
هر دو واقعه يك وجه مشترك داشتند و آن اينكه فارغ از تأثيراتي كه قيمت دلار و فوتبال كه به وضعيت زندگي مردم دارند يا ندارند، اتفاقي افتاده كه در آن حداقل جامعه به لحاظ فرهنگي و فكري احساس بسيار بدي دارد. سقوط پول ملي و ورزش ملي، هر دو براي جامعه نمادهايي از ضربه به هويت ملي در جامعه جهاني است و اين چيزي است كه نه تنها براي اهل ورزش و اقتصاد، بل براي اهل فرهنگ نيز آثار ناگوار كاملاً مشهودي دارد زيرا هويت ملي چيزي نيست كه به اين سادگيها به دست آمده باشد كه بتوان آن را با بيانضباطي و بيتدبيري اين چنين مورد بيمهري قرار گرفت.
با اين حال، شايد اين بار فوتباليها بودند كه در يك بيانيه بيخاصيت كه حتي نميتوان آن را داراي ارزش تبليغاتي دانست و به نوعي عذر بدتر از گناه محسوب ميشد، گوي سبقت را از سياسيون و مديران مالي كه اين چنين عنان بازار از كفشان گريخته ربودند تا نشان بدهند كه هنوز فرهنگ معذرت خواهي در كشور ما به طور كل از ياد نرفته است.
گرچه اين معذرت خواهي به هيچ وجه تاوان جريحهدار كردن غرور ملي، تاوان دلارهاي بيتالمال مصروف شده براي روز و شب و معيشت و محبوبيت و رفاه اين فوتباليستهاي حرفهاي و تاوان خيلي از وقت و انرژي كه هواداران فوتبال به بيهودگي براي مستطيل سبز هزينه كردهاند نميشده و نميشود، اما با اين حال نبايد از ياد برد كه همين قدر كه ياد بگيريم به خاطر اشتباهاتمان، اگر سرافكنده نيستيم، طلبكار نباشيم، امري است كه فعلاً به عنوان كورسويي در اين كارنامه سياه و پر از غلط اهل فوتبال ميتوان آن را مغتنم شمرد و اين چيزي است كه نه فقط در عرصه فوتبال ملي، بلكه در همه عرصههاي فوتبال، همان ورزشكاراني كه به ازاي گران شدن پرايد و تندر۹۰ حقوق صدها ميليوني دريافت ميكنند، هم بايد نسبت به آن حساس باشند، البته اين فرهنگ شايسته هنور در ميان سياستمداران و مديراني كه با اظهارات و تدابير خود، هويت ملي و وقت و پتانسيل اجتماعي را به تباهي ميكشانند باب نشده و بسياري از اين افرادهنوز در سوداي خدمت بيبديل خودشان، به طور افسانهاي خودشان را تسبيح و تقديس ميكنند. واقعيت اين است كه امروز در جامعهاي زندگي ميكنيم كه براي فائق آمدن بر دشمنيها نياز به وحدت و همدلي داريم كه مهمترين بهانه و بهاي اين همدلي يافتن و صيانت از هويت ملي است.
در واقع ملتي ميتواند به بيان رهبر فرزانه انقلاب اسلامي حضرت آيتالله خامنهاي، ايفاگر نقش تاريخي اقتصاد مقاومتي باشد كه قبل از حضور مقاومتآميز در عرصه اقتصاد به انگيزهها و ايدههاي مقاومتي دست پيدا كرده باشد.
اين ايدهها و انديشه ها، چيزي نيستند كه به يكباره براي يك جامعه هفتاد و چند ميليون نفري مطرح و مورد اجرا قرار گيرد، مگر اينكه تصور كنيم اين روح مقاومت در دل فرهنگ اين جامعه به صورت بالقوه وجود داشته است و تنها براي به فعليت در آوردن آن بايد جامعه را به خود يابي و بازگشت به خويشتن سوق داد.
مهمترين موتور محرك و سوخت و مقصد اين بازگشت برخاستن از باند فرودگاه هويت ملي است و اين چيزي است كه در جلوههاي گوناگون بايد از ضربه خوردن به آن نگران بود.
اگر از خارج نيز به اين قضيه نگاه كنيم، خواهيم ديد از طرف دشمنان نيز مهمترين آسيبهاي ما هويت اعتقادي و هويت ملي ما شناسايي شده است، يعني اگر در ۲۴ ساعت گذشته خبر سايت Yahoo وساير مجلات خبري را مشاهده كنيم، دقيقاً شاهد مانور غربيها روي اين ضعف و حساسيت خواهيم بود. خبري كه دنياي غرب را خوشحال ميكند: پول ايراني به پايينترين قيمت خود در تاريخ رسيده است و نكته دردآور اين قضيه آنكه به اذعان همه دولتمردان اين قضيه نه به خاطر اثرات تحريم دشمنان بلكه به خاطر مشكلات ديگر خارج از بازار ارز صورت گرفته است.
فوتباليستها امتياز اول معذرت خواهي كردن براي ضربه زدن به هويت ملي در اين شرايط حساس مقاومتي را از آن خود كردهاند. آيا دولتيها هم افتخار چنين شجاعت و جسارت ستودني را براي خود ميخرند يا همچنان فرياد سكوت بايد موسيقي سنگين اين اوضاع ناراحت كننده و دشمن شاد كن باشد؟ در هياهوي دلارهاي سيالي كه قيمتهاي موبايل و لپتاپ و نهادههاي دامي را بالا و پايين ميبرد، فرهنگ و مباني ارزشي تمدن ما شايد بيشترين آسيب را ميبيند زيرا شايد بتوان قيمت يك شبه طلا و نقره را يك شبه ترميم كرد اما كنگره فرهنگ و هويتي كه در يك ساعت و با ثبت يك ركورد و يك خبر دشمن از اين ركورد فرو ميريزد را به اين راحتيها نميتوان ترميم و تعمير كرد.
حالا در اين سختيها اقتصاد ملالي ندارد، بايد به داد فرهنگ و هويت مليمان برسيم.