
با نگاهي به فرمايشات رهبر انقلاب در ديدار اخيرشان با نخبگان اما ميتوان دريافت حتي اگر من و شما دانشجوياني نخبه باشيم در آغاز راهي طولاني قرار داريم و بايد بدانيم انتظار رهبري از نخبگان جوان جامعه ايراني به نمايش گذاشتن تصوير تمامعيار يك انسان مسئوليتپذير و مؤثر است.
شتاب پيشرفت علمي جامعه دانشگاهي ايران واقعيتي است كه از نتايج و آمار و ارقام مؤسسات معتبر بينالمللي نيز قابل استنتاج است. به عبارت ديگر غرب در لابهلاي انتشار اين حقايق اعتراف ميكند، تحريمها و اعمال محدوديت نه فقط پر پرواز دانشمند و دانشجوي ايراني را نميبندد كه خود انگيزهاي ميشود براي شتاب بيشتر و بيشتر اين رشد و پيشرفت.
با اين همه هر چند قرار گرفتن در اين مسير رضايتبخش است اما نبايد به اين موفقيت ناچيز دلخوش كرد. حضرت آيتالله خامنهاي نيز با تأكيد بر اينكه قرار گرفتن در مسير نخبگان آغاز راه است، ادامه اين مسير را اينگونه ترسيم ميكنند: «توقع من و توقع شما بايد اين باشد كه اين بذرِ بهثمرنشسته تبديل شود به يك نهال برومند و تبديل شود به يك شجره طيبهاى كه «تؤتى اكلها كلّ حين باذن ربّها»؛درخت ثمربخشى شويد كه در همه زمانها، در همه موقعيتها، بتوانيد ميوه شيرين خودتان را به كام اين كشور، اين ملت، اين تاريخ و در نهايت به كام بشريت بچشانيد؛ اين بايد هدف باشد.»
اما چگونه ميتوان به اين افق ترسيم شده دست يافت؟
به ثمر رسيدن شجره طيبهاي كه رهبر انقلاب از آن ياد ميكنند، چگونه ميسر خواهد شد؟ و از همه مهمتر در اين بين وظيفه ما دانشجويان و نخبگان چيست؟
اينها سؤالاتي است كه پاسخ آنها را به روشني از ميان بيانات حضرت آيتالله خامنهاي ميتوان دريافت.
۱- احساس مسئوليت نخستين توشه حركت در مسير كسب علم و دانش احساس مسئوليت است. همين احساس است كه سبب ميشود تا يك دانشمند تمام هموغمش را صرف گرهگشايي از كار مردم كند و علمش در خدمت اهداف متعالي بشري دربيايد و در نبود همين احساس مسئوليت، بمبهاي اتم و ويروسهاي كشنده در آزمايشگاهها و مراكز علمي- پژوهشي جهان متولد ميشوند. اين ماحصل علم و دانش بدون تعهد است كه جان انسانها و تخريب و جنگ و كشت و كشتار هدف نهايي آن ميشود.
بنا به تعبير حضرت آيتالله خامنهاي، فتحالفتوح انقلاب اسلامى تربيت جوانان نخبه است؛ نخبگاني كه به تعهد و تزكيه نفس مجهزند. ايشان ميفرمايند «پيشرفت واقعى اين است كه جوانهاى ما، نخبگان ما نسبت به آينده احساس مسئوليت كنند؛ براى خودشان ديدگاه تعريف كنند؛ براى كشور آيندهاى را تصوير و مجسم كنند و احساس كنند و اين احساس را اظهار كنند كه آمادهاند براى رسيدن به اين آينده تلاش كنند.»
۲- شتابگيري در حركت علمي رتبه شانزدهم ايران در پيشرفت علم، حكايت از شتاب ما در اين عرصه دارد اما نميتوان به چنين پيشرفتهايي دل بست چراكه به گفته رهبر انقلاب، ما از قافله علمي جهان چيزي حدود سه قرن عقبيم و دليل اين عقبماندگي علمي را بايد در دوران طاغوت ريشهيابي كرد.
امروز اما هر چند شتاب ما چندين برابر شتاب متعارف و متوسط علمى در دنياست، اما با عنايت به فاصله زيادي كه از قافله علم در دنيا داريم بايد سالها اين سرعت را حفظ كنيم تا بتوانيم به نقطهاى كه متناسب ملت ايران؛ تاريخ و گذشته، مواريث علمى و اهميت ماست برسيم. بنابراين نبايد بگذاريم اين حركت از دور بيفتد.
اگر اين حركت كند شود و از دور بيفتد، بازيابى و بازسازى آن دشوار است.
۳- درونزايي و درونجوشي
وابستگي به غرب و مرعوب پيشرفتهاي آنها شدن حتي در ميدان علم نيز جايز نيست چراكه بخش عمدهاي از دستاوردهاي غرب ماحصل چپاولگري و بهرهكشي از ديگر ملتهاست؛ نكتهاي كه با مراجعهاي به تاريخ ميتوان آن را به روشني دريافت. حركت علمي در نظام جمهوري اسلامي ايران بايد مبتني بر درونجوشي و درونزايي باشد. در اين مسير هرچند مسئولان وظايف و مسئوليتهايي دارند اما نخبهها نبايد خود را از مردم يا نظام طلبكار بدانند بلكه نخبگي يك فرصت است و نخبه ميتواند با بهرهگيري از اين فرصت خدادادي به جامعهاش خدمت كند و بنا به تأكيد رهبر انقلاب، نخبگان جامعه به اين خدمت موظفند.
۴- ايجاد شبكه نخبگاني هرچند تمام جامعه علمي و دانشگاهي كشورمان درصدي از نخبگي را دارند اما براي رشد جايگاه نخبگان و درجههاي نخبگي لازم است تا شبكهاي براي نخبهپروري شكل بگيرد.
شكلگيري شبكه نخبگاني يكي از پايهايترين زيرساختهايي است كه ميتواند تحقق چشماندازهاي علمي كشور و رسيدن به جايگاه شايسته ايران و ايراني را به ثمر رساند. مقام معظم رهبري در عين حالي كه معتقد به ارائه فضاي باز فعاليت و مطالعه براي نخبگان هستند، بر ايجاد اين شبكه تأكيد ويژهاي دارند.
براي ايجاد اين شبكه نيز نخستين قدم شناسايي نخبگان است. پس از طي اين مرحله بايد براي رشد و ارتقاي نخبه برنامهريزي شود و از همه مهمتر ثبات در حركت در مسير علم و دانش است كه بايد در پرورش و ياري نخبگان در نظر گرفته شود. به اين ترتيب با شناسايي نخبهها از همان دوران دانشآموزي يا دانشجويي ميتوان فرآيند تثبيت نخبگي را در آنها تسريع كرد. اين مسير در واقع علاوه بر شناسايي جذب و نگهداري نخبهها، به نوعي تربيت و پرورش مربي نيز هست و اين افرادي كه براي تثبيت و بالا رفتن درجه استعدادها و نخبگيشان انرژي، وقت و منابع كشور هزينه شده است حالا بايد در سيستم آموزشي كشور به كار گرفته شوند تا ضمن حفظ و ارتقاي دانش و تجربه خودشان، اين حركت نخبگي را زاينده و پيوسته نگه دارند.
در اين شبكه استعدادهاي جديد از ميان دانشجويان و دانشآموزان شناخته و به كار گرفته ميشوند تا ضمن حفظ و ارتقاي دانش و تجربه خودشان، اين حركت نخبگي درونزايي شود. در واقع به بيان حضرت آيتالله خامنهاي، بايد به گونهاي برنامهريزي و عمل شود كه نخبههاي ما بتوانند نخبهساز و نخبهپرور شوند. در اين صورت، حالت درونزايى به وجود خواهد آمد و حركت مضاعف خواهد شد.
۵- باقي ماندن در تراز نخبگي با تعهد و تزكيه نفس
در شرايط كنوني اگر ما در حال پيشرفت در صحنههاي علم و فناوري هستيم بايد بدانيم در مسير يك ماراتن سخت و نفسگير قرار گرفتهايم. يك ماراتن كه رقباي بسياري را هم در داخل و هم در خارج از كشور دارد. بنابراين اگرچه قرار گرفتن در تراز نخبگي ارزشمند است اما از آن مهمتر حفظ اين مزيت و باقي ماندن در اين جايگاه است. بدين منظور شايد يكي از اصليترين توصيههاي رهبري مراقبت و تزكيه نفس باشد. در اين صورت است كه علم به تعهد مزين ميشود و ميتواند منجر به تعالي جايگاه انساني شود و اين نهايت نخبگي است.
همت دانشجويان براي تحقق تأكيدات رهبري با تبيين دستورالعملها و نقشه راهي كه رهبر انقلاب پيشروي دانشجويان و جامعه نخبگاني كشور تصوير كردهاند، بيترديد ميتوان به اهداف و شاخصهاي شايسته ملت ايران دست يافت واين مهم با همت دانشجويان تحققپذير است.