خطرناك است. گرد و خاك اگر آلوده به دود يا مواد راديواكتيو نباشد آنچنان خطري ايجاد نميكند، چرا كه بدن انسان با خاك سازگار است اما وقتي ريز گردهاي عراقي با راديو اكتيوهاي امريكايي آلوده شده باشد و دود كارخانهها و خودروها به آن افزوده شود «سالاد آلودگي» آماده مصرف است! و حاصل آن هم بيماريهاي مختلف است. براي داشتن آب سالم به سيستم فاضلاب شهري هم نياز است تا از شيوع بيماريها جلوگيري شود.
غذاي كافي و با كيفيت هم يكي از عوامل تأمين بهداشت است. هر انسان روزانه به ۲۵۰۰ كالري نياز دارد كه بايد از آب، غلات، انواع گوشت و پروتئين گياهي، لبنيات، ميوه و سبزيجات تأمين شود. خوشبختانه در ايران قيمت گندم و آب در كنترل دولت است و با بالا و پايين شدن سكه، ارز و مسكن، تغييري نميكند بلكه افزايش قيمتها، تابع منطق الگوي مصرف است.
قيمت انواع گوشت، لبنيات، ميوه و سبزيجات اما تابع نوسانات بازار است و چون قيمتهاي بازار تابع منطق درستي نيست ميبينيم كه قيمت فستفودها ارزانتر از غذاهاي سالمتر تمام ميشود. در نتيجه مصرف فستفودها افزايش يافته است. ايجاد اختلالات جنسي، چاقي، انواع سرطانها، پوكي استخوان، ضعف عمومي و خستگي مفرط از عواقب استفاده از فستفودها به شمار ميرود.
در ميان انواع گوشت، گوشت قرمز گوسفندي داراي فوايد بيشتر و مضرات كمتري است به طوريكه مصرف روزانه ۲۰ تا ۳۰ گرم گوشت گوسفند براي تنظيم اشتها، جلوگيري از ضعف و خستگي، محكم شدن بافتهاي بدن و حتي رفع بي حوصلگي مفيد است. گوشت گوسفند مانند واكسينه عمل ميكند و بدن را در برابر بيماريها مقاوم ميسازد. گوشت مرغ به دليل طبع سردش بايد به عنوان غذاي جنبي مصرف شود. كساني كه طبع مزاجي سرد دارند بايد مصرف آن را كاهش داده و به گوشت گوسفند و گوساله روي بياورند. مصرف مرغ به عنوان غذاي اصلي سرد مزاجي، اختلالات جنسي، خستگي مفرط، ضعف عمومي و چاقي را حاصل ميكند اما اگر هفتهاي دو بار براي طراوات بخشيدن به بدن مصرف شود (در تابستان تا هفتهاي سه بار) مفيد است. در دهه ۱۳۷۰ شمسي به دليل ضعف كشور در توليد گوشت، مردم به سوي مصرف مرغ سوق داده شدند كه آثار مصرف آن، اكنون در اوضاع مزاجي مردم قابل مشاهده است. گوشت گوساله براي محكم شدن بافتهاي بدن مناسب است اما مصرف زياد آن موجب ايجاد كلسترول ميشود بنابراين بايد هفتهاي يك بار مصرف شود. دولت بايد قيمت گوشت را خود تعيين كند و بر اعمال آن نظارت داشته باشد درست مثل نان.
گندم غذاي اصلي اغلب مردم جهان است. اكثريت مردم جهان غذاهاي حاصل از گندم را دوست دارند و بدنشان با آن سازگار است. به دليل ضعف توليد گندم در اوايل دهه ۷۰، مردم به سوي مصرف برنج سوق داده شدند، در نتيجه واردات گندم كم نشد كه هيچ، واردات برنج هم به آن اضافه شد. در حال حاضر توليد گندم شرايط بهتري دارد اما لازم است كه دولت، غذاي پايه مردم را گندم و گوشت قرمز گوسفند قرار دهد و نسبت به خودكفايي كشور در توليد اين اقلام اهتمام ورزد. غلات ديگر بايد به عنوان غذاي مكمل مصرف شود. همچنين حبوبات به عنوان منبع پروتئين گياهي در سبد غذايي خانوار، مكمل گوشت باشد.
لبنيات، ميوه و سبزيجات هم براي تأمين بهداشت ضروري است. نظارت بر قيمت عادلانه آنها بايد دائمي باشد و دولت در نظام تأمين اجتماعي فراگير براي حمايت از توليدكنندگان اين بخشها بايد اهتمام داشته باشد تا مردم از اين محصولات استفاده كنند.
دولت با حمايت از برخي مواد غذايي و حمايت نكردن از برخي ديگر مثل قند و شكر و روغنهاي صنعتي در كنار تبليغات، مردم را به سوي الگوي صحيح تغذيه سوق خواهد داد. حذف فستفودها اگر چه نوعي جبر است اما با آگاهي دادن به مردم، ميتواند از بيماريهاي زيادي پيشگيري كند.
به وجود آمدن امكانات ورزشي، كاستن از پشت ميزنشيني، وقتشناسي و نظم از جمله عواملي است كه بهداشت جسمي و رواني آدمها را تأمين ميكند. اگر كاري كه نيم ساعت طول ميكشد را فرض كنيم دو ساعت زمان لازم دارد، حوصلهمان زياد ميشود. آن گاه اگر در ۴۰ دقيقه كار انجام شد، عصباني و دچار استرس نميشويم. اگر سحرخيز باشيم يعني ساعت ۱۱ شب قيد فوتبال را بزنيم و بخوابيم و سحرخيز شويم و به كارهايمان نظم بدهيم، استرس نخواهيم داشت. اگر به ازاي هر يك ساعت كار پشت ميزي، ۱۰ دقيقه قدم بزنيم، آب را جايگزين چاي كنيم و لابهلاي كار با كامپيوتر، كمي به صفحات كاغذي روزنامه يا كتاب نگاه كنيم، چشم درد و سردرد نميگيريم. باور كنيم كه چيزي اگر قسمت ما باشد به آن ميرسيم و اگر نباشد نميرسيم چه تند برويم و چه كند. مهم اين است كه حركت كنيم و مسئولانه هم حركت كنيم.
چكاپ هر ماهه بدن يا به قول پزشكان هر شش ماهه، بايد اجباري شود. مثلاً شركتها و سازمانها براي عقد قرارداد بايد از افراد بخواهند يك چكاپ كامل از بدن خود انجام دهند و پرداخت حقوق شهريورماه را به انجام چكاپ دوم منوط كنند. به اين منوال، بيماري پيش نميآيد يا به سرعت تشخيص داده و درمان ميشود.
بادام تلخ در قلب شيريني هر روز خبر تازهاي از ساخت داروهاي جديد و پيشرفته در كشور ميشنويم و افتخار ميكنيم اما وقتي قيمت آنها را ميشنويم نگران ميشويم آيا مردم ميتوانند اين داروها را بخرند؟ متوجه ميشويم كه قبلاً اين دارو به سه برابر قيمت از خارج وارد ميشد. اما همين قيمت يك سوم هم براي مردم زياد است. يعني وسط شيريني توليد دارو، بادام تلخ گرانياش را هم ميچشيم. بيمهها از داروهاي جديد حمايت آنچناني نميكنند. حال آنكه حمايت از اين داروها حمايت توأمان از نخبگان و مردم است. ميدانيم كه دو پايه پيشرفت و عدالت بر حمايت از نخبگان و تأمين مردم استوار است اما در بخش داروهاي جديد، هر دو پايه ميلنگد. به ويژه اينكه مصرفكنندگان اين داروها اغلب اقشار كم درآمد هستند كه به دليل آب آلوده، غذاي بيكيفيت، ازدواج بدون آزمايش پزشكي و جهل نسبت به رعايت بهداشت و از اين قبيل به بيماريهاي خاص دچار شدهاند.
گسترش حمايت از درمان به ويژه در شهرهاي محروم و روستاها، ميتواند به مهاجرت معكوس از شهرهاي بزرگ كمك كند. در حال حاضر افراد مسن علاقه دارند از كلانشهرها خارج شوند اما به دليل فقدان امكانات مناسب درماني و بهداشتي و وجود بيمارستانهاي مجهز در كلانشهرها، در اين شهرهاي شلوغ ماندهاند. همچنين اين امر از مهاجرتهايي كه براي درمان انجام ميشود جلوگيري خواهد كرد. نظام تأمين اجتماعي فراگير كمك ميكند كه درمان مردم تسهيل شود.
اورژانس رايگان، عملهاي جراحي رايگان و داروي كم هزينه و متناسب با درآمد از جمله تسهيلات درمان نظام فراگير است.
چرا اصرار ميكنيم؟ گيريم كه جهانيان همين امروز اعلام كنند كه تمام الگوهاي ديگر را كنار ميگذارند و جمهوري اسلامي را به عنوان يگانه الگوي جهان ميپذيرند. آيا در بخش تأمين معيشت و حداقل رفاه آماده هستيم؟ نظام تأمين اجتماعي فراگير، موجب افزايش عدالت، وفاق اجتماعي و تعيين مسير آينده و حركت مردم به سوي آن ميشود. اكنون كه سياستهاي اصل ۴۴ قانون اساسي، راه را براي تأمين اجتماعي فراگير باز كرده، چرا پس از گذشت سالها از ابلاغ آن سياستها، هنوز مردم، دچار مشكلات معيشتي ميشوند. چرا بالا و پايين شدن قيمت مسكن، روي همه اجناس تأثير ميگذارد و معيشت مردم را به خطر مياندازد. اگر دولت ضامن باشد كه به هر قيمت مشروع، معيشت مردم را تأمين كند ملت به سختي نميافتد. بالا رفتن نرخ سكه و ارز و كم شدن توليد ميتواند به رفاه، آسيب برساند اما به معيشت كاري ندارد، اگر دولت ضامن باشد. دولت بايد شرايطي ايجاد كند كه هر اتفاقي افتاد قيمت نان، گوشت، لبنيات، ميوه و سبزيجات، مسكن، درمان و تحصيل تغيير نكند. مردم بايد براي ايجاد رفاه به سوي توليد سوق داده شوند نه تأمين معيشت. پس براي افزايش توليد بايد معيشت مردم تأمين باشد اما الان بسياري از كارگران، دانشجويان، كارمندان، روزنامهنگاران، پرستاران و معلمان خانه ندارند. همچنين امكان تحصيل در دانشگاههاي پولي را نيز ندارند. درمان برايشان گران است و براي سير كردن خود به غذاهاي بيكيفيت و مضر روي ميآورند. نظام تأمين اجتماعي فراگير، ضامن معيشت مردم است به همين دليل به شكلگيري آن اصرار ميكنيم تا مردم صاحب مسكن، تحصيل، بهداشت، درمان و امنيت شوند و كشور پيشرفت كند.