انيميشن در اين بين بيشترين تحول و امتياز را به خود اختصاص داده است. با توجه به سيطره تفكر صهيونيستي و استفاده ابزاري از اين هنر و صنعت سرگرمكننده براي تبيين و ترويج تفكرات و القائات شيطاني خود به ديگر اقوام و ملل، غايتي جز تسلط بر ديگر انسانها و به خدمت گرفتن امكاناتشان براي اهداف و خواهشهاي شيطاني خود ندارند. لطفاً در ابتدا از نحوه ورود و تأسيس تشكيلاتي در زمينه توليد و ساخت انيميشن توضيحاتي بفرماييد.
شركت «آريا صنعت تخيل» معروف به «آريا انيميشن» است. اين شركت در سال ۷۵ فعاليت غيررسمياش را آغاز كرد اما در سال ۸۰ پس از ثبت رسمي فعاليت خود را زير نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي شروع كرد، در طول اين مدت هم محصولات زيادي را توليد كرديم، از كارهاي دوبعدي گرفته تا آثار سه بعدي و با كيفيتهاي گوناگون و در زمانبنديهاي متنوع كه تا امروز بالغ بر ۵هزار دقيقه خروجي و توليدي در اين عرصه داشتهايم. تا قبل از فروش و موفقيتهاي انيميشن «رستم و سهراب» از شاخ آفريقا گرفته تا كشور هندوستان، توانستهايم ضمن بالا بردن توان بازاريابي، محصولات و آثار متنوعي را هم به فروش برسانيم.
محتواي عمده انيميشنهايي كه توانستهايد توليد كنيد معمولاً حول چه موضوعاتي بوده است، ضمن اينكه بفرماييد با چه تكنيكي(دوبعدي يا سهبعدي) توليد شدهاند؟
در بين انيميشنهاي موفقي كه توليد كردهايم ميتوان به انيميشن «كودك و اشغالگر» اشاره كرد. اين انيميشن محتوا و مضمون درگيريهاي طنز و در عين حال خشن بين يك سرباز اسرائيلي و يك كودك فلسطيني است كه از سال ۸۶ تاكنون بارها و در مناسبتهاي مختلف از صداوسيما به طور دائم در حال پخش است.
«كودك و اشغالگر» توانست جايزه بهترين انيميشن راديو و تلويزيون كشورهاي اسلامي را كسب كند. اين انيميشن چندين بار در محافل مختلف مطرح شده است و حتي در نظرسنجياي كه در كشور لبنان انجام شد، توانست به سطح ۸۵ درصد محبوبيت در بين كودكان لبنان دست پيدا كند، همچنين اين كار در كشورهايي مانند عربستان، عراق، تركيه، تونس، مراكش و در جشنوارهاي در كشور اوكراين نيز پخش شد كه مورد اقبال بسيار خوب مخاطبان قرار گرفت.
انيميشن ديگري تحت عنوان«آخرين فرستاده» هم در قالب يك سريال ۷۷ قسمتي توليد كردهايم كه به سرگذشت رسول اعظم(ص) از قبل از تولد تا آخرين لحظات حيات مبارك ايشان ميپردازد، البته لازم است اين را هم بگويم كه اين كار به دليل توليد شدن در سالهاي ابتدايي و تازهكار بودن شركت انجام گرفت و به صورت دوبعدي و با كيفيتي تقريباً پايين انجام شد اما به رغم قديمي بودن تكنيك ساختش با تمسك و تبرك به نام مبارك ايشان مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت، به شكلي كه تمام ۲۲ كشور عربي به علاوه چندين كشور اسلامي غيرعربي اين اثر را خريداري و پخش كردند.
بعد از توليد اين اثر شروع به خلق كاري جديدتر و باكيفيتتر در مورد زندگي و حيات مبارك ايشان كرديم كه اين كار را هم با همان نام و البته با تكنيك سهبعدي و بسيار باكيفيتتر از ديگر توليداتمان و اثري همانند انيميشن «رستم و سهراب» شروع كرديم. در همين بازديد اخير وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي كه از شركت ما داشتند، شركت ما مورد مداقه و بررسي خاص ايشان قرار گرفت كه طبق برنامه زمانبندي اميدواريم حداكثر اين اثر را تا پايان تيرماه سال ۹۲ وارد بازارهاي جهاني بكنيم.
انيميشن«رستم و اسفنديار» در مرحله پيشتوليد است و بعد از «رستم وسهراب» سعي داريم آن را وارد بازار كنيم. يك انيميشن بلند سينمايي هم با عنوان «برگ و ريشه» در دست توليد داريم كه مضموني شبيه و نزديك به كار «كودك و اشغالگر» دارد اما اين اثر يك فيلم سينمايي است. زمان اين كار ۸۰ دقيقه است و مخاطب آن كودكان هستند كه محتوايي اكشن و طنز دارد، اما در عين حال مسائل تلخي از اتفاقات جنگ ۲۲ روزه غزه را به روايتي كودكانه به تصوير ميكشد.
ژانرها و مسائلي كه به دنبال ساخت اثر در آن حيطه هستيد را چگونه انتخاب ميكنيد؟ آيا در بين مخاطبان ذائقهسنجي صورت ميگيرد يا براساس تصميمات تيمي دست به ساخت و توليد آثار ميزنيد؟
قطعاً ميدانيد كه توليد مقوله «مديا» در كشور ما عمدتاً به سفارش بخش دولتي صورت ميگيرد، ما هم از اين قاعده مستثنا نبودهايم و مجبور بوديم كه به ذائقه بخش دولتي و با در نظر گرفتن نكاتي كه مطلوب سفارشدهنده و سرمايهگذار اصلي كار هم هست، توليد انجام بگيرد اما در اين مدت هم ما بيكار ننشستيم و يكسري تمرينات كوچك اما اثربخش و اميدآفريني را انجام دادهايم كه بتوانيم به آرامي توليداتي مستقل از بخش خصوصي ارائه بدهيم.
اولين كار ما با اين ديدگاه همان انيميشن دوبعدي «آخرين فرستاده» بود كه قبلاً به آن اشاره شد كه ما ابتدا آن را توليد كرديم و بعد تلويزيون آن را از ما خريد. در واقع دغدغه اصلي ما اين بود كه ديديم تا به حال كسي نيامده يك روايت كامل و تمامي از سرگذشت پيامبر اعظم(ص) ارائه بدهد. اين موضوع براي خود بنده يك سؤال بزرگ محسوب ميشد كه چرا يك فيلم يا انيميشن بلند در اين زمينه ساخته نشده است كه به طور مثال جنگ خيبر در آن به نمايش درآيد؟ يا تمام غزوات حضرت رسول اعظم(ص) در آن آمده باشد، حتي اگر شما به فيلم معروف مصطفي عقاد با همه درخشاني و زيباييهايي كه داشت نگاه كنيد، خواهيد ديد كه يك مقطع كوتاهي از زندگي پيامبر(ص) را به تصوير ميكشد، اين خودش يك دليل بود، دليل ديگر اينكه كمتر انيميشني مخصوص مخاطب كودك توليد ميشد.
با توجه به اهميت استراتژيك مخاطبي همانند كودكان كه وظيفه آيندهسازي هر كشوري را به عهده دارند، نحوه ورود و پردازش شما به مسائل و ژانرهاي مختلف در ساخت انيميشن براي اين مخاطب خاص با در نظر گرفتن چه ملاحظات و مسائلي است؟
اصولاً هم بنده و جنابعالي و هم تمامي جوانان خودآگاه كشورمان معمولاً با يك حس وطندوستي، نه وطنپرستي و نه نوع افراطي اين موضوع، بزرگ شدهايم. اين حس با يك علاقه و عشق به آثار كهن و ادبي مشاهير كشورمان همراه است كه ما با آن بزرگ شدهايم، بنابراين هيچ نوجوان، جوان و بزرگسالي را نميتوان پيدا كرد كه با گوشهاي از شاهنامه يا ديوان سعدي و حافظ و مولوي و. . . آشنا نشده باشد، هر چند گاهي پيش ميآيد كه بسياري از افراد آشناييشان بسيار عميق و عالمانهتر هم است، بنابراين ما هم از اين قاعده مستثنا نبودهايم و واقعاً در توليد آثار كودك تلاشمان اين بوده است يا قصههاي كودكانه فولكوريك را با گستره ايران بزرگ (تمامي اقوام و ادبيات آنها) پوشش بدهيم يا حماسهها و آثار ادبي خودمان را در اين محدوده قرار بدهيم.
در مورد حماسه هم با توجه به اينكه بسياري از بخشهاي حماسههاي ما قابل تعريف در ژانر اكشن است، اين قابليت را به وجود ميآورد تا ما كارهاي اكشن توليد كنيم و با توجه به اينكه امروزه در سطح دنيا فيلمهايي كه توليد ميشود در مقابل اكشن قرار دارند، به طور مثال درگيريهايي كه «نينجاهاي لاكپشتي» يا «اسپايدرمن» يا امثالهم دارند، كودك ما ناخودآگاه به سمت آنها جذب شده است، بنابر همين دليل بود كه ما در همين انيميشن«رستم و سهراب» دست به يك خلاقيت زديم و در حركات رزمگونه آن، تلفيقي از رزم ايراني و غيرايراني، به صورت تخيلي بين رستم و سهراب و حتي ديگر كاراكترهاي موجود در فيلم، برقرار و توليد كرديم.
صحنهپردازيهايي كه اتفاق افتاد و نوع نگرشي كه نسبت به كار وجود داشت، باعث شد يك حماسه ايراني كه بيش از هزار سال است در قالب شعر و قبل از آن هم به اشكال گوناگون و سينه به سينه در بين مردم زنده و جاري بوده، به يك زبان و فكري تبديل شد كه كودك امروزه نيز با آن يك ارتباط خوب و قوي برقرار كند، ولي قدر مسلم نگاه و تمركز عمده ما براي توليد آثاري با مخاطب كودك، بر نوع نگاه به منابع ايراني - اسلامي و ذخاير ادبي ديني غني خودمان است.
در ابتدا به ساخت انيميشن «رستم و سهراب» و بازديد چند ساعته وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي اشاره كرديد، در مورد اين انيميشن و اساس و شروع كار توضيح بدهيد و بفرماييد كه الان در چه مرحلهاي از توليد آن قرار داريد؟
انيميشن «رستم و سهراب» در سال ۸۵ با پيشنهاد شركت ما به «مركز گسترش سينماي مستند و تجربي» و استقبال مديريت وقت آن كليد خورد. بعد از جابهجايي مديريت اين مركز يكسري تغييرات در نوع نگرش به داستان كار داشتند كه در ابتدا با مخالفت ما روبهرو شد اما در ادامه ديديم كه الحقوالانصاف نظر ايشان بسيار كاربردي و مؤثر بود و كمك زيادي كرد كه اين كار به يك اثر خاص و با قابليت فروش جهاني تبديل شود در حين ساخت اين انيميشن يكسري مطالعات ديگر را هم انجام داديم و يك مقدار تستهاي بازاريابي در جاهايي مثل بازار فيلم جشنواره فجر و جشنواره كن براي كار انجام داديم. در آنها گوشههايي از كار، تصاويري از كاراكترها، متن داستان و بخشهاي ساخته شده را ارائه ميداديم تا اينكه به يكسري نتايج رسيديم، مثل اينكه با رعايت چه ويژگيهايي ميتوانيم اثر را با قابليت عرضه جهاني توليد كنيم.
بنده قبلاً هم اين حرف را گفتهام و آن اينكه فرآيند بازاريابي و بازارشناسي انيميشن «رستم و سهراب» تقريباً به اندازه و بازه زماني فرآيند توليدش زمانبر بود، در واقع ما از همان لحظات اوليه توليد اين كار شروع به پيدا كردن ذائقه بازارهاي جهاني براي آن كرديم، مثلاً مخاطب عام و جهاني (اعم از ايراني و غيرايراني) چگونه ميتواند با آن ارتباط برقرار بكند؟ من باب مثال چگونه است كه انيميشنهايي مثل «پاندا» يا «شرك» ميتواند به آن موفقيتها دست پيدا بكند؟ هر چند در اين زمينه ما «فعلاً» ادعاي اين را نداريم كه لزوماً توانستهايم به آن سطح از ركورد و موفقيت آنها دست پيدا بكنيم! اما چون زاويه ديد ما به سمتي بود كه كار ما هم مخاطب عام جهاني داشته باشد و بتواند نظر و سليقه همگان با مليت و فرهنگ و تاريخ متفاوت را به سمت خود جذب بكند، با ياري خداوند و كمك دوستان تا حدود زيادي موفق شدهايم.
اين معيارها باعث شد يكسري تغييرات جزئي در داستان بدهيم يا در شكل ظاهر و قيافه كاراكترها يا در نوع راه رفتن آنها، استايل و شيوه بازي، نوع استفاده از اوشن كپچري كه انجام داديم و نوع استفاده از انيميشن و نورپردازيها تغييرات كم اما مثبتي را ايجاد كرديم، همچنين در طول مراحل ساخت ما يك وفاداري خاصي به معماري ايراني داشتيم، مثلاً كاخ كيكاووس پادشاه ايران باستان را دقيقاً عين معماري «تخت جمشيد» طراحي كرديم.
يك نكته بسيار جالبي كه براي ما اتفاق افتاد اين بود كه هر كس فضاسازيهاي به كار برده شده در فيلم را ميديد- البته بعدها ما با تعصب اين را به فيلم اضافه كرديم و اصلاً به دنبال جذب بازار نبوديم كه اتفاقاً با استقبال هم روبهرو شد - گمان ميكرد كه ما از قوه تخيلمان براي طراحي آن استفاده كردهايم و ميگفت: «چقدر از تخيلات خوبي براي ساخت بك گراندها (پسزمينهها)، فضاها و كاخها استفاده كردهايد؟» به همين علت ما توضيح ميداديم كه اينها اصلاً تخيل نيست بلكه ما فقط به كانسپتها (مفهومآفريني و بينش) و كارهايي كه معماران ايراني در ۲ هزار و ۵۰۰ سال پيش انجام دادهاند وفاداري كاملي داشتهايم، البته براي معماري شهرها هم از تلفيق معماري شهر بم و معماري قديم اشكانيان استفاده كرديم. ايده ما اين بود كه اگر ما معماري و نوع زندگي ايرانيان باستان (مدرن و كاملاً پيشرفته نسبت به زمانه خودشان) را به صورتي كه بوده نشان بدهيم، قطعاً ميتواند يك تصوير ديگر و بهتري از كشورمان در نزد ديگران خلق كند، نسبت به اينكه ما بگوييم ايرانيان باستان چگونه و در چه منازلي زندگي ميكردهاند!