کد خبر: 488280
تاریخ انتشار: ۰۶ مهر ۱۳۹۱ - ۱۲:۰۸
پاسخ‌هایی که مهدی هاشمی باید به افکار عمومی بدهد
حسن كوشا

جوان آنلاین:
هنوز اطلاعات دقیقی در خصوص مأموریت مهدی هاشمی در دست نیست اما سؤالاتی وجود دارد که قطعاً پاسخگویی به آن از طرف مهدی هاشمی می‌تواند بخش‌هایی زیادی از معماها پیرامون این مسافر ‌مرجوعی را پاسخ دهد.

«اگر پدرم رئیس‌جمهور شود قانون اساسی را به منظور محدود کردن اختیارات رهبر و تنازل آن به مقامی مشابه پادشاه انگلستان، تغییر خواهد داد.»

این ادعای مرموزی بود که مهدی هاشمی پیش از انتخابات سال ۸۴ در گفت‌وگو با یک روزنامه امریکایی مطرح کرد؛ ادعایی که آن روزها در گرماگرم انتخابات نادیده انگاشته و با پیروزی احمدی‌نژاد به عنوان کاندیدای مورد وثوق اصولگرایان به کلی فراموش شد؛ اما همین ادعا بیانگر واقعیتی بود که بعدها گمانه‌زنی‌ها در خصوص رابطه مهدی هاشمی با کشور انگلیس را بیش از پیش کرد؛ گمانه‌زنی‌هایی که با سفر سه ساله او در اوج وقایع پس از انتخابات سال ۸۸ به انگلستان رنگ و بویی از واقعیت به خود گرفت و البته بازگشت پر سر و صدای او هم خود حکایت دیگری است که می‌توان احتمال داد ناشی از طراحی ویژه MI ۶ باشد.

جمهوری اسلامی که با پشت سرگذاشتن روزهای پرفراز و نشیب پس از انتخابات سال ۸۸ و مدیریت این وقایع تلخ توانست بار دیگر آرامش را به کشور حاکم کند، حالا در آستانه انتخاباتی دیگر قرار گرفته که اگر حساسیتش بیشتر از انتخابات سال ۸۸ نباشد، کمتر از آن نیست؛ حساسیت‌هایی که تابع شرایط اقتصادی و سیاسی فعلی کشور است و مردم با درک دقیق این شرایط خود را از هم اکنون برای انتخاب فردی اصلح که بتواند بهبود دهنده شرایط فعلی باشد، آماده می‌کنند.

در این میان اصلاح‌طلبان نیز که دائم مشغول رصد فضای جامعه هستند، با درک این شرایط با گذشتن از حرف پیشین خود در خصوص تحریم انتخابات، تصمیم گرفته‌اند که حضور چشمگیر در انتخابات خرداد ۹۲ داشته باشند. حال این عبور اصلاح‌طلبان از گفته‌های پیشین خود در خصوص تحریم انتخابات و همچنین تلاش برای حضور پر قدرت در این رویداد بزرگ سیاسی را باید در کنار بازگشت پر سر و صدای مهدی هاشمی قرار داد تا پازل تازه‌ای شکل بگیرد؛ از احتمال وقوع رویدادهایی تازه در انتخابات خرداد ۹۲..‌. رویدادهایی که سر مشق آن را مهدی هاشمی از انگلیسی‌ها دریافت‌ کرده و حالا بازگشته تا درس خود را در تهران باز پس دهد.

سؤالاتی که بی‌جواب مانده است؟

تمام این حرف و حدیث‌ها در حالی است که هنوز اطلاعات دقیقی در خصوص مأموریت مهدی هاشمی و برنامه‌های احتمالی او برای روزهای آینده ایران در دسترس نیست اما در این بین سؤالاتی وجود دارد که قطعاً پاسخگویی به آن از طرف مهدی هاشمی می‌تواند بخش‌هایی زیادی از معماها پیرامون این مهره ‌ و مرجوع شده به کشور را پاسخ دهد.

سؤال اول در خصوص علت خروج مهدی هاشمی است؛ وی که به ادعای خانواده‌اش «پاک و بیگناه» است چرا در اوج روزهای برگزاری دادگاه متهمان فتنه ۸۸ و در حالی که افرادی نظیر حمزه کرمی و مسعود باستانی ادعاهایی در خصوص وی مطرح کرده بودند از کشور فرار کرد و حاضر به پاسخگویی به این اتهامات نشد؟

آیا مظلوم نمایی خانواده هاشمی تلاشی برای فرار مهدی ‌از پاسخ به آنچه که متهمان فتنه ۸۸ در دادگاه علیه او افشا کرده‌اند، نیست؟ و اساساً‌چرا آنها پیش از اینکه دادگاه به اتهامات او رسیدگی کند، پروژه بی‌گناهی و مظلوم‌نمایی وی را در رسانه‌ها کلید زده‌اند؟

سؤال دوم در خصوص عدم پاسخگویی به اتهامات مطروحه است. به راستی چرا مهدی هاشمی در طول سه سال گذشته هیچ‌گاه در مقام پاسخگویی به اتهامات خود بر نیامد و حتی یک خط یا یک کلام به این موضوعات اشاره نکرد. این در حالی بود که وی با ایراد شکایت از رسانه‌هایی نظیر روزنامه جوان و خبرگزاری فارس آن هم به صورت غیابی، تلاش می‌کرد جریان‌های افشاگر علیه خود را خاموش کند. آیا وی در طول این سه سال به قدری مشغول خدمت در لندن بود که نخواست فرصت خدمت را با پاسخگویی با اتهامات خود از دست بدهد؟

سؤال سوم در خصوص انتخاب زمان بازگشت به کشور است. به راستی چرا مهدی هاشمی تنها در فاصله کمتر از ۹ ماه مانده به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری به کشور مرجوع است؟ آن هم در حالی که کشور رسماً وارد فضای انتخاباتی شده و رایزنی‌ها در خصوص کاندیداهای احتمالی به اوج خود رسیده است؛ آیا او اگر قصد بازگشت داشت، نمی‌توانست روزهایی قبل از این روزها را انتخاب کند یا حتی روزهایی پس از انتخابات سال ۹۲ که فضای سیاسی در کشور آرام‌تر از امروز است؟

سؤال چهارم در خصوص پوشش رسانه‌های انگلیسی در خصوص اخبار بازگشت اوست؛ شبکه بی‌بی‌سی چه طور موفق به دریافت خبر عزیمت وی به ایران شده است؟ خبری که برای نخستین بار صادق صبا یکی از عوامل شبکه بی‌بی سی فارسی ‌ روی صفحه توئیتر خود به نقل از منابع آگاه منتشر کرد تا مسئولان این شبکه انگلیسی وابسته به MI ۶ را وادار کند که به خبرنگار خود محمد منظر پور دستور دهند از سرزمین‌های اشغالی به دوبی برود و در قالب خبر فوری بازگشت مهدی هاشمی به ایران را پوشش خبری و تصویری دهد.

پوششی که با شاخ و شانه کشیدن‌های مهدی در خصوص «گفتن همه چیز در ایران» همراه شد؛ سؤال پنجم و شاید اساسی‌ترین سؤال این باشد که مهدی هاشمی در طول این سه سال در انگلیس چه می‌کرده و دقیقا با چه افراد و سازمان‌هایی ارتباط داشته است؟ و هزاران سؤال دیگر نظیر اینکه به راستی چرا مهدی هاشمی با پاسپورت از ایران خارج شد و بدون پاسپورت به ایران بازگشت؟ چرا او پاسپورت خود را پنهان کرده است؟ او به کدام کشورها تردد داشته که نخواسته مهر ورود به آن کشورها را نیروهای امنیتی در پاسپورتش ببینند؟ بی شک پاسخ به تک تک این سؤالات کلیدی و حساس می‌تواند رازهای سر به مهر این مهره مرموز حوادث سال ۸۸ را افشا کند.

انتظاراتی بجا از قوه قضائیه

آن چیز که در این بین نمی‌توان آن را به هیچ وجه کتمان کرد، تلاش‌های مهدی هاشمی به عنوان فرزند یکی از چهره‌های برجسته کشور، برای ایجاد شکاف بین مجموعه نظام است؛ تلاشی که از سال‌ها پیش آغاز شد و موید آن همان ادعای مهدی در گفت‌وگو با روزنامه یو اس اس تودی است که از طرف پدر در خصوص تغییر قانون اساسی و کاهش اختیارات شخص اول مملکت قول می‌دهد؛ حالا نیز بی‌شک وی در ادامه همان تلاش‌ها به کشور بازگشته است تا شاید در آستانه انتخابات حساس سال ۹۲ حرف‌هایی بزند که مأموریت چندین ساله خود را به پایان برساند.

در پایان باز هم همان خواسته‌های کلیشه‌ای اما اساسی از قوه قضائیه مطرح می‌شود که با محاکمه دقیق و عادلانه مهدی ابعاد حضور سه ساله وی در کشور انگلیس (به عنوان یکی از دشمنان جمهوری اسلامی) افشا شود؛ خواسته‌هایی که به خاطر تکرار مداوم سه ساله‌شان تبدیل به کلیشه‌ای برای تمام گزارش‌های مطبوعاتی شده که نامی از مهدی هاشمی در آن برده می‌شود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار