واقعيت اين است كه از يك منظر اين نوع تنشها نميتواند خطرناك باشد، هرچند سير حوادث سوريه و مديريتهاي خارجي دخيل در آن ميتواند آنكارا- دمشق را در ورطه جدالي ناگزير اندازد.
در يك قرائت از تنشهاي اخير، برخي تحليلگران مانند محمد ايوب استاد روابط بينالملل دانشگاه ميشيگان امريكا ميگويند آنكارا وارد معركهاي خود و ديگر خواسته شده است. ايوب باور دارد كه عربستان و امريكا با وجود دخالت در امور داخلي سوريه و تسليح مخالفان از كانال عبوري تركيه آن دو را در حاشيه امن قرار داده و در عوض تركيه را با مخاطرهاي اجباري روبهرو كرده است. استدلال اين كارشناس مسائل بينالملل با وجود توصيه وي به «لزوم تغيير رويكرد تركيه در قبال سوريه» اين است كه عربستان سعودي و امريكا اگر بخواهند، ميتوانند سوريه را در جدال سرنوشت رها كنند اما تركيه چنين انتخابي ندارد، زيرا هم مرز با سوريه است و مداخلهجوييهاي مكرر تركيه در سوريه اختياري را براي اجتناب تركيه از بحراني كه خود عامل مؤثر آن بوده باقي نگذاشته است لذا، پيامد اين اقدامات مداخلهجويانه و هزينههاي آتي آن براي تركيه همسايه سوريه بيش از عربستان و امريكاي غيرهمجوار آن خواهد بود. در نگاهي ديگر، اين حادثه در چارچوب نبرد بين ارتش سوريه و معارضان مسلح طبيعي است، اين فضا به شدت مشابه آن چيزي است كه در مرزهاي سوريه با لبنان و گاهي هم با اردن اتفاق ميافتد.
اما كسي حوداث مشابه را در ساير مناطق درگير با بحران سوريه دليلي بر افزايش تنش يا اعلام جنگ نميداند. در تمامي نزاعهاي نظامي، وقوع چنين رخدادهايي غريب و دور از انتظار نيست.
به نظر ميرسد مشكل اصلي فراتر از موضعگيريهاي مظلومنمايانه آنكارا يا انكارگرانه دمشق باشد. اين مسئله پنهان نيست كه طرف ترك (سران حزب عدالت و توسعه تركيه) به شدت از ادامه وضعيت بحراني و بدون راهحل سوريه در مثلث عربي- تركي- غربي كه خود يكي از اضلاع تشكيلدهنده آن است، نگرانند.
در واقع تركيه ترجيح ميدهد از اين بحراين با يك جنگ تعيين كننده (دخالت ناتو) خلاص شود.
در طرف سوري هنوز هم مشخص نيست چه كسي خمپاره روز چهارشنبه گذشته را به خاك تركيه پرتاب كرده است. ارتش اسد يا ارتش آزاد معارضان؟
حتي با فرض اينكه اقدام مذكور را ارتش سوريه انجام داده باشد، در چارچوب و فضاي جنگي حاكم بر سوريه امر خطيري براي طرف تركي به شمار نميرود، كما اينكه ورود هواپيماي تركيه از كريدور اسرائيلي و سقوط آن در آبهاي مديترانه در شرايط جنگي امري غيرطبيعي قلمداد نميشود، اما به معناي اعلان جنگ نيست.
شايد صلاحالدين دمير تاش، رئيس حزب كرد صلح و دموكراسي تركيه شجاعت بيشتري را در فضاي محافظهكاريهاي رايج در بحران داشت كه گفت: اين حادثه كشتاري برنامهريزي شده براي تصويب طرح (دخالت نظامي تركيه در سوريه) در پارلمان تركيه بود و اردوغان به خاطر هوسهاي شخصي خود و تصدي رياست جمهوري، آمادگي هر كاري را براي برگرداندن ورق اوضاع سوريه دارد، هر چند او ماهها پيش از تصويب اين طرح، تركيه را وارد فضاي جنگي كرده بود.
اما اين اتفاق جنبه ديگري هم دارد. اگر فرمان جنگي كه پارلمان تركيه با وجود مخالفت حزب «ملت جمهوري»، حزب صلح و دموكراسي و تعدادي از نمايندگان حزب حاكم عدالت و توسعه، به امضا و تصويب رسيد كاركردي داشته باشد آن كاركرد در شرايطي قرار است به ميدان بيايد كه اميدهاي تركيه در شهر مرزي حلب به عنوان پايگاه نزديك معارضان مسلح در قالب ارتش آزاد در حال برباد رفتن است. هنوز يك هفته از انتشار اخباري درباره اعزام ۳۰ هزار نيروي نظامي و هزاران دستگاه از ادوات جنگي ارتش سوريه به اين شهر نگذشته بود. شهري كه جنگ آن پاياني بر معركه حلب به نفع نظام و در مجاورت مرزهاي تركيه است. نتيجه واضح است: تركيه پايگاه كمكرساني اصلي به معارضان مسلح را از دست ميدهد و ديگر حوزهاي هم وجود ندارد كه به برقراري منطقه حائل (نظير كاري كه عليه عراق در حمله امريكا انجام داد) يا پرواز ممنوع به نفع مخالفان تبديل به حلب به يك بنغازي ديگر بينديشد. از اين رو تصويب طرح جنگ طلبانه- البته به اميد همكاري ناتو- از سوي آنكارا، تلاشي براي نجات «ارتش آزاد» از شكست در حلب و مشغول كردن ارتش سوريه به تهديدهاي تركيه پشت مرزها به جاي مخالفان و در نتيجه بر هم زدن تمركز ارتش اسد با افزايش نقاط تنش است.