
سردار احمدي مقدم، فرمانده نيروي انتظامي در گفتوگو با پايگاه خبري پليس شعار هفته نيروي انتظامي در سال ۹۱ را «سرمايه اجتماعي اساس اقتدار ما» اعلام كردند و ما ميدانيم كه كليدواژههاي هر شعاري اصولاً نقاط نشانهگذاري شده و سمت سوي حركت سازمانها است.
هرچند قوم ايراني خصوصاً بعد از اسلام عملاً نشان داده كه هروقت به سرمايههاي اجتماعي خود آگاه شده و تكيه كرده، به هر آنچه ميخواسته است رسيده و غفلت از آن باعث چه ويرانيهاي اجتماعي و فرهنگي گرديده است ولي اين اصطلاحات در ادبيات محاورهاي ما شايد جديد بوده و نياز به رمزگشايي داشته باشد.
درحالي كه سرمايه مادي بر داراييهاي مادي و سرمايه انساني به ويژگيها و استعدادهاي افراد اشاره دارند، سرمايه اجتماعي ناظر بر ارتباطات و شبكههاي اجتماعي، هنجارها و اعتماد متقابل ناشي از آنهاست. از نظر جامعهشناسان، سرمايه اجتماعي بر قابليت جامعه براي ايجاد انواع تشكلهاي داوطلبانه دلالت دارد كه افراد را به همكاري با يكديگر و در نتيجه حفظ تكثرگرايي مردم محور تشويق ميكند و لذا در سايه همبستگي اجتماعي دستيابي به اهداف مشترك تسهيل ميگردد و آن را داراي ويژگيهاي ذيل ميداند:
*وجود مجموعهاي متراكم از سازمانها و شبكههاي اجتماع محلي
*سطوح بالاي تعهد مدني يا مشاركت در شبكههاي اجتماعي محلي
*هويت محلي قوي و مثبت و احساس تجانس و برابري با اعضاي اجتماع محلي
*هنجارهاي تعميم يافته محلي مربوط به اعتماد و كمك متقابل بين اعضاي اجتماع محلي و اينكه آيا آنها يكديگر را ميشناسند يا خير؟
* شبكههاي مشاركت محلي كه تجسم همكاريهاي موفقيتآميز گذشته هستند و ميتوانند همچون الگويي فرهنگي براي همكاريهاي آتي عمل كند.
و لذا قدرت و كارايي سرمايه اجتماعي در جامعه به ميزان پايبندي اعضاي آن جامعه و هنجارها و ارزشهاي مشترك و توانايي آنها براي چشمپوشي از منافع شخصي در راستاي خير و سعادت همگاني بستگي دارد. از نظر جامعهشناسان، سرمايه اجتماعي تأثير بسزايي بر بخشي از عملكرد جوامع مدرن دارد و شرط لازم براي ثبات آنهاست.
از منظر توسعه پايدار، سرمايه اجتماعي در كنار ساير سرمايهها، جزئي تفكيكناپذير از مجموعه ثروت هر ملتي است و يكي از عوامل توسعه جوامع به شمار ميرود. وجود سرمايه اجتماعي به عنوان ساز و كاري براي ارتقاي توسعه بوده و فقدان و فرسايش آن مانعي براي توسعه اجتماعي است. سرمايه اجتماعي از ويژگي خودزايي و خودمولدي برخوردار است. بدين معنا كه با استفاده از آن، زمينهاي براي توليد و تقويت آن فراهم ميشود و عدم استفاده از آن موجب تقليل و نابودي آن ميشود و اين امر موجب تفاوت بين سرمايه اجتماعي و ديگر اشكال سرمايه شده است.
نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران به عنوان نهادي پيشرو و برآمده از نياز جامعه به نظم و امنيت كه از اصليترين نيازهاي بشري است، بيشترين سطح تماس را در گستره پايتخت تا نقاط صعب العبور در مرزها با مردم و حاكميت دارد و با اعتقاد عملي به اين اصل كه امنيت يك توليد جمعي است، سعي در آمادهسازي بسترهاي لازم براي درونزا و اجتماعيشدن مقوله نظم و امنيت عمومي نموده است.
نگاهي گذرا و تيتروار به مجموعه اقدامات مشاركتجويانه و اعتمادساز در مقولههاي اطلاعرساني و آگاهسازي، آموزش همگاني و مشاركت عمومي در تأسيسات ساختاري مانند توسعه و فعالتر كردن مركز فوريتهاي پليسي ۱۱۰ و معرفي مركز نظارت همگاني مردم از طريق سه شماره ۱۹۷ در امور بنياديني مانند طرح پيشنهادات و انتقادات يا راهاندازي دفاتر مشاوره و مددكاري در كلانتريها يا بهره برداري از پتانسيل دانشآموزي براي ترويج فرهنگ ترافيكي در طرح پليسياران جوان يا تأسيس باشگاه خبرنگاران پليس براي ارتباط مؤثرتر با اصحاب رسانه و بهرهبرداري از توان خبرنگاران افتخاري پليس به عنوان چشم و گوش سازمان و موارد بسياري از اين دست، امروز باعث ارتقاي جايگاه پليس ايران در مجامع بينالمللي از جمله اينترپل شده و مردم امروز با تغيير نگاه خود به پليس، آن را نه تنها تجويزي از سوي حاكميت براي برقراري نظم و امنيت عمومي دانسته، بلكه كاركردهاي فرهنگي، تربيتي و مشاورهاي و آرامش بخش آن را از مطالبات خود ميدانند.