
روز گذشته سالروز راه اندازي اولين فرستنده تلويزيوني در ايران بود و از يازدهم مهر۱۳۳۷ بود كه مردم ايران با جعبه جادويي آشنا شدند و اين آشنايي با گذشت بيش از ۵۴ سال هنوز هم براي مردم شيرين و دوستداشتني است به طوري كه طي روز بيشترين اوقات فراغتشان را پاي برنامههاي آن صرف ميكنند. تلويزيون ايران از سال ۳۷ تا مهر ماه ۹۱ با تغييرات بسيار گستردهاي روبهرو شده است؛ تغييراتي كه هنوز هم ادامه دارد.
داستان ورود تلويزيون به ايران برعكس بسياري از نوآوريهاي جهاني كه از طريق دولت وارد ايران ميشد در دست بخش خصوصي بود. يكي از سرمايهداران وابسته به دربار توانست موافقت شاه را براي ورود اولين فرستنده تلويزيوني به دست آورد. البته وي براي استقرار تلويزيون از كمكهاي بخش دولتي بهرهمند شد اما تا چند سال مديريت تلويزيون را به صورت خصوصي در اختيار خود داشت تا آنكه قرار شد با تأسيس سازمان راديو و تلويزيون در سال ۴۶ به تصويب مجلس شوراي ملي وقت رسيد. راديو تلويزيون ملي ايران مدت كوتاهي بعد از انقلاب اسلامي تغيير نام داد و با تصويب قانون اساسي جمهوري اسلامي عملاً سازمان صدا و سيما متولد و چارچوب فعاليت آن مشخص شد.
صدا و سيما
صدا و سيما بعد از جنگ تحميلي روي ريل تغييرات قرار گرفت و هرچه ميگذشت بر سرعت اين تغييرات افزوده شد. تغييراتي كه شايد در ابتدا با ايجاد گيرندههاي راديو و تلويزيوني در مناطق دور افتاده كشور آغاز شد و باعث دسترسي بيشتر به امواج تلويزيوني و گسترش پوشش صدا و سيما در سطح كشور شد. بعد از آن نيز اولين گام مهم تغييرات ايجاد شبكه سوم سيما بود و بعد از چندين سال تعداد شبكههاي تلويزيوني ايران از دو شبكه فراتر رفت. بعد از آن نيز به صورت متوالي بر ميزان شبكهها افزوده شد. سياست صداوسيما نيز با تغيير زمان از ايجاد شبكههاي عمومي به طرف شبكههاي تخصصي رفت كه اولين قدم در آن ايجاد شبكه «خبر» بود. بعد از آن نيز شبكههايي چون «آموزش»، «نمايش»، «بازار»، «پويا» و« ورزش» متولد شدند.
شبكههاي برونمرزي مهمترين اقدمات مهم صورتگرفته در صدا و سيما كه آغازش به سالهاي دهه ۷۰ باز ميگردد، ايجاد شبكههاي تلويزيوني برونمرزي بود. برنامههاي تلويزيوني ميتواند به صورت مستقيم با مخاطبان خود ارتباط برقرار كند. به همين دليل بسياري از حكومتها و دولتها سعي ميكنند با استفاده از اين فناوري سياستها و آرمانهاي خود را براي مردم جهان تبيين نمايند. صدا و سيما توانست با ايجاد شبكههاي برونمرزي بسياري از تبليغاتي كه عليه انقلاب اسلامي ميشد را كمرنگ يا بياثر كند. ايرانيان خارج از كشور و افرادي كه تمايل داشتند به جاي استفاده از برنامههاي مبتذل غربي از برنامههاي تلويزيوني جمهوري اسلامي استفاده كنند، توانستند با ايجاد شبكههايي چون «جامجم»، «سحر»، «الكوثر» و با فاصله شبكههايي مانند «ايفيلم» به بخشي از خواستههاي خود برسند. صداوسيما در گام بعدي اقدام به ايجاد شبكههاي خبري بينالمللي كرد.
شبكههاي خبري قدرت شبكههاي خبري تلويزيوني بسيار بالاتر از ساير رسانههاست. اين شبكهها ميتوانند به راحتي افكار عمومي جهان را زير بمبارانهاي تصويري خود شكل دهند و در مسير دلخواه خود به حركت درآورند. به همين دليل است كه تنها چند كشور محدود با ايجاد امپراتوري رسانهاي به صورت انحصاري اقدام به تهيه و پخش اخبار ميكردند. اين شبكهها كه به صورت مستقيم يا غيرمستقيم تحت نفوذ لابيها صهيونيستي هستند، در طول بيش از سه دهه بعد از انقلاب به صورت دائم سياستهاي ضدايراني را دنبال ميكردند. صدا و سيما توانست با ايجاد شبكههايي چون «پرس تي وي» و «العام» گام مهمي را در شكستن انحصار خبري در جهان بردارد و پاسخ خوبي به جنگ رواني غرب عليه ايران بدهد.
ورود تلويزيون به عرصه ديجيتال جديدترين اقدام صدا و سيما كه بيشتر نه از روي اختيار بلكه از روي اجبار بود، ورود به عرصه ديجيتال و خداحافظي با دنياي آنالوگ است. اقدامي كه كمك شاياني به پايين آوردن هزينههاي ايجاد شبكههاي تلويزيوني كرده است. با ورود تكنولوژي ديجيتال به صدا و سيما سرعت ايجاد شبكههاي جديد به چندين برابر افزايش يافته است و ديگر لازم نيست مردم چند سال منتظر ظهور شبكه تلويزيوني جديدي باشند. در طي حدود يك سال چند شبكه تلويزيوني ديجيتال در ايران راهاندازي شدند.
شبكههاي بازار، ورزش، پويا و نمايش. اين حجم از ايجاد شبكههاي تلويزيوني و شوق و ذوقي كه براي راهاندازي شبكههاي جديد دركنار اينكه به بسياري از نيازهاي مخاطبين ايراني پاسخ ميدهد اما باعث نگرانيهايي نيز شده است كه ممكن است صدا و سيما كيفيت را فداي كميت كند و به جاي توليد محتوا فقط به سمت تنوع بخشي در عناوين شبكهها برود. به هر حال تلويزيون در ايران با گذشت بيش از پنج دهه از فعاليتش، با ورود به دنياي ديجيتال باز هم جوان شده است.