فارس: موسسه تحقیقاتی «بروکینگز» نوشت: آمریکا درحالی دوران انتخابات ریاستجمهوری را سپری میکند که رامنی و اوباما در رقابتهای انتخاباتی، بر سر مسائلی چون سوریه و ایران، اختلاف نظر دارند.
موسسه تحقیقاتی «بروکینگز»، در گزارشی به قلم «مایکل ای. اوهانلون»، مینویسد: ناآرامیهای جدید در خاورمیانه، از جمله قتل سفیر آمریکا در لیبی در روزهای اخیر و همچنین لفاظی بر سر سیاست خارجی و امنیت ملی در جریان رقابتهای انتخاباتی ریاستجمهوری، خبرسازترین موضوعات اخبار را به خود اختصاص دادهاند. اما بررسی مسائل اصلی در رقابتهای انتخاباتی، از جمله میزان مخارج نظامی آمریکا و استفاده از نیروی نظامی، حاکی از مباحثهای هوشمندانهتر و باظرافت در بین دو کاندیدا است و تفاوتهای موجود بین این دو، بسیار کمتر از آن است که در لفاظیها به آن پرداخته میشود.
* هزینههای وزارت دفاع
اوباما قصد دارد که تعداد نیروهای زمینی ارتش آمریکا را تا تعداد این نیروها در پیش از تاریخ ۱۱ سپتامبر، کاهش دهد. این یکی از راهکارهایی است که وی در تلاش است تا با انجام آن، تقریبا ۵۰۰میلیارد دلار را طی ۱۰سال آینده در هزینههای وزارت دفاع، صرفهجویی کند. هزینههای مربوط به جنگ نیز با خروج تدریجی نیروها از افغانستان، کاهش خواهد یافت. اوباما به شدت مخالف کاهش هزینه ۵۰۰میلیارد دلاری اضافه در طی ده سال است که از محل توقیف اموال حاصل میشود.
* رامنی خواستار افزایش بودجه کشتیسازی است
درمقابل، میت رامنی نیز مخالف ۵۰۰میلیارد دلار نخست است که اوباما طرفدار آن است (به علاوه، مانند اوباما، مخالف توقیف اموال است). او خواستار افزایش بودجه کشتیسازی نیروی دریایی به ۱۵ فروند کشتی در سال است که این رقم در دوره اوباما ۹ فروند درسال بود و تعداد نیروهای زمینی را تقریبا در همین تعداد فعلی حدود ۱۰۰۰۰۰ نفر بیشتر از پیشبینی اوباما، حفظ کند.
* دیدگاههای مشابه در مورد بودجه
هر دو نامزد ریاستجمهوری، در نقد برنامههای یکدیگر از زبان تندی استفاده میکنند. اما برنامه فعلی رامنی، با برنامه مورد نظر اوباما در ۲ سال گذشته، پیش از آنکه کسری بودجه به مناظرات سیاسی کشیده شود، اندکی تفاوت دارد. به گفته رامنی، وی قصد دارد ۴ درصد از تولید ناخالص داخلی را صرف وزارت دفاع کند که این، جهش بزرگی به شمار میرود. البته این مسئله در وب سایت انتخاباتی رامنی به عنوان یک آرزو مطرح شده است نه یک برنامه.
* برنامه اوباما مورد استقبال فرماندهان ستاد مشترک ارتش قرار گرفت
برنامه اوباما مورد استقبال فرماندهان ستاد مشترک ارتش آمریکا قرار گرفته است. این برنامه میتواند مخارج اصلی وزارت دفاع آمریکا را در ۵۰۰ میلیارد دلار در سال، به خوبی حفظ کند. درحالیکه فرماندهان ستاد مشترک، عملاً برای رئیسجمهور کار میکنند، بنابراین عدم وجود مخالفتهای شدید، لزوماً به معنای اعلام پشتیبانی نیست. به احتمال زیاد، آنها در بخشی از تفکر «مایکل مولن» رئیس ستاد مشترک ارتش، که با دلیل نشان داد که بدهیهای دولت مرکزی، خود به تنهایی تبدیل به یک تهدید امنیتی تبدیل شده است و برای کاهش این تهدید، نیازمند اقداماتی جدی است، سهیم هستند. متأسفانه، درحالیکه هزینههای وزارت دفاع در حال کاهش است، مقرریها اینطور نیستند و درآمد مالیاتی نیز افزایش پیدا نمیکند.
* هردو کاندیدا خواستار ایستادگی قاطعانه، اما عاقلانه دربرابر چین هستند
هر دو کاندیدا ظاهراً به جای اختلاف، با یکدیگر همگام هستند. هرچند که تفاوتهای ظریف و مهمی در نوع تفکرشان در مورد ایران و سوریه وجود دارد. هر یک از این دو نفر مایلند یکدیگر را به خاطر دیدگاهشان در مورد افغانستان، مورد انتقاد قرار دهند اما در حقیقت، آنها در رویکرد اصلی اتفاق نظر دارند: تعداد نیروهای نظامی آمریکا باید از حالا تا سال ۲۰۱۴ به تدریج کاهش پیدا کند. هیچیک از دو نفر قصد انجام مأموریت دیگری در سوریه، به سبک عراق یا حمله پیشگیرانه به ایران را ندارند. هردو خواستار ایستادگی قاطعانه دربرابر چین، اما به صورت عاقلانه هستند و هیچیک به جنگ در آیندهای نزدیک اشاره نکردند. هیچکدام از نامزدها درمورد حمله به کره شمالی، به منظور نابودی سلاحهای هستهای این کشور، شجاعانه سخن نگفتند.
* اختلاف نظرهای جزئی بر سر مسئله سوریه و ایران
رامنی در مورد سوریه، ظاهراً با مسلح شدن نیرومندانهتر شورشیان، به همراه سایر کشورها موافق است اما مشخص نیست که این دیدگاه به طور هدفمند، با دیدگاه اوباما تفاوت دارد یا خیر. در مورد ایران نیز، رامنی موافق نشان دادن چراغ سبز به اسرائیل برای حمله به تأسیسات هستهای ایران است؛ در حالی که اوباما، بهکارگیری نیروی نظامی را علیه ایران رد نمیکند، اما معتقد است که باید به تحریمهای شدید بینالمللی اندکی بیشتر زمان داد تا اثر کنند.
* آمریکا میتواند تعداد نیروی زمینی خود را کاهش دهد
سؤال اینجاست که موضع کدامیک قویتر است؟ با قرار دادن هزینههای وزارت دفاع در شرایط کلی، کفه ترازو در سمت اوباما سنگینتر خواهد شد. او با کسری بودجه کمتری نسبت به رامنی مواجه خواهد بود. همینطور برنامه بودجه وی، در مقابله با مشکل بدهی، به آمریکاییها کمک خواهد کرد. در این روند، پذیرای ریسک نظامی کوتاهمدت بیشتری خواهد بود اما تا حدی که به نظر معقول برسد. صدام حسین رفته است بنابراین آمریکا میتواند تعداد نیروی زمینی خود را تا تعداد افرادش در دهه ۱۹۹۰، کاهش دهد؛ نیروی دریایی میتواند راههای مؤثرتری را برای آرایش و استقرار کشتیها در آبهای برون مرزی پیدا کند؛ بنابراین ما میتوانیم احتمالاً اصلاحات عمیقتری را نسبت به آنچه که قبلاً برنامهریزی شده، اعمال کنیم.
* رامنی از برنامه دفاعی اوباما در سال ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰، پشتیبانی میکند
اما رامنی با خشونت تمام سعی دارد تا هرگونه مسئله جهانی را با ابزار نظامی حل کند؛ او از برنامه دفاعی اوباما در سال ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰، پشتیبانی میکند. علاوه براین، سیاست او مبنی بر مسلح کردن شورشیان سوریه در این مرحله است، حتی اگر تردید اوباما در استفاده از نیروی نظامی علیه ایران، ظاهراً روندی عاقلانهتر را دنبال کند. حرف آخر این است که دیدگاههای هر دو کاندیدا در مسیر اصلی گستره راهبردی قرار دارد و تفاوتهای آنها بر سر سیاست نظامی، زیربنای سالمی را برای گفتمانی جدی، فراهم میآورد.