نماي اول: اين روزها مرتفع كردن مشكلات اقتصادي مردم جزو مهمترين دغدغههاي مسئولان كشور است تا جايي كه مجلس شوراي اسلامي، اجراي گام دوم هدفمندي يارانهها در سال جاري را به رغم قانوني بودن، به طور موقت متوقف كرد. به هم ريختن بازار ارز و دلار به كمك دستهاي آلوده و برخي امكانات تلفن همراه(!) باعث شده است كه از لوبيا چيتي تا سرويس مدارس و حتي فلفل دلمه و كاهو، طعم بالانشيني بر مصدر قيمتها را نه در رؤيا كه در عالم واقعيت تجربه كنند!
نماي دوم: شايد اگر شما هم ادامه مطلب را بخوانيد با ما همنظر شويد كه «آدم چه چيزهايي ميبيند و ميشنود»! روز گذشته بر بالاي بلند برخي بيلبوردهاي تبليغاتي، تصاويري از اسبهاي اصيل نمايان بود. بهانه آن هم «برگزاري نخستين همايش علمي و جشنواره اسبهاي اصيل كشور» است. تعجب نكنيد! اين هم يك جور از مراسمات براي تلطيف فضاي ذهني جامعه نسبت به بلاياي غير مترقبه ارزي و دلاري است! البته ذكر اين نكته كه دوستان قطعاً چنين قصدي نداشتهاند براي نويسنده و خواننده و بقيه دوستان محرز و مفروض است! در مورد توجيه اين همايش علمي و ملي گفته شده است: «هدف از برگزاري اين همايش احياي فرهنگ اسبداري در سطح ملي، تعميق ديدگاه عمومي و مسئولان درباره اسب، توسعه اكوتوريسم اسب و معرفي تاريخي و نمايش نژادهاي برتر اسب ايراني است.» اما دليل محكم و متقنتر ديگر اين مسئله از سوي مديران اينگونه عنوان شده است: «شيخنشينهاي خليج فارس قيمتهاي گزافي را براي اسبهاي كرد پرداخت كرده و با استفاده از اين اسبها در مسابقات استقامت برنده ميشوند.»
نماي سوم: در تأييد مقولهاي به نام «اسب اصيل ايراني» شكي نيست كه اولين قومي كه توانست اسب را ضمن اهلي كردن به كار بگيرد، اقوام باستاني ساكن در غرب ايران بودهاند. اينها را گفتم تا فرض بر بياطلاعي گذاشته نشود. اما نكته مهم در اين بحث اين است كه اولاً همگان به خوبي ميدانند پرورش اسبهاي اصيل هزينههايي سرسام آور دارد كه از عهده عموم مردم خارج است. دوم اينكه در چند دهه اخير تنها كساني كه توانستهاند به صورت موفق ضمن اصطبلداري، اسبسواري هم انجام بدهند فقط تعداد معدودي «آقازاده» و «سرمايهدارزاده» بودهاند. نكته ديگر كه بايد به آن توجه شود اين است، در ايامي كه مشكلات اقتصادي باعث ميشود مجلس، قانون هدفمندي را متوقف كند، دوستان برگزاركننده اين همايش «علمي» و «ملي»! چه تصوري از منطق اجتماعي جامعه پيرامون خود دارند؟ آيا امروزه با توجه به وضعيت جوامع شهري و همچنين قيمت گزاف و بالاي اسب داري و سواركاري، برپايي اينگونه همايشها توجيه منطقي دارد؟ آيا بهتر نيست هزينه به «باد فناي بيتدبيري» داده شده بزرگواران در همايش هايي اينگونه صرف موارد مهمتر بشود؟ آيا اساساً دوستان مسئول قائل به اهم و مهم كردن مسائل، نه فقط در باب سياسيكاري كردن، هستند؟ آيا رهگذران و مردم عادي با ديدن اين بيلبوردها به غير از سرايش هجو و هزل نامههاي مطول در رثاي مسئولان، كار ديگري خواهند كرد؟ شما را به خدا قبل از خلق اينگونه شاهكارها، فضاي مطلوب افكار عمومي و جامعه را هم بسنجيد!