اين اهانت در فيلمي به نام بيگناهي مسلمانان و با به تصوير كشيدن صحنههاي مبتذلي انجام شد كه بدون هيچ نشانهاي از فيلمسازي، فقط بازگوي تنفر سازندگان آن از ارزشهاي مسلمانان است و جالب اينجا است كه سازندگان فيلم حتي به بازيگران خود نيز رحم نكردهاند و آنان را فريب دادهاند. به هر حال، «بيگناهي مسلمانان» روزهاي پرآشوبي را در كشورهاي اسلامي به وجود آورده و با نگاهي كلي به اين چند روز، نحوه عملكرد حاكمان غربي و اسلامي قابل توجه است.
قبل از پرداختن به اين موضوع، اصل ماجرا قابل توجه است. در ظاهر امر چنين به نظر ميرسد كه فيلمي توسط يك سازنده آماتور و به نحو كامل ناشيانه و بدون هيچ حمايتي ساخته شده است. اين ظاهر امر است، اما برخي شواهد حاكي از آن است كه چنين روايتي قابل قبول نيست. نخستين شاهد قضيه به ابهام در هويت سازندگان اين فيلم مربوط ميشود كه تا كنون هويت آنان به طور مشخص معلوم نشده است. سام باسيلي و سپس نيكولا باسيلي نيكولا اسم شخصي است كه از سوي رسانهها به عنوان سازنده فيلم مطرح شده، اما با گذشت چندين روز هنوز نه هويت اين فرد و نه هويت ديگر دستاندركاران اين فيلم مشخص نشده است و وضعيت در مورد بازيگران و عوامل ديگر فيلم نيز از همين قرار است. نميتوان قبول كرد كسي كه هيچ سابقهاي در امر فيلمسازي نداشته ناگهان فيلم يك ساعتهاي ميسازد كه چنين بازتابي از آن انتظار ميرفت. اين شواهد و حمايت تري جونز، كشيش افراطي و وابسته به جريانهاي اوانجليستي، همگي بر اين نكته دلالت دارند كه نميتوان به ظاهر امر اعتماد كرد و ساخت اين فيلم را نه به وسيله جمعي محدود و مبتدي، بلكه بايد كار همان جريانهاي راستگراي افراطي در امريكا دانست كه به خصوص از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ تا كنون اسلام ستيزي را در رأس فعاليتهاي خود قرار دادهاند. در واقع، مسلمانان نيز به اين موضوع واقفند و به همين دليل، اعتراض آنها به آن جمع محدود و مبتدي نبوده، بلكه مسلمانان از ۱۱ سپتامبر تا كنون خود را در برابر هجمهاي گسترده ميبينند كه امريكا آن را ايجاد و هدايت كرده است و برخي از كشورهاي غربي نيز دنبالهرو آن بودهاند. انتشار كاريكاتورهاي موهن از سوي نشريه فرانسوي شارلي ابدو و حمايت سياسي- امنيتي دولت پاريس از آن و قصد ماهنامه آلماني تيتانيك براي انتشار تصاوير و مطالب مشابه حاكي از اين روند در غرب است و نشان ميدهد كه غرب نه تنها حاضر نيست يك قدم از هتاكي و اهانت به مسلمانان عقب بنشيند، بلكه حتي در ادامه آن لجاجت خاصي از خود نشان ميدهد.
هر چند كه مسلمانان در روزهاي پياپي و به صورت خستگيناپذير به دفاع از حرمت پيامبرشان برخاستهاند و حتي حاضر به تقديم شهدايي نيز در اين راه شدهاند اما بايد به نحوه عملكرد حاكمان آنان و دولتهاي اسلامي توجه كرد كه در اين مدت چه كردهاند و چگونه از ارزشهاي اسلامي دفاع كردهاند. كمتر از يك ماه پيش بود كه ملك عبدالله، پادشاه عربستان، ميزبان اجلاس ويژه سازمان كنفرانس اسلامي بود. هر چند كه او اختلاف ميان فرقههاي اسلامي و يافتن راهي براي كاستن اختلافات و ايجاد وفاق را مطرح كرد، اما معلوم بود كه انگيزه اصلي او براي به راه انداختن اين نشست ويژه سياسي بود و او ميخواست به اين وسيله عضويت سوريه در سازمان كنفرانس اسلامي را معلق كند. اكنون بايد پرسيد كسي كه خود را خادم الحرمين الشريفين مينامد و تحت اين عنوان حكومت مطلقه خود بر سرزمين وحي را مشروع ميداند در قبال توهين و اهانت سازمان يافته به پيامبر اسلام (ص) چه كرده است. آيا جريان سوريه و تعليق حكومت اين كشور در سازمان كنفرانس اسلامي براي خادم الحرمين الشريفين مهمتر است يا اهانت به پيامبر اسلام (ص)؟! سكوت معنادار حاكمان رياض در برابر اهانت و توهين غربيها حاكي از آن است كه آنان در اين موقعيت حاضر نيستند براي حمايت از چيزي پا پيش بگذارند كه دههها به نام آن حكومتي خارج از حدود متعارف را به راه انداختهاند. در اين ميان، واكنش اكملالدين احسان اوغلو، دبير كل سازمان كنفرانس اسلامي، نسبت به وقايع پيشآمده از هر چيز ديگر قابل توجهتر بود. او بعد از حمله به كنسولگري امريكا و كشته شدن سفير و سه ديپلمات امريكايي بيانيهاي را منتشر و اعلام كرد كه هيچ توجيهي براي قتل سفير امريكا در ليبي وجود ندارد. او علاوه بر آن واقعه حتي حمله مسلمانان مصري به سفارت امريكا در قاهره را نيز محكوم كرد. به نظر ميرسد كساني كه به نام اسلام و پيامبر آن حكومت و سازمانهاي عريض و طويل به راه انداختهاند براي دفاع از حرمت از اين ارزشها نه تنها حاضر نيستند كوچكترين گامي بردارند، بلكه حتي همسو با حاميان توهين كنندگان حركت ميكنند. به هر حال، اين روزها جبههاي ديگر براي مقاومت در جهان اسلام ايجاد شده كه نه براي خاك بلكه براي دفاع از هويت و ارزشهاي اسلامي است و اين مسلمانان هستند كه بدون اندك كمكي از سوي حاكمانشان، بار اين مقاومت را به دوش ميكشند.