کارنامه مردودی دولت در حوزه زنان
کد خبر: 489226
لینک کوتاه: https://www.Javann.ir/0023Gk
تاریخ انتشار: ۱۲ مهر ۱۳۹۱ - ۱۰:۲۵
مهر: فقدان آشنایی با جایگاه مرکز امروز زنان و خانواده ریاست جمهوری،انتقاد از ورود این مرکز به مسئولیتهای اجرایی، فهرست بلند طرحهای بی‌نتیجه، افزایش آسیبهای حوزه زنان و... از جمله سخنان دبیر ائتلاف اسلامی زنان است که در نقد مهمترین نهاد دولتی زنان مطرح کرده است.

در این سالها لیست بلند بالایی از وعده ها بوده که به زنان داده شده است. از بیمه زنان خانواده گرفته تا حمایت های ویژه از زنان سرپرست خانواده اما در عمل چندان کام زنان از تحقق این طرح ها شیرین نشده است. پس از دیدار مقام رهبری با زنان و هشدارها و تکرار مطالبات ایشان که بخشی از آنها برا ی چندمین بار مطرح می شد تنها به برگزاری یک همایش و تشکیل کمیته ای برای پیگیری رهنمود های ایشان اکتفا شد اما گامی به سوی عملیاتی شدن این درخواست ها که یکی از مهمترین آنها خلاء های قانونی در حوزه زنان و... بود برداشته نشد.

در این میان بسیاری از فعالان حوزه زنان و خانواده به عملکرد مهمترین نهادی که در این حوزه مسئولیت دارد انتقاد داشته و معتقدند عملکرد مناسب این مرکز می تواند در بهبود وضعیت زنان موثر باشد. به همین منظور با توران ولی مراد از فعالان حوزه زنان و دبیر "ائتلاف اسلامی زنان" در خصوص عملکرد سازمان امور زنان و خانواده ریاست جمهوری به گفتگو نشسته ایم که در پی می آید:

*خبرگزاری مهر ــ گروه اجتماعی: ارزیابی شما از عملکرد مرکز امور زنان و خانواده دراین سالها چیست؟

- توران ولی مراد، دبیر ائتلاف اسلامی زنان: برای پاسخگویی به این سوال ابتدا باید از هدف تشکیل چنین مرکزی صحبت کرد. عملکرد و موضع گیری ها و به خصوص "عمل ناکرده" های مرکز گواهی می دهد که این مرکز از اساس نه جای خودش را می شناسد و نه تعریف درستی از خودش دارد. به قول معروف "خانه از پای بست ویرانه" است. خیلی خلاصه می گویم چرا این حرف را می زنم. اول این که همان طور که مطالعات زنان یک موضوع بین رشته ای است مرکز امور زنان هم نهادی است ورای نهادهایی که مسولیت اجرایی دارند و مرتبط به همه نهادها. به عبارت دیگر وظیفه اش این است که تمام نهادهای اجرایی و سازمان ها را در ارتباط با اهداف خود فعال کند.

مرکزی که فرد در راس آن، معاون و مشاور رئیس جمهور است موظف به فعال کردن نظارت بر عملکرد وزارتخانه ها و سازمان های تابعه است. وقتی مرکز خودش وارد کار اجرا می شود مثل این است که رئیس جمهور خودش وارد کارهای اجرایی وزارتخانه ها شود. این خودش یعنی به هم ریختگی کارها، انجام نشدن کارهایی که باید توسط مرکز انجام شوند، معطل کردن نهادهای اجرایی، دخالت در عملکرد واحدهای اجرایی و از این دست موضوعات.

دلیل دوم موضوع هدف گذاری و سیاستگزاری مرکز است. عملکرد و گفته ها و مهمتر "ناعملکردها"ی این مرکز نشان می دهد که از اساس این مرکز نمی داند علت وجودی اش چیست. وظیفه این مرکز انجام دادن یک سری کارهای خوب نیست تازه اگر فرض کنیم همه کارهایی که می کنند خوب است. بودن چنین مرکزی و بقیه مراکز و دفاتر و نهادها به نام زنان تنها و تنها با یک هدفگزاری توجیه پذیر است و آن "توانمندسازی زنان، رفع تبعیض از زنان، رفع مشکلات زنان و ایجاد فرصت ها برای آنان" است. عملکرد، حرف ها و طرح های مرکز هدفگزاری وسیاستگذاری بر این اساس را نشان نمی دهد.

در یک کلام تا وقتی مشکلات زنان و خانواده ها و دختران همچنان پابرجا است گواه بر این است که مرکز امور زنان ریاست جمهوری به وظیفه خود عمل نمی کند. کاش فقط در جهت رفع مشکل طرح های ملی در دست کار بود آن وقت فرصت می دادیم تا رسیدن به نتیجه.

*فکر می کنید طرح ها و برنامه های که تاکنون توسط این مرکز ارائه شده چقدر درارتقای وضعیت زنان موثر است و چه میزان از فرصت به نفع زنان استفاده شده است ؟

- مرکز امور زنان، ریاست جمهوری یک فرصت از دست رفته است. با توجه به همان دو نکته مهم که گفتم. به عنوان مثال به یکی از کارهای مرکز نگاه می کنیم که البته عمده کارهای دیگر هم از همین سنخ کار است اعم از کارهایی که توسط مرکز زنان ریاست جمهوری انجام می شود یا امور زنان استانداری ها یا وزارتخانه ها. مهمترین طرحی که بودجه و فعالیت این مرکز را به خود اختصاص داده طرح رحمت و طرح های زیرمجموعه ای آن است. از یک طرف مربی تربیت می کنند و از طرفی کلاس می گذارند برای مخاطبین. جدا از این موضوع که این آموزش ها به زنان است برای این که زنان بهتر مفید باشند که این خود کاری خوب است ولی "امور زنانی" نیست، این کارها و کارهای از این دست از اساس به لحاظ اجرا نمی تواند وظیفه مرکز زنان زیر مجموعه ریاست جمهوری باشد. این کار می تواند کار امور مساجد باشد یا بخشی از حوزه های علمیه یا زیر مجموعه ای از وظایف دانشگاه یا وزارت ارشاد یا تشکل های آموزشی دولتی و غیر دولتی.این طرح کلا آموزشی است که به هر حال هر جای مرتبط می تواند آن را انجام دهد غیر از مرکز امور زنان ریاست جمهوری.

بعضی از سرفصل ها و موضوعات آموزش به مربیان یا مخاطبان را که اعلام کرده اند ببینید: معارف، قرآن، علوم تربیتی، روانشناسی، آسیب شناسی خانواده در فضای سایبری و برقراری ارتباط موثر یا مثلا سرفصل های آموزشی در حوزه های مباحث اعتقادی و مباحث تربیتی ... مباحث اعتقادی شامل خودشناسی، خداشناسی، امام شناسی، مهدویت و معاد و مباحث تربیتی شامل مفهوم تربیت و ضرورت تربیت دینی، اهداف تربیت، مخاطب شناسی، انسان شناسی، ویژگی های نوجوان، زمینه های تربیتی، روش های تربیتی و ابزارهای تربیتی... یا سه دوره روابط سالم خانواده، آسیب شناسی خانواده، جنگ نرم و نقش حجاب و عفاف در حریم خانواده... نه آموزش می تواند وظیفه این مرکز باشد و نه هیچ یک از موضوعاتی که گفته شد. این کار وظیفه نهادهای آموزشی و نهادهایی است که برای انجام این کارها تاسیس شده اند. فرض می کنیم که این آموزش ها همه خوب و لازم، ولی نکته این است که نه مرکز وظیفه اش آموزش است و نه آموزش این محورها.

پرداختن به این کارها در اصل یعنی نپرداختن به کارهایی که وظیفه اصلی مرکز است. به علاوه این کارها مرکز زنان ریاست جمهوری را که باید در جهت ساختار سازی و فعال کردن نهادهای موظف انجام وظیفه کند به یک مدرسه تبدیل کرده است. این فعالیتها مرکز به این شکل به یک تشکل "خرد" تبدیل کرده مثل یک سازمان غیر دولتی با این تفاوت که بودجه اش از پول ملت است ولی طرح هایش ملی نیست و همه ملت را دربر نمی گیرد. به این ترتیب است که این مرکز به کاری که وظیفه اش نیست می پردازد در نتیجه به کاری که وظیفه اش هست نمی پردازد. این کارها نشد کار مرکزی که زیر مجموعه ریاست جمهوری است. نه مرکز امور زنان ریاست جمهوری و نه مشاورین استانداران در امور زنان وظیفه برگزاری این کارها را ندارند آنها موظف به فعال کردن واحدهای اجرایی و سایر نهادها در ارتباط با مسائل زنان هستند.

شما برنامه هایی را که برای دهه کرامت اعلام کرده اند که اجرا می کنند ببینید: مسابقه، جشن و جشنواره، فعالیت فرهنگی، همایش، نمایشگاه، دیدار، نشست و نمایشگاه و مراسم تقدیر و تجلیل، کارگاه آموزشی، نشست و گفتمان، تبلیغ فرهنگی، مراسم بازدید، کارگاه آموزشی و اردوی زیارتی. این دست کارها کار هر نهاد با بودجه کم و چند نفر فعال می تواند انجام شود. نهادی که زیر نظر رئیس جمهوری است و عضو هیئت دولت این کارها را می کند چند تا بچه مدرسه ای با یکی از معلم ها هم می توانند این کارها را بکنند.

این مرکز اصلا جایگاه خودش را نمی شناسد وکارهایش هم از همین دست کارهاست. این مرکز از این رو که زیر مجموعه ریاست جمهوری است وظیفه اش کار روی زیرساخت هاست نه تلاش در جهت انجام چند همایش و جشنواره و برگزاری کارگاه آموزشی. اصلا حرف این است که چون مسول مرکز عضو هیئت دولت است باید ساختار بسازد نه این جور کارها. او جایگاه اداری اش بالاتر از وزیر است پس عملا نباید کارش در حد این کارها باشد بلکه باید انرژی و توان مرکز را بگذارد برای کارهای اساسی و ستادی نه این کارهای صف. برای همین است که می گویم مرکز اصلا کار نمی کند، چون کار در شان خودش نمی کند. برای همین است که به اندازه جایگاهشان که باید موثر باشند نیستند. برگزاری چند همایش و چند تا دیدار که نشد کاری در حد مرکز که گزارشش را بدهد.

* چقدر طرح ها وبرنامه هایی که برای زنان در این مدت ارائه شده است را کارآمد و موفق می دانید؟

- به طور کلی طراحی و برنامه ریزی زمانی موفق و البته در مسیر صحیح است که سه ویژگی داشته باشد. اول این که بر اساس شناخت دقیق و همه جانبه از وضع موجود و با ارائه طرح کامل و همه جانبه از نقطه مطلوب باشد که هر دو توسط محققین و کارشناسان انجام می شود. اصلا دانشگاه برای همین است. هر دو بخش تحقیقات وسیع و کارشناسانه لازم دارند و به خصوص بخش دوم به کارشناسانی احتیاج دارد که توانایی طراحی و تبیین وضع مطلوب را در یک مدل کامل داشته باشند.

ویژگی دوم این است که طراحی نمی تواند از یک شاخه جزء یعنی سرشاخه و بدون توجه به هماهنگی با سایر اجزاء و از همه بدتر از پایین به بالا باشد. توضیح این که طرح و برنامه ای می تواند موفق و به جا و موثر باشد که مجریان بر اساس مدل طراحی شده کامل که در همه ابعاد در حال ساخته شدن است به آن نقطه رسیده باشند. به این معنی که در مدل تعیین شده هدف اصلی و نهایی مشخص باشد بعد بر اساس آن نقشه معلوم باشد بعد هدفگزاری و سیاستگزاری بر همان اساس انجام گیرد. بعد راه های اصلی برای رسیدن به آن نقشه معلوم شود. بعد در این راه های اصلی برنامه ها معلوم شود و بعد طرح ها. بعد طرح ها متناسب و هماهنگ با هم اجرا شوند. طرح هایی که توسط مرکز مطرح می شوند یا وعده هایی که داده می شوند و یا عملکرد و مهم تر از همه وبه طور خاص "عمل ناکرده" های مرکز زنان ریاست جمهوری نشان نمی دهد که این مرکز این گونه حرکت کرده باشد. "عمل ناکرده" های مرکز کارنامه مردودی این مرکز است. "عمل ناکرده" ها یعنی کارهایی که باید این مرکز انجام دهد و انجام نمی دهد.

این طرح ها چقدر به نفع جامعه زنان بوده است ؟

- همان طور که قبلا توضیح دادم فقط یک هدف می تواند هدف موجه وجود این مرکز و سایر نهادها به نام زنان باشد و آن هدف "رفع تبعیض و ستم از زنان، ایجاد فرصت ها برای زنان و توانمندسازی زنان" است. طرح ها باید با این هدفگزاری تعریف شوند والا که مراکز و نهادهای رسمی برای انجام همه کار دیگر وجود دارند. برای اجرایی و عملی کردن آن چه قانون اساسی برای زنان خواسته که آن اعتلای جایگاه زن و رشد و کمال او است باید نهادی تعبیه شود که از نهادهای اجرایی موجود مطالبات زنان را پی گیری کند. وظیفه مرکز زنان ریاست جمهوری ایفای چنین نقشی است. مبنای کلیه تعریف ها هم در جمهوری اسلامی کرامت و جایگاه انسانی زن است. در نگرش اسلامی زن انسانی است به لحاظ جایگاه و حقوق انسانی تفاوتی با مرد ندارد به همین دلیل است که در مقابل خدا مسول و مکلف است.

بر این اساس مسولین همه موظفند که همه فرصت ها را برای ادای به تکلیف در مقابل خدا به عنوان انسان در اختیار زنان هم بگذارند. در جامعه ما هم در بعد قانونی و حقوقی، هم عرفی و هم نگرشی، تبعیض نسبت به زنان در ابعاد مختلف بسیار زیاد است و این وظیفه کلیه نهادهایی است که به اسم زنان امکانات و صندلی ها را در اختیار دارند تا در جهت رفع تبعیض ها و ستم ها نسبت به زن یعنی اجرایی کردن قانون اساسی فعال باشند. طرح ها و فعالیت های مرکز امور زنان ریاست جمهوری و سایر نهادهایی که امکانات امور زنانی را در اختیار دارند و عملکرد آن ها نشان می دهد که در این مسیر حرکت نمی کنند به همین دلیل است که در یک کلام نمرده مردودی می گیرند.

می توانم بگویم به دلیل عدم اجرای طرح های ملی که باعث رشد و تعالی زنان و دختران و ایجاد فرصت ها برای آنان و رفع تبعیض نسبت به زنان است عملکرد این مرکز و نهادهای تابعه هدر دادن نیرو و امکاناتی است که به نام زنان است. این نوع عملکرد علاوه بر "اسراف" به طور کلی سه ضرر دیگر هم برای زنان دارند. یکی این که وقتی این ها هستند مثلا بنا بر این گذاشته می شود که جایی هست که قرار است برای زنان کار کند که نمی کند. یعنی خلاء ای که همچنان جایش خالی است و مطالبات زنان است که هم چنان بر زمین است.

مورد دوم را با استفاده از تجربیات شخصی خودم و دوره مدیریت ۴ سال قبل مرکز یعنی همزمانی با برنامه تلویزیونی "اردی بهشت" و تقابل جدی این مرکز با برنامه می گویم. به علاوه نحوه برخورد مرکز با مخالفت های فعالان امور زنان با لایحه حمایت خانواده در مجلس و دفاع مرکز از لایحه. کلیه بلندگوهای رسمی در دست زنان اعم از دولت و مجلس و سایر زنانی که به اسم زنان امکانات را در اختیار دارند در موافقت با مواد مورد مخالفت فعالان زنان که همان موضوع ترویج و تسهیل چند همسری است روشن بود. عملکردها این گونه نشان داد که مرکز و نهادهای مشابه که امکانات مردمی و بودجه و امکانات مربوط به زنان را در اختیار دارند هستند تا اگر کسی خواست برای زنان کار کند این ها در مقابلش باشند. یعنی باشند تا در مقابل فعالان امور زنان بایستند.

مورد سوم هم طرح ها و برنامه هایی توسط این مرکز مطرح می شود یا به اجرا گذاشته می شود که همان حکایت "به نام ما و به کام دیگران" است. یعنی طرح ها به نام زنان و با امکاناتی است که برای زنان است ولی علیه زنان است و همچنان نگرش ابزاری به زن و زن به عنوان عنصری در خدمت دیگران را تقویت می کند.

* فعالیتهای بین المللی این سازمان را چطور ارزیابی می کنید؟

- از کدام فعالیت بین المللی صحبت می کنید؟ مثلا دادن الگوی لباس به کشورهای دیگر یک فعالیت بین المللی است؟ یا مسافرت به لبنان و بازدید از حوزه های علمیه بعلبک و مصاحبه تلویزیونی لبنان و برشمردن مصیبت های زنان در غرب و سخنرانی برای ملاقات شونده ها توسط مسول امور زنان فعالیت بین المللی است؟ آن هم در حد مرکزی که زیر مجموعه ریاست جمهوری است آن هم در زمان و شرایطی که حمله به جایگاه و نقش زن در اسلام در جهان یکی از مهمترین ابزارهای در دست کسانی است که هم به اسلام حمله می کنند هم به جمهوری اسلامی؟ نگاه اسلام به زن از هر طرف که نگاه شود و تقویت شود همه اش نقطه قوت است دریغ که یکی از این نقاط قوت را بگیرند و پررنگ کنند و به دنیا نشان دهند. حرف و سخنرانی که نشد کار.

تازه نصف این سخنرانی ها هم حرف زدن از مشکلات غرب است. در این صورت آن ها هم می آیند و مشکلات زنان در جامعه ما را پررنگ می کنند و نشان می دهند. یعنی این به آن در. حالا کو آن کار اصلی؟ این است که می گویم مرکز امور زنان یعنی فرصت از دست رفته. در حالی که هم قوت و قدرتش را هم از لحاظ اندیشه داریم و هم می توانیم در وادی عمل بدرخشیم متاسفانه می بینیم دشمن می تازد و ما می شویم فرصت های از دست رفته دلمان خوش است به چند تا سخنرانی آن هم برای کسانی که از جنس خودمان هستند.

مرکز می تواند سازمان دهی کند، نیروها را هم جهت و فعال کند و بنایی بسازد که درخشش اسلامی در نگاهش به زن را به نمایش بگذارد. فعالیت بین المللی شکل دادن و ساختن بنایی است که نیروهای موجود در بین الملل را در جهت اهداف تعیین شده به خدمت بگیرد و فعال کند به علاوه فعال کردن پوشش رسانه ای در این جهت.

در برنامه "اردی بهشت" زمان خودم مدیر امور بین الملل مرکز بر عکس بسیاری از مسولین که صندلی امور زنان را در اختیار دارند و جواب من را ندادند و به برنامه ما نیامدند وی دعوت من را پذیرفتند و به برنامه آمدند. من در برنامه از مسولین گزارش کار می خواستم. ایشان یک سی دی آورند که یک تولید تصویری از مرکز بود و مجروحین شیمیایی را نشان می داد. همان جا به ایشان گفتم شما مسولین امور زنان هستید و ساختن فیلم از مصدومین شیمیایی کار نهادهای مربوط به جنگ.

وظیفه شما تولید در جهت نشان دادن جایگاه زنان در اسلام است و قوت و قدرت اسلام و شکوفایی اسلام آن هم در شرایطی که در دنیا این همه به نقش و جایگاه زن در اسلام حمله می شود. به علاوه آن مطلب نکته این است که اصلا کار مرکز تولید نیست. مرکز باید تولید را از نهادهای موظف به تولید بخواهد نه این که خودش با امکانات غیر حرفه ای و اندک کار تولید کند. مهمترین هدف هم نشان دادن جایگاه والا و بالای زن در اسلام در عمل است آن هم در دنیایی که این گونه نشان می دهد که برای احقاق حقوق زنان و دستیابی زنان به جایگاه انسانی زن تلاش می کند. زنان در همه جوامع با مشکلات روبرو هستند ما هم باید نشان دهیم که برای رفع مشکلات زنان در جامعه خود تلاش می کنیم.

کار چنین مرکزی باید مدیریت کردن نیروهای موجود در جهان باشد در جهت اهداف تعیین شده. در دنیایی که موضوع زن در اسلام نوک حمله به اسلام است شما از یک فعالیت غیر از سخنرانی مسولین نام ببرید. از یک برنامه و طرحی که اجرا می شود، در شان جمهوری اسلامی ایران است که از همان آغاز بنا بوده پرچمدار ندای اسلام در جهان باشد.

هماهنگی نیروها در جهان اسلام و مدیریت در این جهت، پاسخ به سوالات و نیازها و مطالبات زنان در جهت رفع مشکلات زنان، فعال کردن نیروهای موجود در جهان در جهت پاسخگویی های فرهنگی، اجتماعی و حقوقی، تولیداتی که ستاره های درخشان جهان اسلام از زن را نشان دهد، تولیدی که زنان قهرمان معاصر جهان اسلام را نشان دهد، تلاش در جهت پاسخ منطقی و معقول نه پاسخ های تکراری که برای شنیدن خودمان و ارضای خودمان باشد به سوالاتی که در جهان در ارتباط با زنان مطرح می شود و اسلام توانایی پاسخگویی به آن ها را دارد، فعال کردن و به خدمت گرفتن نیروهای موجود از افراد و فعالان زنان و سازمان های غیر دولتی در جهت فعال کردن نیروهای موجود در جهان و .... بسیاری دیگر. آن چه انجام می شود و مهمتر باز آن چه باید انجام شود و نمی شود، این ها شان جمهوری اسلامی ایران در ارتباط با جایگاه بلند زن در اسلام نیست.

چند تا سفر خارجی و چند تا سخنرانی آن هم برای کسانی که خودشان مسلمانند کار یک خانم جلسه ای است که برود و برای مخاطبینی که شرکت کرده اند تا حرف های اسلامی بشنوند سخن بگوید. یکی از خانم های حوزوی که در طرح کرامت مشغول است نوار گرفته بود که زبان انگلیسی یاد بگیرد. خودش توضیح داد که برایش دوره آموزش زبان گذاشته اند تا برود و مبلغ شود. من دیگر چه بگویم از فعالیت بین الملل مرکز؟

امروز بعد از گذشتن بیش از سی سال از انقلاب ایران دیگر جای بسنده کردن به سخنرانی از جایگاه زن در اسلام نیست. ما فرصت داشته و داریم که نشان دهیم جایگاه زن در اسلام چیست. سریال یوسف پیامبر را که زن را تحقیر می کند و تصویری خلاف اسلام از زن می دهد به جهان می فرستند بعد می روند از جایگاه زن در اسلام سخنرانی می کنند. نگویند آن را تلویزیون ساخته و ما نقشی نداشتیم. در این صورت نقش نداشتن خودش تقصیر محسوب می شود. پس دفتر امور زنان در صدا و سیما برای چه کاری است؟ با این سخنرانی ها و با این غنای اسلامی برای زنان، از رفع مشکلات زنان و پاسخ دادن به مطالبات زنان در جامعه خودمان وامانده اند.

به یک خبر مرکز توجه کنید "مشاور رئیس جمهور در امور زنان خبر داد: آمادگی ایران برای ارائه لباس های اسلامی به اسلوونی". این شده فعالیت بین المللی مرکز. ایشان در همان خبر می گویند "در تمام برنامه ریزی های دولتمردان، زنان جایگاه ویژه ای دارند" کاش به جای این حرف فقط از یک طرح در حال اجرا که نفعش به همه زنان می رسد نام می بردند، طرحی که زنان در آن جایگاه ویژه ای داشتند.

واقعا ایشان از کدام برنامه ریزی های دولتمردان حرف می زنند که زنان در آن جایگاه ویژه دارند؟ لایحه ای که زنان را تحقیر کرده و به مرد اجازه می داد اگر پولدار شد می تواند برود زن های دیگر بگیرد؟ جایگاه ویژه خانم ها در این مواد قانونی چه بود؟ این سریال های تلویزیونی که زنان را در جایگاه فرودست و ابزاری برای خدمت رسانی با نقشی در حاشیه خلق و ترویج می کند جایگاه ویژه زنان در نظر آقایان است؟ در این جایگاه ویژه سهم مالی زنان در زندگی مشترک کجاست؟ کدام طرح را برای احقاق این حق داده اند؟

بیمه زنان خانه دار سال هاست که به هم پاس داده می شود. کسی به فکر تخصیص بودجه برای آن نیست. قدم به قدم دختران را از گرفتن کلاس های درسی دانشگاهی حذف می کنند.

* فکر می کنید این لیست بلند ازوعده هایی که به زنان داده شده در سال های پایانی این دولت تحقق پیدا کند؟

- مگر در این سال ها مشکلات زنان و خانواده ها کم شده که ما منتظر عملی شدن وعده ها باشیم؟ وظیفه مسولین حل مشکلات جامعه است این مهمترین و اولین وظیفه آن هاست. البته قدم های بلندتری هم هست و آن برنامه ریزی است در جهت پیشگیری از بروز مشکلات. به این معنی که موظفند از طریق کارشناسی و انجام تحقیقات بدانند که جامعه به سمت کدام مشکلات می رود و با طرح های پیشگیرانه مانع بروز آن مشکلات شوند. مدیران اگر مدیران لایقی باشند قدم دیگری هم برمی دارند و آن برنامه ریزی و اجرای طرح هایی است به سمت جامعه مطلوب. با ذکر این سه شاخص هر شنونده ای خودش در زندگی شخصی خودش و دور و بریهایش می داند ما کجاییم و به کجا می رویم.

ما دو قدم دوم را فعلا نادیده می گیریم. با همان بنای قدم اولیه و اصلی که رفع مشکلات جامعه است پاسخ سوال شما روشن است. من سوال می کنم این مسولین محترم مرکز امور زنان و خانواده و مشاورین و معاونین امور زنان وزرا و نهادها و سازمان های دیگر کدام مشکل از جامعه را رفع کرده اند؟ رنگ رخسار حکایت کند از حال درون.

آمار طلاقی که به سرعت بالا می رود، ازدواج جوانان که سخت تر می شود و با مشکلات روبرو است، مشکلات عدیده بر سر راه و پیش پای دختران جوان، مشکلات مختلف و جورواجور زنان سرپرست خانوار و بچه هایی که نقش پدر از زندگی آن ها یا حذف شده و یا کمرنگ شده، تنش های و کشمکش های خانوادگی و جدایی های غیر رسمی و طلاق های عاطفی و سردی های خانوادگی، فرار نوجوانان از خانه و یا خانواده، موضوع مهم سلامت و امنیت زنان در همه ابعاد و غیره ... تمامی این مشکلات از منظر "حل مشکلات زنان" نیاز به برنامه ریزی و اجرای طرح های جامع یعنی در همه ابعاد فرهنگی و فرهنگسازی، آموزشی و تربیتی، قانونگذاری و حقوقی، اجتماعی و اقتصادی دارند. هر کس می تواند جواب دهد که آیا مشکلی از مشکلات زنان حل و رفع شده است؟ یا مشکل روی مشکل اضافه شده و همچنان اضافه می شود؟ جواب این سوال پاسخ توانایی و توانمندی و قدرت مدیریت و از همه مهمتر شایستگی یا عدم شایستگی نشستن بر صندلی "امور زنان و خانواده" را نشان می دهد.

* جای چه برنامه هایی در این میان خالی است؟

- برنامه هایی که به نتایجی برسد که بار تحقیر و تحمیل به جرم زن بودن از روی دوش زنان برداشته شود. طرح هایی که نتیجه اش تقویت سلامت و امنیت زنان در ابعاد مختلف فردی و خانوادگی و اجتماعی باشد، سلامت و امنیت در همه زمینه های فرهنگی، حقوقی، اقتصادی و اجتماعی زنان.

طرح ها و برنامه هایی در جهت توانمندسازی، رفع تبعیض و ایجاد فرصت ها برای زنان. برنامه هایی در جهت رفع نگرش جنسیتی به زن، تقویت نگاه انسانی با کرامت، زن به عنوان انسانی که در جایگاه انسانی برابر با مرد است، رفع خلاء های قانونی که به زنان حق زندگی کردن مثل یک انسان بدهد، اصلاح قوانین موجود در ارتباط با زن که فرصت انتخاب عمل را در زنان تقویبت کند، لوایح قوی و همه جانبه در ارتباط با خانواده که حقوق همه اعضای خانواده در آن رعایت شود، تصویب قوانینی که در تقابل با اشکالات فرهنگی و عرفی و اجتماعی موجود علیه زنان، فرصت های ویژه برای آنان خلق و راه های خاص برای آنان باز کند، رفع اشکال مختلف خشونت علیه زنان، آموزش و تربیت جامعه و اعضای خانواده در جهت برقراری ارتباط صحیح و انسانی با زن، ایجاد فرصت ها در جهت اشتغال و رشد و ایجاد فرصت جهت بهره وری جامعه از توانمندی های علمی و عملی زنان ... و مطالباتی در این راستا که کلا به رشد و تعالی و احساس رضایت و تقویت زنان می انجامد و جامعه هم سود خود را از آن می برد.

بخش بین الملل هم که وادی خودش را دارد. مهمترین مسئله این است که در تمام جهان به اسلام در ارتباط با جایگاه زن حمله می شود و سوالات و پرسش هایی مطرح می شود که همه از منظر اسلامی پاسخ معقول دارد. تا وقتی برای دستیابی به آن پاسخ ها که متناسب با شرایط روز باشد تلاش نشود آن پرس ها در ذهن مخاطبین باقی می ماند. پاسخ ها باید اقناعی باشند و معقول و همه جانبه. نه تنها اسلام پاسخ دارد برای سوالات موجود که اسلام پاسخ دارد برای نیاز بشر در ارتباط با زن، و عدم انجام کارها در این ارتباط بیان عدم توان مدیریتی ماست که باید در این ارتباط فعال باشیم. فعالیت های علمی و دانشگاهی، فرهنگی، تبلیغی و اجتماعی، سازمان دهی نیروهای موجود و بهره برداری از نیروهایی که هستند و مبتنی بر اسلام در جهت رفع مشکلات زنان می خواهند فعال باشند همه از وظایف بین الملل این مرکز و فراکسیون زنان مجلس و واحد زنان وزارت خارجه است.

هماهنگی بین کشورهای اسلامی در جهت امور زنان، هماهنگی با تشکل های دولتی و غیر دولتی این کشورها، هماهنگی با تشکیلات و تجمعات زنان مسلمان در سایر کشورها، تقویت مراکز مختلف اعم از علمی و فرهنگی و اجتماعی و تبلیغی با هدف تبیین نگاه اسلام به زن و پاسخ به مشکلات فرهنگی و خانوادگی و اجتماعی زنان در این ارتباط، تقویت شاخه های مطالعات زنان و ایجاد بسترهای دانشگاهی اعم از آموزشی و مجلات علمی همه با توانایی اسلام برای رفع مشکلات و پاسخگویی به نیازها و نشان دادن این توانایی اسلام.

البته باز متذکر می شوم نه این که مرکز خودش وارد به کار شود بلکه مراکز را در این ارتباط فعال کند. این کارها انجام نمی شود چرا که هنوز در داخل این نهاد در جهت رفع مشکلات زنان فعال نیست. هر وقت حرف از مشکلات زنان به میان است بلندگوهای رسمی می گویند که زنان کشورهای غربی هستند که با مشکلات دست و پنجه نرم می کنند. خشونت و عدم امنیت و نیاز به قوانینی که از زنان حمایت کند را کشورهای غربی احتیاج دارند. معلوم نیست غیر از مرکز زنان ریاست جمهوری و مشاورین وزرا و استانداری ها در کشور و نهادهای زنان در سازمان ها و فراکسیون زنان مجلس چه کسی و کدام نهاد موظف به پاسخگویی به مشکلات زنان و تلاش در جهت رفع مشکلات زنان است این جا؟

من این صحبت ها را نه بدون مطالعه می گویم و نه بدون برنامه. حدود هشت سال پیش قبل از انتخابات ریاست جمهوری، وقت و انرژی فراوان و مبسوطی گذاشتم و برنامه جامع برای اداره کشور در ارتباط با محور زنان و خانواده نوشتم هم در ارتباط با مرکز زنان و هم وزارتخانه ها فارغ از این که چه فردی ریاست جمهوری را به عهده بگیرد. بعد هم آن را ارسال کردم. در آن برنامه خواسته بودم مرکز زنان ارتقاء جایگاه پیدا کند و جامع باشد. به همین دلیل هم اسم "مرکز امور زنان و خانواده" را پیشنهاد داده بودم نه به این منظور که فعالیت ها در ابعاد دیگر قطع شود بلکه با این توضیح که ابعاد دیگر که تقویت می شوند با توجه به موضوع خانواده و جایگاه زن باشد که نباید فراموش شود.

آن جا تعریف کرده بودم که علاوه بر این که برنامه ریزی ها برای توانمندسازی و ایجاد فرصت ها برای زنان باشد به نقش آن ها در خانواده هم توجه شود تا برای زنان فرصت های ویژه و راه های اختصاصی هم باز شود.

متاسفانه آن چه شاهد آن بودیم این بود که اسم تغییر کرد و برنامه ها رفت در آن جهت که با این نگرش که زن در خانه و خانواده محدود باشد مطرح شدند. در آن برنامه امور زنان وزارتخانه ها را هم به تناسب اهمیت وزارتخانه دیده بودم. شما ببینید مثلا وزارت کشور یا وزارت ارشاد یا وزارت خارجه یا وزارت کشاورزی و تعاون چه کار می کنند و در ارتباط با زنان و چه قدر فعالند. امور زنان وزارت کشور واقعا چه می کند؟ اگر کاری می کرد که هم خبردار می شدیم و هم خودش را درگیر مشکلی از مشکلات زنان می کرد برای حل و رفع. تمام کارهایی که در ارتباط با زنان باید بشوند و نمی شوند حکایت از ضعف این واحدها می کند. کارهای زمین مانده می رساند که واحدهای زنان وزارتخانه ها و هم فراکسیون زنان مجلس هم در دانش نظری در ارتباط با "امور زنان" ضعیف هستند و هم در توان مدیریت و هم در توان به خدمت گرفتن نیروهایی که عمری را چه به لحاظ علمی و چه مدیریتی و چه عملی در این راستا گذاشته اند.

مسولین امور زنان اگر بخواهند در جهت پاسخگویی به مطالبات زنان موفق باشند باید تلاش کنند در جهت راه یافتن زنان توانمند به سطوح بالای مدیریتی و تصمیم گیری و تصمیم سازی. به این طریق می توانند به یکدیگر کمک کنند که مطالبات و خواسته های زنان مطرح و پی گیری شود تا به نتیجه برسد. راه یافتن زنان به پست های تاثیرگذار فایده دیگری که دارد اجازه می دهد که با نگاه زنان هم به مسائل نگریسته شود. از این رو که نگاه زنان به موضوعات با نگاه مردان به آن ها تفاوت دارد. حذف نگرش زنانه به موضوعات به معنی محروم ماندن از نعمتی است که می تواند عامل ایجاد سلامتی و ایجاد تعادل در خیلی زمینه ها باشد به علاوه این که عدم حضور زنان توانمند به پست های مدیریتی بالا به معنی هدر دادن سرمایه های ملی است.
قرآن می فرماید: "وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاء بَعْضٍ یأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَینْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَیقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیؤْتُونَ الزَّکَاةَ" از این رو که زنان و مردان مومن بر یکدیگر ولی هستند پس هر دو وظیفه امر به معروف و نهی از منکر دارند و هم وظیفه نظارت بر سلامت عمل و عملکرد افراد و جامعه را دارند. چه امر به معروف و نهی از منکری و چه صحت عمل و عملکردی بالاتر از عملکرد مسولین. از این رو پس زنان هم این حق را دارند که ابزار این کار در اختیار داشته باشند. از این رو مسولین موظف هستند تا ابزار لازم جهت عمل به این وظیفه را در اختیار زنان هم قرار دهند. مهمترین کوتاهی عملکرد مرکز امور زنان ریاست جمهوری کوتاهی در عملی نشدن همین مهم است. مرکز امور زنان موظف است تا تلاش کند که زنان توانمند و صالح و شایسته به مراکز سیاستگزاری و برنامه ریزی و استراتژیک نظام و سطوح بالای مدیریتی راه یابند و زنان هم بلندگوها و امکانات لازم را در اختیار داشته باشند، ولی افسوس که این کار را هم نمی کنند.

و سخن پایان؟

- از مردم و زنان و به خصوص جوانان و دختران عزیز می خواهم که توجه داشته باشند که کم کاری ها و سوء مدیریت ها را به حساب عدم توانایی پاسخگویی اسلام به رفع نیازها و مشکلات و نقص نگرش اسلام به زن نگذارند. اسلامی که من شناخته ام و جایگاهی که اسلام برای زنان قائل است بسیار والا و بالا و بسیار درخشان است به عنوان انسانی با کرامت. کوتاهی و عدم توانایی مسولین در پاسخگویی به سوالات و نیازها و عدم تلاش در جهت اجرایی و عملی شدن آن را به حساب اسلام نگذارند که این ناتوانی نشان از عدم توانایی و قوت آنان در شناخت است و در مدیریت و ضعف های دیگر که مربوط به مدیران است نه به اسلام.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
مهمترین عناوین
آخرین اخبار