نمونه نه چندان قديمي اين موضوع در پيروزي دانيل اورتگا طي انتخابات رياست جمهوري ۱۹۸۴ نيكاراگوائه و پيروزي جبهه نجات اسلامي الجزاير در انتخابات شهرداريها و شوراهاي شهر ۱۹۹۰ بود.
اين دو مورد از آن جهت قابل توجه هستند كه به نوعي پيشدرآمد تحولات قريب به دو دهه بعد در مناطق خود بودند، به صورتي كه پيروزي جناح سوسياليستي اورتگا سالها بعد از پيروزي او در كشورهاي امريكا لاتين به صورتي زنجيروار بروز كرد و پيروزي جبهه نجات اسلامي الجزاير طليعهاي بود براي تحولات بيش از يك سال اخير در جهان عرب.
هر چند كه اين دو مورد آشكار تحولي دموكراتيك در دو منطقه به طور كامل متفاوت در جهان بودند، اما امريكا برخلاف شعارهايش نميتوانست اين دموكراسي و رأي مردمي به آن را تحمل كند و به همين جهت، شورشيان مسلح كنترا را به راه انداخت تا اولي را به زانو درآورد و در دومي از اقدام نظاميها و دستگيري و زنداني شدن رهبران جبهه نجات اسلامي حمايت كرد. اين رويه ضددموكراتيك امريكا تنها به اين دو مورد ختم نميشود و موارد متعدد ديگري نيز براي آن قابل اشاره است كه ماجراي ونزوئلا و رياست جمهوري هوگو چاوز در آن يكي از آنها است.
چاوز با ناكامي در كودتاي ۱۹۹۲ اين درس مهم را گرفت كه براي مبارزه با امپرياليسم امريكا و عوامل داخلياش بايد راه سياست و رأي مردم را در پيش بگيرد و شش سال بعد و در انتخابات رياست جمهوري ۱۹۹۸ نشان داد كه اين درس را خوب ياد گرفته و توانست اعتماد مردم ونزوئلا را به خود جلب كند. او تحت تاثير آرمان سيمون بوليوار، رهبر استقلالطلبي امريكاي لاتين از استعمار اسپانيا، پيروزي و رياست جمهوري خود را به نام انقلاب بوليواري خواند و تحت شعارهاي اين انقلاب، اصلاحات گستردهاي در حوزههاي مختلف اقتصادي، سياسي و اجتماعي ونزوئلا انجام داد.
اصلاحات بوليواري او با وجود آنكه با رأي مردم تأييد شده بود و متكي به خواست دموكراتيك مردم ونزوئلا بود، اما منافع صاحبان پول و قدرت امريكايي و به خصوص شركتهاي بزرگ نفتي را به خطر انداخته بود و به اشاره همين قشر بود كه حاكمان كاخ سفيد با ناديده گرفتن شعارهاي به اصطلاح دموكراتيك، مخالفين چاوز در ونزوئلا را سازماندهي كردند. كودتاي مخالفين چاوز با راهنمايي حاميان امريكايي خود كودتاي ۲۰۰۲ را به راه اندختند اما چاوز بر اين كودتا و نقشه آدمربايي مخالفين پيروز شد و حتي براي دو دوره بعد نيز در مقام رياست جمهوري ماند. چاوز بعد از سه دور رياست جمهوري باز كار خود را در تداوم انقلاب بوليواري ناتمام ميديد و به همين جهت خود را آماده كرد تا بار ديگر در انتخابات رياست جمهوري در روز يكشنبه ۷ اكتبر با مخالفين خود و البته به روشي دموكراتيك مقابله كند.
مقابله چاوز با مخالفانش در اين دور از جنس ديگري بود. مخالفان او از تجربههاي قبل درس گرفتند و دريافتند كه با خشونت و كودتا نميتوانند بر او پيروز شوند و به همين دليل، مقابله نرم را در دستور كار خود قرار دادند. اولين گام آنان پس زدن گروههاي سنتي راستگرا و آمدن به صحنه تحت لوايي جديد و به نام ميزدگرد اتحاد دموكراتيك،Mesa de la Unidad Democrática، بود. براي نشان دادن اين چرخش سياسي بود كه آنان فردي جوانتر از چاوز به نام انريكه كاپريلس را در مقابل او قرار دادند كه برخلاف رويه قبل و شعارهاي نئوليبرال، با شعارهاي سوسيال دموكراتيك به صحنه آمده بود.
علاوه بر چرخش سياسي، مخالفين در شعارهاي خود نيز تغييرات اساسي دادند؛ ديگر خبري از آن مخالفتهاي پرشور با برنامههاي اصلاحي چاوز در كار نبود و حتي كاپريلس به محلات و مناطق فقير ميرفت و قول ميداد كه در صورت پيروزي برنامههاي اصلاحات اجتماعي و فقرزدايي چاوز را لغو نخواهد كرد. مخالفان با اين نحو چرخشهاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي به دنبال خلع سلاح چاوز بودند تا آنكه آراي او در ميان طبقات متوسط و كمدرآمد را به سوي خود جلب كنند اما تمام تلاشهاي آنان در نهايت ناكام ماند.
چاوز با كسب ۴۲/۵۴ درصد آرا در برابر ۹۷/۴۴ درصد راي كاپريلس برنده انتخابات شد. در واقع، مردم ونزوئلا با اين ميزان رأي نشان دادند كه همچنان پشتيبان انقلاب بوليواري او هستند و چاوز با شنيدن اين پيام از سوي مردم ونزوئلا بود كه بعد از اعلام پيروزياش گفت «انقلاب پيروز شده است». انتخابات ۷ اكتبر بار ديگر نشان داد كه دموكراسي سودي براي امريكا ندارد و اين اراده ملي است كه حرف نهايي را ميزند، اما با وجود اين، بايد گفت كه مخالفان چاوز تازه مقابله نرم خود را شروع كردهاند.
كاپريلس بعد از پذيرش شكست و تبريك گفتن به چاوز در ميان هوادارانش اعلام كرد؛ «بذرهاي بسياري در سراسر ونزوئلا كاشتهايم و ميدانيم كه درختهاي بسياري حاصل اين بذرها خواهد شد». اين گفته كاپريلس حاكي از آن است كه مخالفان چاوز و حاميان امريكايي او مقابله نرم خود را در قالب يك برنامه بلند مدت تعريف كردهاند و در نتيجه بايد انتظار تدوام اين حركت از سوي آنان در آينده را داشت و اين چيزي است كه نبايد از ديد رهبران انقلاب بوليواري ونزوئلا مخفي بماند.