کد خبر: 488495
تاریخ انتشار: ۰۸ مهر ۱۳۹۱ - ۱۰:۰۶
آيدين تبريزي
متأسفانه سلطان برونئي هم توزرد از آب در آمد و پول يارانه‌هايش را با ولخرجي تمام هزينه مي‌كند كه به نظر مي‌رسد بايد يك تذكر سفت و سخت از ستاد هدفمندي يارانه‌هاي برونئي دريافت كند، به هر حال اگر وضع بر همين منوال پيش برود هيچ بعيد نيست،‌همين فردا و پس فردا، بعضي از همين‌هايي كه سريع جوگير مي‌شوند، جلوي باجه‌هاي خودپرداز بانك‌هاي برونئي جمع شوند و بخواهند از سلطان –منظور سلطان برونئي است، نه علي پروين خودمان – تقليد كنند، آن وقت چه يارانه‌ها ريالي پرداخت شود، چه ارزي، چه نصف شود، چه سه برابر، كسي نخواهد توانست جلوي حاشيه‌هاي اين اقدام انتحاري سلطان برونئي بايستد.
همانطور كه مي‌دانيد در هفته‌اي كه گذشت رسانه‌ها از مراسم ۲۰ ميليون دلاري ازدواج دختر سلطان برونئي خبر دادند.
كارشناسان ستون وقايع اتفاقيه معتقدند كه سلطان بروئني، در اسرع وقت بايد هدفمند شود تا اينطور پول يارانه‌هايش را به آتش نكشد، برونئي‌ها يك ضرب‌المثلي دارند كه مي‌گويند پول علف «جي جان جون» - يك نوع خرس بومي در برونئي – نيست.
احتمالاً اينكه بعضي وقت‌ها هم تأخيري در پرداخت يارانه‌هاي مردم برونئي صورت مي‌گيرد،‌يا اعلام مي‌شود كه مثلاً ۱۰ ميليون نفر از فهرست پرداخت‌ يارانه‌ها در برونئي حذف مي‌شوند بي‌ارتباط با مراسم عروسي دختر برونئي در قصر ۱۷۰۰ اتاقي نامبرده نيست.
در همين لحظه ارتباط مستقيم ما با خبرنگار ستون وقايع اتفاقيه،‌اعزامي به قصر سلطان برونئي برقرار است.
- سلام، آقاي باي؟ آقاي باي؟ مثل اينكه ارتباط ما با آقاي باي،‌خبرنگار اعزامي ستون وقايع اتفاقيه به قصر سلطان برونئي برقرار نشد، به ادامه خبرها توجه كنيد.
بينندگان عزيز! همكاران در گوشي اعلام مي‌كنند ارتباط ما با آقاي باي، خبرنگار اعزامي ستون وقايع اتفاقيه به جنوب شرقي آسيا براي انعكاس مراسم ازدواج دختر سلطان برونئي برقرار شده است.
- سلام آقاي باي! آقاي باي! صداي منو مي‌شنويد؟!
- بله آقاي حياط ويلا! من صداي شما را ...
- آقاي باي؟ من صداي شما را چي؟ من و بينندگان محترم جمله شما را به اين صورت مي‌شنويم كه شما مي‌فرماييد« من صداي شما را» متأسفانه از اين به بعد را نمي‌شنويم. لطفاً بعد از «را» را بفرماييد.
- خيلي متشكرم آقاي حياط ويلا! من هم اكنون صداي شما را ...
- من هم اكنون صداي شما را چي؟
- لطفاً «خيلي متشكرم آقاي حياط ويلا» را نفرماييد كه بينندگان بعد از «را» را بشنوند.
- لطفاً خيلي متشكرم آقاي حياط ويلا را نفرماييد (بازتاب صداي گوينده خبر در استوديو مي‌پيچد)
- آقاي باي
- آقاي باي (بازتاب صوتي صداي گوينده خبر در استوديو)
- بله، آقاي حياط ويلا! من به وضوح صداي شما را ...
- خب بينندگان عزيز! متأسفانه ارتباط ما با آقاي باي، خبرنگار اعزامي ستون وقايع اتفاقيه به محل برگزاري مراسم ازدواج دختر سلطان برونئي برقرار نشد.
- آقاي حياط ويلا! من صداي شما را مي‌شنوم.
- بفرماييد آقاي باي! لطفاً ما و بينندگان عزيز را در جريان جزئيات مراسم ازدواج دختر سلطان برونئي قرار دهيد.
- بله آقاي حياط ويلا، همانطور كه استحضار داريد و در تصاوير هم ملاحظه مي‌كنيد هم اكنون مراسم ازدواج دختر سلطان برونئي در حال برگزاري است.
بيش از ۲ هزار مهمان در اين مراسم شركت كرده‌اند و با توجه به اينكه قصر سلطان برونئي، بزنم به تخته (آقاي باي دنبال تخته مي‌گردد ولي آن دور و بر تخته‌اي پيدا نمي‌كند،‌آقاي حياط ويلا با فراست متوجه موضوع مي‌شود).
- آقاي باي؟ من اينجا از طرف شما به تخته مي‌زنم، شما ادامه بدهيد (آقاي حياط ويلا ضربه نرمي را روي ميز مي‌زند)
- متشكرم آقاي حياط ويلا، استحضار داريد كه قصر سلطان بروئني، بالغ بر ۱۷۰۰ اتاق دارد و بزنم، ببخشيد يعني براي همه مدعوين و مهمانان وسايل آسايش و استراحت فراهم شده است.
- آقاي باي! شايعاتي مبني بر پرداخت هزينه ۲۰ ميليون دلاري مراسم ازدواج دختر سلطان برونئي از محل ستاد هدفمندي يارانه‌هاي برونئي مطرح شده است،‌ با توجه به اينكه شما چند روزي است كه در برونئي مستقر شده‌ايد مطبوعات و رسانه‌هاي برونئي به اين قضيه اشاره كرده‌اند؟
- بله، همانطور كه فرموديد در برونئي هم قيمت مواد و اقلام غذايي بالا است و هر بطري شير پرچرب ۵/۲ درصد...
- آقاي باي؟ فكر كنم سؤال بنده را درست متوجه نشديد.
- آقاي حياط ويلا؟
بله من صداي شما را مي‌شنوم.
آقاي حياط ويلا؟
- آقاي باي! من و بينندگان محترم ستون وقايع اتفاقيه،‌صداي شما را مي‌شنويم. بفرماييد.
- آقاي حياط ويلا؟ متأسفانه من صداي شما را نمي‌شنوم.
(در اينجا خبرنگار ستون وقايع اتفاقيه، اعزامي به قصر سلطان بروئني،‌ براي پوشش مراسم ازدواج، آرامش و صبوري‌اش را از دست مي‌دهد و با اين تصور كه ارتباط تصويري و صوتي او با استوديوي مركزي ستون وقايع اتفاقيه قطع شده است، شروع مي‌كند به فحاشي.)
-مرده شور اين ستون وقايع اتفاقيه را ببرند.
مرده شور هر چه خبرنگاري و ارتباط مستقيم و قصر سلطان برونئي و ازدواج ۲۰ ميليون دلاري.
- (آقاي حياط ويلا در حالي كه سعي مي‌كند خونسرد سروته قضيه را هم بياورد) خب، بينندگان عزيز، متأسفانه ارتباط تصويري ما با آقاي باي، خبرنگار اعزامي ستون وقايع اتفاقيه به قصر سلطان برونئي قطع شد.
-مرده شور هرچه خبرنگار اعزامي و غير اعزامي، ستون وقايع اتفاقيه يك سال است راه‌اندازي شده، هنوز ما نتوانسته‌ايم يك ارتباط مستقيم بدون پارازيت برقرار كنيم.
-(آقاي حياط ويلا دستپاچه شده است) هه‌هه!
همكاران پخش لطفاً صداي آقاي باي را ...هه هه!
-آرزو به دلمان ماند ما هم مثل همه ستون‌ها يك ارتباط مستقيم با كيفيت داشته باشيم. آدم پيش زن و بچه و دوست و همكار سنگ روي يخ مي‌شود، اگر نمي‌توانيد ارتباط بگيريد چرا اعزام مي‌كنيد. اصلاً به من چه، سلطان برونئي مي‌خواهد با پول يارانه‌هايش چه غلطي كند.
-(آقاي حياط ويلا سرخ و سفيد مي‌شود و تمام حيثيت يك ساله گويندگي خبر در ستون وقايع اتفاقيه را كنار مي‌گذارد و براي اينكه بيش از اين آبروريزي نشود، به يكباره زير آواز مي‌زند تا صداي آقاي باي پشت آواز آقاي حياط ويلا پنهان شود) بينندگان عزيز! راستش من در اين يك سال فقط گويندگي خبر كرده‌ام اما استعدادهاي ديگري هم دارم كه اگر اجازه بدهيد تقديم مي‌كنم.
آ...ي، يا...ها....ها... بلبلي برگ گلي خوشرنگ در/منقار داشت/ و اندر آن برگ و نوا خوش ناله‌هاي زار داشت
-(هنوز صداي آقاي باي شنيده مي‌شود و همكاران فني ستون وقايع اتفاقيه با همه مهارتي كه دارند نتوانسته‌اند صداي آقاي باي را قطع كنند، آقاي حياط ويلا با جوانمردي حيثيتش را زير پا گذاشته و همچنان به آواز ادامه مي‌دهد.)
گفتمش در عين وصل اين ناله و فرياد چيست، گفت، گفت (متأسفانه ادامه مصرع دوم بيت به ذهن آقاي حياط ويلا نمي‌آيد، به خاطر همين مجبور مي‌شود دوباره به مصرع اول بيت برگردد) گفتمش در عين وصل اين ناله و فرياد چيست، گفت، گفت، اين ناله و فرياد چيست، چيست، (آقاي حياط ويلا خيلي به ذهنش فشار مي‌آورد اما بي‌فايده است چيزي به ذهنش نمي‌رسد، آقاي حياط ويلا اميدوار است كه همكاران پخش از گوشي، ادامه مصرع اول را به او برسانند، اما اين اميدواري هم به جايي نمي‌رسد. هيچ كدام از همكاران پخش ستون وقايع اتفاقيه هم نمي‌دانند ادامه مصرع گفتمش در عين وصل اين ناله و فرياد چيست، چيست؟ در اين ميان يكي از همكاران پخش ستون وقايع اتفاقيه راهي به ذهنش مي‌رسد، گوگل. خوشحال و خندان مي‌رود سراغ رايانه‌‌اش و تايپ مي‌كند www.google.com اما گوگل باز نمي‌شود، ظاهراً گوگل از دسترس كاربران خارج شده است.
فكر ديگري به ذهن يكي از همكاران پخش مي‌رسد، مي‌روند از كتابخانه كوچك ستون وقايع اتفاقيه، ديوان حافظ پيدا كنند، متأسفانه در كتابخانه ديوان حافظ وجود ندارد. در اين ميان آقاي حياط ويلا راهكاري به ذهنش مي‌رسد، اينكه «گفتمش در عين وصل اين ناله و فرياد چيست» را در انواع دستگاه‌هاي سنتي و پاپ امتحان كند. اين كار آقاي حياط ويلا كه معمولاً با آوانگارديسم هيچ نسبتي ندارد يك ريسك تمام عيار محسوب مي‌شود و اگر جواب ندهد اين آخرين اجراي حياط ويلا در استوديوي مركزي ستون وقايع اتفاقيه خواهد بود اما آقاي حياط ويلا ديگر آب از سرش گذشته و به اين ريسك هم تن مي‌دهد.)
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها