
وي در برنامه مشاعره تلويزيوني با رويكردي متفاوت به مقوله شعر و ادبيات پرداخته و توانسته است مخاطبان گستردهاي را از بطن خانوادههاي ايراني با خود همراه و همگام كند، بنابراين بيترديد او را بايد از احياگران اين سنت فرهنگي و ادبي دانست كه با گذر زمان و تحولات ارتباطاتي نوين در حال فراموشي است. آنچه ميخوانيد ماحصل گفتوگو با اين استاد پيشكسوت زبان و ادبيات فارسي است.
با توجه به اهميت زبان فارسي و تأكيد بر آن از سوي رهبر معظم انقلاب، جنابعالي آسيبشناسي بر دگرديسي و دگرگوني تدريجي زبان فارسي را كه طي سالهاي اخير با رشد تكنولوژي سرعت بيشتري داشته است چگونه ارزيابي ميكنيد؟ چندين مسئله مزاحم زبان فارسي هستند اول اينكه مردم سعي دارند تا واژگان انگليسي را به زور وارد زبان فارسي كنند مانند واژه بسيارغلط okكه در زبان ما وارد شده و رواج پيدا كرده است. ما به اندازه كافي هم از قبل اصطلاحاتي وارد زبانمان شده، اين آسيب است ديگر، اينكه بعضيها براي تظاهر به دانستن و سواد بيشتر واژههاي غيرفارسي استفاده ميكنند پيامكها متأسفانه يك مسئله عاجل در زبان فارسي شده كساني كه پيامك ميدهند بايد به فارسي بدهند اما انگليسي ارسال ميكنند بهطور قطع اگر من به جاي مخابرات بودم و مسائل فني اجازه ميداد اين را از تمام سيستمها حذف ميكردم و اين را با كارتهاي گرانقيمت ممكن ميساختم كه كمي هم صعوبت دارد تا كسي مايل نشود سراغ اين انگليسينويسي در پيامك برود، مورد بعدي لوازمالتحرير و ابزار نوشتاري است كه روي همه آنها واژگان انگليسي نوشته شده، كوچه و خيابانها با زبان انگليسي نوشتهاند در حاليكه ضرورتي ندارد.
در فرودگاه امام بايد به چند زبان مطالب نوشته شود ولي درسطح شهرها ضروري نيست، مارك پشت كت ايراني به غيرفارسي است، چراغهاي راهنماي پشت چهار راه اعداد و حروف غيرفارسي است والخ. اينها ازجمله مسائلي هستند كه به تدريج باعث تخريب وتغيير زبان فارسي ميشوند و گاهي حتي خودمان هم متوجه نميشويم كه زبان مادريمان تحريف شده، ممكن است دركوتاهمدت عيوب مشخص نباشد ولي به يك وقت است كه ميبينيم ok در زبان فارسي عادي شده. ما هنوز درنامهها موصوف را مطابق با زبان عربي ميآوريم، مثلاً مينويسيم نامه مورخه، بانوي مكرمه يا جمع مكسر عربي استفاده ميكنيم، حتي خودمان واژگان عربي غلط ميسازيم مثلاً استاد كلمه عربي است كه به جمع آن ميگوييم اساتيد، درحالي كه استادها هم قابل قبولتر است و هم با جمع فارسي. از اين موارد كه رايج هم شده، باعث فرسايش تدريجي زبان ميشوند.
با اين فرسايش تدريجي كه شما ميفرماييد بيم آن ميرود كه تا چند سال آينده متون گذشته فارسي از سعدي و امثالهم براي ما قابل خواندن نباشند، مانند تاجيكها كه زماني فارسيزبان بودند ولي حالا نميتوانند متون فارسي را بخوانند. بله، حتماً همين طوراست. من با سخن شما كاملاً موافقم زيرا اگر وضع به همين روال پيش برود، به طور حتم در درازمدت چنين معضلي گريبانگير نسلهاي بعدي خواهد شد، البته ما اخيراً در كشور تاجيكستان فعاليتهايي در مورد زبان فارسي انجام دادهايم تا خطشان را به خط فارسي تبديل كنند ولي تلاش ما هم يك حد و اندازهاي دارد بايد همه خود را در اين امر دخيل بدانند وكمك كنند تا به پيروزيهاي بلندي در عرصه حفظ و تقويت زبان فارسي دست يابيم.
بعضي از نويسندگان معاصر هم به سادهنويسي روي آوردند، يعني آنچه ميگويند را به همان شكل مينويسند، اين اشكالي در زبان فارسي ايجاد نميكند؟ نه اتفاقاً اين رويه بسيار خوبي است كه مثلاً موسي را با الف بنويسند ونه تنها اشكالي در زبان فارسي ايجاد نميكند بلكه اصلاً جزو زيباييهاي زبان و ادبيات فارسي هم است چرا بايد كلمه موسي را با علامت عربي بنويسيم وبخوانيم البته بعضي كلمات مثلاً كلمه خواهر كه خواهرخوانده ميشود با اين قضيه متفاوت است، اينها نبايد تغيير كند زيرا اشكال در فارسي ايجاد ميكند. من از سوي فرهنگستان نديدم كه بهطور جدي روي اين مسئله كاركند، البته با حضور دكتر حداد عادل كه خودش هم با زبان فارسي اشراف كاملي دارد، انتظار ميرود ايشان با فكر بازي كه دارد اين كار را بكند.
فرهنگستان بعضاً واژههايي را جايگزين لغات بيگانه ميكند كه نامأنوس هستند، به همين خاطر بين مردم جا نميافتند شما به عنوان استاد زبان فارسي عملكرد فرهنگستان را چطورميبينيد؟
من قصد انتقاد ندارم زيرا معتقدم انتقاد به غير از ايجاد دلگيري چيزي ندارد اما پيشنهاد ميكنم هر واژه بيگانه قبل ازاينكه وارد و ميان مردم مرسوم بشود بايد جايگزين آن را ساخته و ارائهدهند مانند واژه پوشك كه با همين سياق به خوبي جا افتاد، حالاهيچ كس نميداند اصل انگليسي آن چيست زيرا قبل از ورود به كشور و رواج استفاده آن، واژه ساخته شده بود در حالي كه كلمه اس. ام. اس آمد جاافتاد، بعد فرهنگستان اقدام كرد تا يك واژه جايگزين بگذارد ولي بازكلمه بيگانه اس. ام. اس مرسوم است لذا از ويژگيهاي فرهنگستان اين است كه قبل از حضور واژهها و ابزار بيگانه معادل آن را بياورد و بگذارد زيرا هرچه باشد واژه اول بهتر رواج پيدا ميكند تا جايگزيني دوم و براي افراد به قول شما سخت به نظرميآيد.
اخيراً آموزش و پرورش اقدام به تغيير كتابهاي درسي كرده است، به نظرشما اين رويه فرهنگسازي زبان فارسي تأثيري دارد؟ بارها در مصاحبهها به حد يك معلم زبان فارسي به آموزش وپرورش پيشنهاد دادم كه براي زبان فارسي وكتابهاي دانشآموزان بايد حوزهاي ازعالمان زبان فارسي داشته باشيم؛ زبانشناس، جامعهشناس و روانشناس كودك و نوجوان، اينها از برترينهاي كشور باشند و افراد خاص را به غرض يا بيغرض وارد نكنند تا كتابهايي با كيفيت خوب در زمينه فارسي براي دانشآموزان ارائه دهند.
نقش رسانهها بهخصوص رسانه ملي را در اين عرصه چقدر مؤثر ميدانيد؟ بسيارزياد وبايد گفت بيشترين نقش را رسانهها عهدهدار هستند دررسانه ملي اخيراً دكتر دارابي معاون صداوسيما تلاش كرده تا سطح دانش فرهنگي و ادبي مجريان تلويزيوني كه نقش زيادي در ارائه مفاهيم زبان فارسي بين مردم دارند را بالا ببرد، براي همين هم بستههايي را تهيه كرده و در اختيارشان قرارداده است و از مجريان امتحان ميگيرند، دكتر دارابي اعلام كرده هركدام ازمجريان كه بتوانند مقاله علمي و پژوهشي خوبي بنويسد ۳ ميليون پاداش دريافت ميكند. اين دست حركتها از سوي مديران در رسانهها باعث ارتقاي فعاليتهاي مجريان ميشود.
در كلاسهاي زبانهاي خارجي استادان تأكيد ميكنند كه فارسي حرف زده نشود و فيلمهاي دوبله نشده ببينند، حتي برخي خانوادهها بچههاي خود را از سن كم كلاس ميگذارند تا زبان ياد بگيرند، بهصورتي كه بچهها فارسي درست حرف نميزنند، خب اين رويه با ترويج زبان فارسي كه جنابعالي بيان كرديد، در تعارض نيست؟ معلمها بايد تفكيك ايجاد كنند، يعني بتوانند بين زباني كه تدريس ميكنند با زبان فارسي فرق بگذارند و بايد اين مسئله را تذكر داد تا براي متعلمين موهوم و متعارض نباشد. آن كسي كه امتياز ميدهد بايد هرماه يك اجتماعي داشته باشد و افرادي كه واجد شرايط هستند را آموزش دهند و به آنها بگويند كه دراين مواقع چه بكنند و چه نبايد بكنند تا هم آموزش زبان خارجي داده شود وهم باعث لطمه به زبان فارسي نشوند.
در مورد برنامه جذاب و پربيننده «مشاعره» برايمان بگوييد؛ برنامهاي كه سالها قبل پخش ميشد ولي بعد از وقفه تقريباً طولاني توسط شما كليد خورد و با استقبال خوبي هم مواجه شد؟ بله، حدود ۱۸ سال پيش بود كه درشبكه يك، برنامهمشاعره با تهيهكنندگي آقاي ربيعي براي نخستين بارپخش شد، بعد ازآن هم به شبكه ۲ نقل مكان كرد كه در اين شبكه، دو سري اين برنامه ضبط و پخش شد. ولي بهطور جدي خدا كمك كرد تا در اين ۵/۲ سال كار دوباره شروع شود، براي آن هم خيلي زحمت كشيديم، يك روزي تاريخ اين حركت بزرگ ملي را ثبت خواهد كرد، از دفتر رهبري گرفته تا مهندس ضرغامي، دكتر دارابي، دكتر قاسمي مديرشبكه آموزش همه ما را تشويق ميكنند. بهطور حتم تشويقها و حمايتهاي آنها سبب ميشود كه ما لحظههاي عمرمان را تمام و كمال صرف ترقي و پيشرفت فرهنگ و حكمت و معنويت جوانان كنيم.
انتخاب و حضور افراد در برنامه چگونه است؟ ما از طريق تلويزيون به مخاطبان اطلاعرساني ميكنيم، افراد علاقهمند به شعور ادبيات فارسي براي حضور در برنامه ثبتنام ميكنند، بعد از آن روزهايي مشخص در سالنهاي بزرگ حدود ۳ تا ۴ هزار نفرحاضرميشوند، افراد مورد آزمايش قرار ميگيرند، شايد نزديك به ۱۰ ساعت طول بكشد.
چه شهرهايي بيشتر از برنامه «مشاعره» استقبال ميكنند؟ از همه شهرها استقبال خوبي داشتيم. ما يك ماه قبل در شهرستان خوي برنامه داشتيم حدود ۱۰هزارنفر براي ضبط مشاعره حضور داشتند و تا ۱۰ ساعت امتحان حتي يك نفرهم سالن را ترك نكرد و اين توفيقي است كه خداوند به ما ارزاني داشته است، دراين ميان آنچه خيلي برايم جالب است حضور بچههاي كم سن وسال شش تا هفت ساله در برنامه «مشاعره» است كه روزبهروز هم برتعدادشان افزوده ميشود.
با توجه به اينكه بچههاي كم سن و سال در برنامه حضور دارند، آنها بيشتر شعر حفظ ميكنند يا با شخصيت شاعران و فحواي اشعار هم آشنايي دارند؟ به غير از حفظ شعر با محتواي اشعارهم به خوبي آشنا هستند، بهطوري كه حقيقتاً اشعار در عمق جانشان جاي گرفته است، آنها مسائل اخلاقي و تربيتي را به غير از حفظ شعر اجرا ميكنند و اين خيلي جالب است، به همين دليل قرآن را محور مشاعره قرار داديم وبه زودي مژده آن را ميدهيم در مشاعره قرآني قصد داريم تا قرآن از طريق شعر در دل و جان مردم جاري و ساري شود.
پيشنهادات و نظرات مردم را هم در كار داشتهايد؟ من هميشه آرزويم اين بوده است كه اي كاش جوانها و بچههاي ما به شعر و حكمت فارسي روي بياورند و خدا را واقعاً شكر ميكنم كه اين برنامه سهمي در رسيدن به اين هدف داشته است، اينكه ميگويم سهم داشته، گواهياش نامهها و تماسهايي بوده است كه با پخش اين برنامه به شبكه آموزش سرازير شد، بسياري من را در خيابان و دانشگاه ميديدند و مهر و محبت خود را بيان ميكردند، خوشبختانه مردم خيلي خوب با برنامه ارتباط برقرار كردهاند ونظرات زيادي به ما ميدهند ما آنها را بررسي ميكنيم زيرا اين كار براي مردم است و بايد رضايت آنها جلب شود. در حالي كه سالهاست در صدا و سيما در مناسبتهاي مختلف و با موضوعهاي گوناگون مشغول تهيه برنامههاي فرهنگي و ادبي هستم، اما هيچ كدام توفيق اين برنامه را نداشتند، حتي چهره من با اين برنامه براي مردم آشنا شد كه اين را از ابراز محبتهاشان به راحتي ميتوان فهميد. از بسياري نهادهاي مذهبي تماسهايي داشتيم كه با بزرگواري و فروتني كامل ابراز لطف ميكردند و ما را شرمنده ميساختند، از سويي مردم عادي هم خيلي به برنامه اقبال نشان دادند، همين ابراز علاقهها مسئوليت ما را بيشتر ما را به ادامه كار تشويق ميكند.
در پايان اگر صحبت خاصي داريد بفرماييد. از رسانه شما تشكر ميكنم، همين كه زبان و ادبيات فارسي براي شما دغدغه شده و سراغ آن رفتيد، كار نيكو و پسنديدهاي است. شماهم به عنوان يك رسانه ميتوانيد به ما، مردم و جامعه هويتي كمك كنيد تا از زبان فارسي حفاظت كنيم.