با وجود وعدههايي كه وزارت ورزش در مورد رفع تهديد بينالمللي داده، اما هنوز هم نميتوان با قاطعيت از زنده ماندن و نفس كشيدن ورزش قهرماني كشور حرف زد. البته ميتوان از همين حالا پاسخهاي نيمه شفاف وزير در مورد تمام شايعات اخير را حدس زد. ميتوان پيش از آن كه عباسي روبهروي نمايندگان قرار بگيرد و از خودش دفاع كند پيشبيني كرد كه براي دست يافتن به پيروزي و جلب رأي دوباره نمايندگان از چه اهرمها و ابزارهايي استفاده ميكند.
وزير بيشك از افتخارات المپيك به عنوان گواهي بر موفقيتهاي خود صحبت به ميان خواهد آورد. اما پيش از اينكه متاثر از دفاعيات وزير شويم، بايد به ياد جملهاي از رئيسجمهور بيفتيم كه در دفاع از عباسي گفت: «استيضاح وزير قبل از اينكه يك وزارتخانه يك ساله شود عجيب است...» اگر اين استيضاح كه به واسطه در خطر افتادن كليت ورزش ايران صورت گرفته عجيب و دور از ذهن به نطر ميرسد، چگونه ميتوان عمر چندماهه وزير و معاونينش در وزارتخانه را باعث و باني موفقيت ورزشكاران در المپيك دانست؟ اگر قرار است يك وزير با عملكرد چند ماهه خود، موفقيتهايي چشمگير در المپيك كسب كند، پس كارهاي زيربنايي كه مسئولان گاه به گاه از آن دم ميزنند چه ضرورتي دارد؟ ميتوان هر دوره همين محمد عباسي را شش ماه قبل از المپيك به وزارت ورزش رساند و بعد مدالها را درو كرد و افتخاري به نام ايران زد. اگر شش ماه وزارت يك وزير براي كسب موفقيت كفايت ميكند، مسئولان ديگر و پيشين و آنهايي كه تك تك اين قهرمانها را از سنين نونهالي كشف كردند و پرورش دادند چه سهمي در اين كاميابيها دارند؟
وزير ورزش امروز اما بيترديد لحظهاي و كلمهاي توان دفاع از تصميمات خود در عزل و نصبها در فدراسيونهايي مانند كشتي، دوچرخه سواري، قايقراني، تير و كمان را نخواهد داشت. اگر لب به دفاع باز كند، دقيقا همان حسي را به شنونده ميدهد كه چند ماهي است از شنيدن دفاعيات بانك مركزي در مورد قيمت و ارزش ارز و دلار دچار آن ميشويم. وزير اما قطعاً در مورد دسيسههاي داخلي (مهمترين ابزار وزارت ورزش در توجيه تعليق احتمالي ورزش ايران) حرف خواهد زد.
وزير احتمالاً پاي عناصري را وسط ميكشد كه يا از كار بيكار شدهاند يا به دنبال نشستن سر جاي او هستند. وزير اما قطعاً از اين واقعيت حرف نخواهد زد كه مهمترين تصميمات مديريتياش را متاثر از مشاورهها و اصرارهاي معاون ورزشياش اتخاذ كرده كه در هر جابهجايي به دنبال انتقامهاي شخصي و غرضهاي فردي است. وزير مطمئناً هنوز به محيط پيرامون خود آن قدر آشنا نشده كه بداند اگر امروز نمايندگان مجلس او را براي استيضاح به خانه ملت ميكشند، نه براي انتقام گرفتن و مانور قدرت كه در حقيقت از روي ترسي است كه از تصميمات اشتباه او حاصل شده.
تصميماتي كه براساس مشاورههاي همان مرداني به دست آمد كه روزي در همين مجلس هيچ اعتمادي را به عنوان رأي در گلدان خود نديدند! سرنوشت ورزش كشور امروز و با رد صلاحيت يا تأييد صلاحيت وزير مشخص نميشود. اما مسلما ميتوان از مجلس انتظار داشت به مشكلات مديريتي ورزش ايران و وزارت ورزش، ريشهايتر نگاه كند.
سالهاست كه نقش وزير ورزش و رئيس وقت سازمان تربيت بدني، عزل و نصب رئوس فدراسيون يا دست بردن در هيئت مديرههاي استقلال و پرسپوليس شده. سالهاست كه نه سازمان تربيت بدني و نه وزارت ورزش، نه كار زير بنايي كردهاند، نه ورزشگاهي ساختهاند و نه گامي براي خصوصيسازي باشگاهها برداشتهاند. ميتوان امروز از مجلس انتظار داشت كه چه با اعتماد دوباره به اين وزير و چه با رد كردن او و نشاندن يكي ديگر، نوع فعاليت وزارت ورزش در كشور را هم تعيين كنند.