
شرايط بازار ارز در روزهاي اخير براي كشوري كه رشد توليد علمي، شاخص بورس و پيشرفتهاي داخلي آن در ترازهاي اول جهان است، آن قدر غيرطبيعي است كه برخي تحليلگران را به ارتباط بين سليقههاي شخصي افراد در داخل براي برقراري رابطه با امريكا و نيز تلاش غرب براي يك معامله يكطرفه از طريق نشاندن ايران پاي ميز مذاكره با نابساماني لحظه به لحظه بازار ارز مشكوك كرده است.
ايران كشوري در صحراي خشك آفريقا يا در امريكاي لاتين نيست كه چنين نوساناتي را در اقتصاد آن به طور طبيعي شاهد باشيم. چگونه ميتوان در كشوري كه به رغم تحريم جهاني در رده ۱۰ كشور اول جهان به لحاظ توليد علم قرار گرفته و پيشرفتهاي نظامي آن كه كاملاً متكي به خود است، چند ابرقدرت نظامي را سالهاست از هر گونه امكان حمله تجاوزكارانه باز داشته است و در همين المپيك لندن، ركورد جديدي به ثبت رسانده است و پيشرفتهاي داخلي آن در بسياري از زمينهها چشم جهان را خيره كرده، اينچنين شاهد رقص مفتضحانه ارزهاي خارجي در ميانه ميدان باشيم. آيا اين همه پيشرفت در يك كشور بحرانزده و ناتوان رخ دادني است و اگر نه، چه چيزي يا چه پشتپردهاي،فرد يا افرادي را به بر هم زدن بازار براي اعمال فشار سياسي و رسيدن به مقاصد شخصي واداشته است.
بيگمان همان گونه كه آسيب چنين نوساناتي بيشتر از همه متوجه اقشار آسيبپذير و كمدرآمد جامعه است، همين اقشار انقلابي هم كه در سه دهه گذشته بزرگترين پشتوانه تصميمات عالي نظام جمهوري اسلامي بودهاند، اجازه نميدهند كه بالا و پايين رفتن قيمت ارز خارجي، مستمسكي براي تصميمات سياسي خارج از آرمانهاي انقلاب شود.
v
شرايط بازار ارز لبه باريك يك ديوار بلند است كه چه بسا آن كساني را كه اين ديوار را برپا كردهاند سرپا نگه ندارد و زمين خوردني سخت را به آنان پيشكش كند كه در آن شرايط نه تنها از پشتوانه مردمي براي باقي ماندن در تصميمهاي لرزان و اشتباه خود كاملاً بيبهره خواهند بود كه مردم را نيز كاملاً در مقابل خود خواهند ديد. اين مردم با دلار ۳۵۰۰ توماني كه هيچ با هيچ رقم دلاري و از جمله دلار ۵ هزار توماني موعود هم پاي ميز سازش با امريكا نخواهند نشست.