
در حالي كه در سه چهار سال اخير غبار نااميدي فضاي سينماي ايران را پوشانده و در شرايطي كه سيامين جشنواره بينالمللي فيلم فجر بسياري از قلوب را آزرده و شكوهها و گلايهها را بر انگيخته بود، باز هم اين وارثان هشت سال دفاع مقدس چه در عرصه مديريتي و چه در عرصه هنري بودند كه عاشقانه و دلسوزانه برخاستند تا صحنه نبرد فرهنگي از مردان مرد تهي نباشد و عرصه سينما جولانگاه كركسان ناكس نگردد.
طي دو سال گذشته در تحليلهاي مختلفي كه در رسانههاي گوناگون داشتهام، بر اين نكته تأكيد نمودهام كه استراتژي مديريت بنياد فرهنگي روايت در احياي جشنواره فيلم مقاومت، اقدامي نيست كه بتوان از كنار آن به سادگي گذشت و بر اثر غرض يا مرض يا كوتهبيني آن را كوچك جلوه داد.
برگزاري دوازدهمين جشنواره فيلم مقاومت اين ادعا را به درستي ثابت نمود، چنانكه وقتي ديديم قريب به ۵۰۰ نويسنده، كارگردان، تهيهكننده، بازيگر، مديرتوليد، منتقد و ساير عوامل سينمايي و تلويزيوني كه در سالهاي اخير چون يك لشكر شكست خورده و پراكنده دچار رخوت شده بودند و اينك در زير علم اين جشنواره و تحت نام پرافتخار و جاودانه دفاع مقدس گرد هم آمده و همه آن تشتتها را به كناري نهادهاند و با شور و شوقي وصفناپذير بر همدلي خود با آرمانهاي انقلاب و دفاع مقدس پاي ميفشارند، يقين حاصل شد كه هنرمندان اين ديار، همواره دل در گرو اين ديار آسماني داشته و دارند و اگر مديران فرهنگي نيز قدر آنان را دانسته و از سر صدق و مهر شرايط ظهور و بروز استعدادها، انديشهها و افكار آنان را فراهم سازند، در برهوت سينماي ايران شاهد جوشش چشمههايي گوارا از هنر ناب خواهيم بود كه توان سيراب نمودن ملتي، بلكه جهاني را خواهند داشت.
در حالي كه سينماي ايران در سال جاري و عقبه آن يعني جشنواره فيلم فجر در سال ماضي محل اختلافات، چندگانگيها، قهرها و اعتراضات بسياري از سوي دلسوزان گرديد و در اين مدت شاهد فيلمهايي بوديم كه نه در شأن سينما و نه در شأن انقلاب و مردم بود، اما جشنواره فيلم مقاومت تجليگاه دوستيها، آشتيها، همدليها و همنواييهاي بسياري در جهت تقويت هنر ارزشي و مردمي گرديد تا ثابت كند دفاع مقدس و آرمانهاي اصيل انقلاب اسلامي، نقطه وفاقي است كه در صورت چنگ زدن به آن، ميتوان بر بسياري از معضلات سياسي، اجتماعي و فرهنگي فائق آمد و در مسيري سازنده طي طريق نمود.
باز هم در شرايطي كه جشنواره فيلم فجر در سال ۹۱ و حواشي آن خوراكي خبري و خوشحالكننده را براي رسانههاي غربي فراهم ساخته بود تا با كوبيدن بر طبل اين حواشي، عرصه فرهنگي كشور را محل اختلاف دانسته و از آن اظهار شوق نمايند، اما جشنواره فيلم مقاومت به جاي اينكه خوشحالي رسانههاي غربي را فراهم سازد، خشم آنها را باعث شد تا ثابت شود پهنه هنر اين سرزمين اگر به دست مديران دلسوز و معتقد به آرمانهاي انقلاب سپرده شود، حاصلش براي مردم و هنرمندان، شيرين و پربركت و براي دشمنان تلخ و ناگوار خواهد بود.
در اين شرايط جا دارد كه قدر اين جشنواره از سوي مسئولان و مديران ارشد كشور در جايگاههاي اجرايي، سياسي و فرهنگي دانسته شود و براي حمايت و پشتيباني آن از هيچ كوششي دريغ نورزند.
همچنين شايسته است در روزها و ماههاي آتي پس از جشنواره، ابعاد مختلف اين رويداد عظيم فرهنگي از زواياي گوناگون مورد ارزيابي قرار گرفته تا طي اين فرآيند، نقاط ضعف آن شناسايي و برطرف و نقاط قوتش نيز تقويت گردد. متوليان بنياد فرهنگي روايت و انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس كه حركتي معجزهگونه را با اين جشنواره در جغرافياي فرهنگي و هنري كشور رقم زدهاند، نيك اطلاع دارند كه هر حركت بزرگ فرهنگي، با خطرات و آفتهايي نيز روبهروست كه شايد نخست ساده جلوه نمايد، اما اگر به همانها نيز رسيدگي نشود، به عاملي خنثيگر و حتي ويرانگر تبديل خواهد شد. درست مثل يك كشتي بزرگ كه اگر سوراخهاي ريز آن مسدود نشود، باعث كند شدن سرعت كشتي و خداي ناكرده غرق شدن آن منجر خواهد شد.
در هر حال بيهيچ شك و ترديدي، دوازدهمين جشنواره فيلم مقاومت به يك كشتي بزرگ فرهنگي و هنري ميماند كه ناخداي آن يعني بنياد فرهنگي روايت توانسته تاكنون به خوبي آن را راهبري نموده و با گذر از بعضي توفانها و صخرهها، به سوي ساحل مقصود هدايت نمايد. اين كشتي، كشتيبان آن و مسافرينش دغدغه خدمت دارند و اهدافي مقدس را دنبال ميكنند و سزاوار بهترين حمايتها هستند؛ پس هلا اي مديران ارشد اجرايي و فرهنگي كشور! اين كشتي را بيهيچ عذر و بهانهاي حمايت كنيد، زيرا اين كشتي آن قدر بزرگ و نوراني است كه نميتوان در فرداي روزگار و مسئوليت مدعي شد كه آن را نديديم.