در حالي كه در هفته گذشته بيبيسي به نقل از سخنگوي وزارت خارجه امريكا گفت كه سقوط ارزش پول ملي ايران حاكي از موفقيت «تحريمهاي كوبنده» عليه برنامه هستهاي جمهوري اسلامي است كه بايد با شدت ادامه داشته باشد و وزير خارجه امريكا هم با ابراز خوشحالي از آن، از مردم ايران خواسته بود كه در اعتراضات روي موضوع هستهاي متمركز شوند اما كمتر از دو روز پس از اين اظهارنظر مشعوفانه، كلينتون در اظهارنظري ديگر در پاسخ به پرسشي در خصوص تأثير تحريمها بر وضعيت مردم، حاكميت ايران را مقصر در وضعيت اقتصادي دانسته و مدعي ميشود كه اگر ايران درباره مسئله هستهاياش همكاري جدي كند، تحريمها ميتواند فوراً برداشته شود.
اما در اين ميان اظهارات فليپ هاموند، وزير دفاع انگليس جالبتر از سخنان كلينتون است. او با پيشبيني گسترش اعتراضات خياباني ميگويد: «كاملاً مشخص است كه تحريمهاي فعلي با لطمه زدن به اقتصاد ايران و ايجاد شكاف در وحدت مقامات اين كشور در حال تأثيرگذاري است. به طور قطع ميتوانيم فشار بيشتري بر ايران وارد كنيم. تنها وضعي كه احتمال دارد حكومت ايران تسليم شود، اين است كه تهديد موجوديتي را ببينند يا احساس كنند اگر سطحي از فشار شروع به تبديل شدن به اختلالي كند كه بالقوه حكومت را تهديد كند و مخالفتهايي در خيابانهاي تهران روي دهد، احتمال دارد مسير تغيير كند.»
ولي همزمان با اظهارات وزراي امريكايي و انگليسي در استقبال از تحريمها، اظهار نگراني آقاي بانكيمون، دبيركل سازمان ملل نسبت به تأثير تحريمها و ايجاد مشكل براي بيماران ايراني در دستيابي به داروهاي حياتي بازتاب چنداني در ميان رسانههاي غربي نداشت، چرا كه محكوميت تحريمكنندگان در نزد افكار عمومي كشورهايشان را به دنبال داشت.
در قضيه تحريمها و تشديد آن در ماههاي اخير، آنچه كه غربيها را نگران كرده است، رشد انزجار مردم نسبت به سران سلطه به دليل تشديد تحريمها عليه مردم ايران است و همين امر به اذعان روزنامه گاردين حمايت بيشتر مردم ايران از نظام را در پي خواهد داشت و كارنامه سياه استكبار را نزد مردم ايران سياهتر خواهد كرد و به همين دليل است كه كلينتون در عرض كمتر از سه روز نسبت به دلايل وضعيت اقتصاد ايران تغيير مسير داد و سعي دارد ضعفهاي مديريتي را جايگزين احساس تنفر مردم ايران نسبت به چرايي فرآيند اقتصادي كشور كند.
اما تأكيد كلينتون بر دلايل مديريتي تحولات اقتصادي كشور در شرايطي كه با اصرار از مردم ايران ميخواهد عليه فعاليتهاي صلحآميز هستهاي شعار دهند، نشان از راهبرد سران سلطه در بهرهگيري از عنصر تشديد تحريم براي ايجاد دوگانگي در حاكميت و پيگيري خط تقابل در داخل دارد، چراكه آنها اميدوارند تشديد تحريمها در عين افزايش نارضايتي اجتماعي، سامانه تصميمسازي و مديريتي كشور را تحتالشعاع قرار داده و مسئولان دستگاهها را در مقابل هم قرار دهد و به تبع آن قادر باشد بسياري از اصول و مباني پذيرفته شده در نظام را زير سؤال ببرد.
مقام معظم رهبري در ديدار با نخبگان و استعدادهاي برتر در روز چهارشنبه ۱۲ مهر در ترسيم صحنه تقابل نظام سلطه با ايران اسلامي ميفرمايند: ما امروز در يك ميدان وسيعي در مقابله با جبهه دشمن قرار گرفتهايم، آن جبهه، جبهه ضعيفي نيست، جبهه تهيدستي نيست، پول دارد، تبليغات دارد، رسانه دارد، علم دارد، سياست و توانايي سياسي دارد، اما ملت ايران و نظام جمهوري اسلامي در مقابل همه فشارهاي او ايستاده، همه جور هم فشار وارد ميكنند، از فشار امنيتي و نظامي و ترور و ايجاد اغتشاش و غيره بگيريد تا فشار سياسي، تا فشار اقتصادي، تا تحريم و از اين قبيل كارها. اينكه ما تصور كنيم با فلان تصميم، با فلان تدبير و اقدام موجب شديم كه دشمني به طرف ما جلب شود، اين غلط است، اين درست نيست، ملت ايران به خاطر جايگاه مستقل خودش، به خاطر تسليم نشدن در مقابل نظام سلطه بينالمللي مورد اين تهاجمهاست چون ملت در مقابل نظام سلطه تسليم نشده، فشار ميآورند كه تسليمش كنند.