
«نياز واقعي كشور در تربيت نيروي پزشكي هنوز روشن نيست». اين ضعف آشكاري است كه دبير شوراي آموزش پزشكي تخصصي كشور هم به آن اعتراف ميكند، هر چند راهحلي براي برطرف كردن اين نقص ندارد.
دكتر اميرحسين ضيايي با اشاره به شيب تند تربيت پزشك متخصص در سالهاي پس از انقلاب ميگويد: «در سالهاي پس از انقلاب با توجه به جنگ و نياز كشور، به كميت و افزايش نيروي پزشكي بسيار توجه كرديم به طوري كه طي ۲۰ سال گذشته تعداد دستيار تخصصي و فوقتخصصي از ۲۹۹ نفر به ۲ هزار و ۵۰۰ نفر رسيده و حدودا ۱۰ برابر شده است.
توزيع ناعادلانه پزشك در كشور
با وجود ۱۰ برابر شدن تعداد پزشكان متخصص تربيت شده در سيستم آموزش پزشكي كشور باز هم بسياري از بيمارستانها در شهرهاي كمبرخوردار كشورمان بيشتر مواقع پزشك متخصص ندارند. اين موضوع اما بيشتر از آنكه به كمبود تعداد متخصصان تربيت شده بازگردد به توزيع ناعالانه پزشكان در نقاط مختلف كشور مربوط است.
اينگونه ميشود كه در كلانشهري مانند تهران هر چند قدم كه راه ميرويد با يك ساختمان پزشكان مواجه ميشويد كه چندين پزشك متخصص را در خود جاي داده است. اگرچه در مناطق مختلف شهر تهران نيز حضور متفاوتي از پزشكان را شاهديم در حالي كه مناطق بالاي شهر تهران ميزبان بيمارستانهاي خصوصي بسيار پيشرفته و انواع و اقسام پزشكان متخصص است، هر چه به جنوب شهر نزديك ميشويد، از تراكم بيمارستانهاي خصوصي و ساختمانهاي مجلل مطب پزشكان كاسته شده و به بيمارستانهاي دولتي و مطبهايي ميرسيد كه وضعيت چندان مناسبي چه از لحاظ ظاهر و چه از منظر رسيدگي به بيمار ندارند.
پزشكان موبايلفروش و مسافركش
از توزيع نامناسب پزشكان كه بگذريم، به اين واقعيت ميرسيم كه بسياري از كساني كه در رشته پزشكي تحصيل كردهاند، در اين حرفه مشغول به كار نيستند. مطابق آمار چيزي حدود ۷ تا ۱۰ هزار پزشك داريم كه شغلشان پزشكي نيست يا پزشكي شغل دومشان است. به گفته دكتر ايرج خسرونيا، رئيس جامعه پزشكان متخصص داخلي ايران برخي از پزشكان به مشاغلي مانند موبايل فروشي، بنگاه مسكن و حتي مسافركشي روي آوردهاند. هرچند يك روي سكه اينگونه فعاليتهاي پزشكان از تمايل آنها به كسب درآمد بيشتر از هر راه ممكن حكايت دارد اما روي ديگر اين سكه از تربيت نيروي مازاد در رشته پزشكي خبر ميدهد.
دبير شوراي آموزش پزشكي تخصصي كشور نيز تأكيد دارد: نياز واقعي كشور در تربيت نيروي انساني جامعه پزشكي هنوز روشن نيست و سطح سلامت و تعريف نظام ارجاع ميتواند در ميزان نياز به پزشكان تأثيرگذار باشد.
ضيايي در پاسخ به چرايي اين نقطهضعف بزرگ در برنامهريزي آموزشي كشور ميگويد: حتي امريكاييها هم در برآورد ميزان نياز به تقويت نيروهاي تخصصي و فوقتخصصي پزشكي دچار اشتباه شدند و اكنون در اين زمينه كمبود دارند زيرا تربيت نيروي پزشكي حداقل ۱۰ سال زمان ميبرد و يكشبه اتفاق نميافتد.
دبير شوراي آموزش پزشكي تخصصي در عين حال قبول دارد كه بايد در كشور بر اساس نياز واقعي نيرو جذب شود تا دچار افراط و تفريط در تربيت پزشكان متخصص و چالشهاي ناشي از آن نشويم.
تشخيص نيروي پزشكي مورد نياز كشور آنقدرها هم سخت نيست
توجه به آمار ورودي و خروجي دانشجويان رشته پزشكي، مدت زمان تقريبي براي خروج پزشكان از دانشگاه و ورود آنان به شبكه بهداشت و درمان كشور و مطالعه درباره وضعيت سلامت، سن، جمعيت و نوع بيماريهاي شايع در جامعه ميتواند تا حدود زيادي نياز كشور به تربيت پزشكان در تخصصهاي مختلف و مورد نياز جامعه را چه در زمان حال و چه در دهههاي آينده مشخص كند؛ نكتهاي كه انگار مسئولان آموزش پزشكي كشور اهميت پرداختن به آن را فراموش كردهاند. پس هنوز هم نميدانند نياز واقعي كشور به پزشك چقدر است!