
همين عدم مسئوليتپذيري و ارائه عملكردي ضعيف، عاملي شد كه اندك حاميان اين حلقه در داخل نيز از آنها نا اميد و سبد رأي آنها با ريزشي شديد مواجه شود؛ موضوعي كه نمود عيني آن را ميتوان در عدم راهيابي كانديداهاي مورد حمايت اين حلقه به مجلس نهم مشاهده كرد. حال اين فقدان پايگاه اجتماعي در نزد افكار عمومي آن هم در آستانه انتخابات سرنوشت ساز رياست جمهوري يازدهم عملا اين هشدار را به سران اين حلقه داده است كه بايد با صندليهاي قدرت خداحافظي كنند. اتفاقي تلخ كه قطعا به كام هيچكدام از آنان خوش نخواهد آمد. اما در عين حال مسئولان اين حلقه ساكت ننشستهاند و براي حفظ صندليهاي قدرت خود سناريوهاي مختلفي را در دست اجرا دارند. سناريوي سه وجهي كه شايد بتواند تضمين كننده باقي ماندن آنها در بدنه حاكميت براي مدتي ديگر باشد.
سناريوي فرافكني
نخستين سناريوي حلقه انحرافي براي حفظ سبد رأي خود در آستانه انتخابات، سناريوي فرافكني است. بر اساس اين سناريو عوامل حلقه انحرافي ميكوشند اتهامات وارده به خود در خصوص سوءمديريتشان را متوجه دستگاهها و نهادهاي ديگر كنند و از بار مسئوليت خود بكاهند.
اين موضوع در عين حالي كه ميتواند عاملي براي حفظ جايگاه مديريتي در نزد افكار عمومي باشد، زمينهساز ريزش رأي رقبا نيز ميشود. نمونه اين موضوع را ميتوان در ايراد اتهام عوامل حلقه انحرافي به برخي نهادهاي عمومي در ماجراي تشويش بازار ارز و سكه عنوان كرد؛ ماجراي تأييد نشدهاي كه بر اساس آن انحرافيون مدعي ورود بخش عمدهاي از بودجه اين نهاد عمومي براي برهم زدن بازار ارز و سكه هستند. در حالي كه بخشي از حلقه انحرافي كه كنترل بازار را به دست دارند، با بهرهگيري از بازوهاي اقتصادي به راحتي ميتوانستند در مقابل اين تشويش بايستند اما ترجيح خود را بر روي موضوعي ديگر قرار دادند.
سناريوي تقابل
سناريوي دومي كه از سوي عوامل حلقه انحرافي در اين خصوص دنبال ميشود، سناريوي تقابل است. بر اساس اين سناريو، انحرافيون ميكوشند تا نيروها و نهادهايي را كه از روي دلسوزي، اقدام به طرح انتقاد از آنها ميكنند، با حمله لفظي و ايراد اتهامات متقابل عملاً ساكت كنند تا از اين طريق مانع از ريزش بيش از پيش پايگاه اجتماعي و سبد رأي خود شوند. نكته مهم در اين بين آن است كه اين نيروها و نهادها به هيچ وجه رقيب انتخاباتي آنها نيستند و اين افراد همواره بدون توجه به نوع جرياني كه بر سر كار است، سعي در ارائه انتقادات دلسوزانه براي بهبود شرايط كشور دارند.
سناريوي جذب
در عين حال مهمترين سناريوي حلقه انحرافي براي انتخابات پيش روي سناريوي جذب است؛ طرحي كه بر اساس آن انحرافيون ميكوشند با نزديك كردن خود به ليدرهاي آراي خاكستري عملا اين آرا را به سمت سبد خود سرازير كنند. اين سناريو از دو بخش اصلي تشكيل شده است: بخش نخست شامل نزديكي سران اين حلقه به ليدرهاي نيروهايي است كه در فتنه سال ۸۸ نقشآفريني كردند و شركت در انتخابات مجلس را نيز تحريم كردند. اين بخش از آراي خاكستري همچنان برنامه تحريم براي انتخابات پيش رو را در دستور كار خود دارند اما حلقه انحرافي ميكوشد با دست گذاشتن روي مسائل مورد علاقه اين گروه عملا آنها را ترغيب به شركت در انتخابات كند.
علاوه بر اين انحرافيون ميكوشند اين موضوع را به اين گروه القا كنند كه موفقيت آنها در انتخابات آتي، زمينه ساز تحقق آمال و آرزوهاي آنها ميشود.
در عين حال دومين بخش از سناريوي جذب مربوط به گروههايي ميشود كه غالباً از وابستگان به اصلاحطلبان هستند و اگرچه تصميم به حضور در انتخابات را دارند اما هنوز نتوانستهاند مهرهاي تأثيرگذار كه قابليت جذب آراي عمومي را داشته باشد، معرفي كنند.
حلقه انحرافي مذاكرات خود را با اين گروه نيز آغاز كرده و در تلاش است نظر آنها را به نفع كانديداي خود جلب كند و در عوض اين دسته از اصلاحطلبان را نيز شريك دولت آينده خود كند.
در عين حال اين موضوع براي اصلاحطلبان نيز چندان ناخوشايند نيست، چراكه پس از فتنه سال ۸۸ و تغيير ذهنيت جامعه نسبت به اصلاحطلبان، آنها ميتوانند با پرداخت كمترين هزينه به حاكميت بازگردند و حتي اگر كانديداي مورد نظرشان نيز رأي نياورد و شكست خورده انتخابات نام گرفتند، همچنان ژست اپوزيسيوني خود را حفظ كنند.
در مجموع آنچه كه از برآيند رفتاري حلقه انحرافي در عرصه سياسي كشور قابل مشاهده است، تلاش اين حلقه براي حفظ پايههاي قدرت خود در داخل جامعه است و در اين مسير از هيچ حركت و نشست و برخاست سياسي نيز فروگذار نخواهند كرد.
گرچه قاطبه مردم با شناخت ماهيت اصلي اين حلقه و عملكرد چند ساله آنان، د ركنار عملكرد فتنهانگيزانه اصلاحطلبان افراطي، آنها را از گفتمان اصلي انقلاب جدا كردهاند و ديگر اقبالي به آنها نشان نخواهند داد.