تعليق، اين كابوس وحشتناك، همچنان ورزش را تهديد ميكند و برخي رشتهها را بيشتر. اما هنوز هم اين كابوس وحشتناك نتوانسته آقايان را از خواب بيدار كند. ! تلاشهاي كميته ملي المپيك و غيبت نماينده آن در برگزاري مجامع و انتخابات فدراسيونهاي مختلف، هم نتوانسته مانع از پيشروي وزارت ورزش و جوانان به راهي باشد كه پاياني جز تعليق ندارد.
گوششان به هيچ صراطي مستقيم نيست؛نه نامههاي تهديد آميزي كه به دست كميته ملي المپيك و فدراسيونها ميرسد، نه راهكارهايي كه ارائه ميشود و نه حتي توصيههاي دوستانهاي كه از سر دلسوزي براي ورزش كشور ميشود، هيچكدام نتيجه نداده!
وزارت ورزش حكومتي خودمختار تشكيل داده و قصدش هم اين است كه تمام آنهايي كه قرار است در اين حكومت دستي بر آتش داشته باشند، از نفرات و كساني باشند كه با مواضع وزارت هم سو هستند يا اگر هم نيستند، براي از دست ندادن كرسيهاي رياست و قدرت، دم بر نميزنند. اما براي سران اين حكومت خود مختار اصلاً مهم نيست كه خودمختارياي كه در پيش گرفتهاند، باعث قطع شدن تمام پلهاي ارتباطي با دنياي بيرون ميشود.
هركسي كه در جبهه وزارت نباشد، مغرض است و در جبهه دشمن. اين همان ادعايي است كه بارها و بارها و بعد از رسيدن هر نامه تهديدآميزي از سوي فدراسيونهاي جهاني، به طرق مختلف از زبان مسئولان وزارت ورزش ميشنويم. حال آنكه تهديدات براي آنها مهم نيست و مطرح كردن اين دست سخنان نيز از آن جهت است كه خطي قرمز كشيده شود بين موافق و مخالف.
وزارت ورزش خوب ميداند برگزاري انتخابات و مجامع فدراسيون ها، دست آخر به تعليق كلي ورزش ميانجامد و اگر هم در كنار اين شيطنتها، براي تصاحب كميته ملي المپيك برنامه ميريزد، براي تكميل كردن حكومتي است كه تشكيل داده است؛ حكومتي كه باشرايط حاكم بر ورزش، به زودي تنها كارش برنامهريزي براي مسابقات داخلي است، چراكه با توجه به تعليقهاي صورت گرفته و تعليقهايي كه به زودي اعمال ميشود، خودمان ميمانيم و خودمان !
اصرار مسئولان وزارت ورزش و جوانان بر غيرقانوني نبودن انتخابات و برگزاري مجامع، در حالي كه نامههاي فراواني به دست مسئولان كميته ملي المپيك رسيده مبني بر اينكه وزارت ورزش حق برگزاري مجامع و انتخابات فدراسيونها را ندارد، نشان از عدم صداقت مسئولان وزارت ورزش و جوانان با مردم دارد و اينكه آنها دانسته به اشتباهاتشان ادامه ميدهند و مشكلي با تعليق و قطع شدن راههاي ارتباطي ورزشكاران كشورمان با ورزشكاران دنيا و محروميت از شركت در مسابقات جهاني را ندارند كه اگر داشتند، جلوگيري از سفر ورزشكاران به كشورهاي ديگر براي شركت در مسابقات جهاني را با بهانه هايي چون عدم صدور به موقع ويزا و بهانه هايي از اين دست، توجيه نميكردند.
مسئولان وزارت ورزش خودشان را به خواب زدهاند و آنهايي كه خواب نيستند، گوشي براي شنيدن ندارند و اين بدترين حالت ممكن است. با دسته اول كه اصلا نميتوان همكلام شد، چراكه خواب هستند و بيدار نميشوند، با دسته دوم هم هم كلام شدن فايدهاي ندارد. چراكه فقط تماشايت ميكنند و تمام تلاشهايت را تصويري ميبينند و چون گوشهايشان را بر هر صدايي بستهاند، صدايي دريافت نميكنند و نتيجه تمام تلاشها برايشان مشتي حركات مضحك است كه تنها باعث خنديدنشان ميشود و بس! و نتيجه اين ميشود كه قدم به قدم به تعليق نزديك و نزديكتر ميشويم و زماني ميرسد كه فقط خودمان مانده ايم و خودمان و البته يك حكومت خودمختار كه به هيچ صراطي مستقيم نيست و جز حرفهاي خود نه ميشنود و نه ميخواهد كه بشنود. چه مشكلي است، اين طور، معترضان كمتري هم دارد!