خداوند بر درجات امام راحل بيفزايد كه هر چه در بستر انقلاب اسلامي به پيش ميرويم سخنان و تجربه معجزهگونهاش بهتر رخ مينمايد. امام (ره) ميفرمود: «بزرگترين سادهانديشي آن است كه گمان كنيم جهانخواران روزي ما را رها خواهند كرد» و باز ميفرمود: «ما چه بخواهيم و چه نخواهيم استكبار و صهيونيستها در تعقيبمان خواهند بود» و باز ميفرمود: «جهانخواران زماني ما را به رسميت ميشناسند كه ملتي ضعيف باشيم كه شناسنامه ما را آنان صادر كرده باشند.»
روند تحولات انقلاب اسلامي و خصوصاً دوران پس از امام (ره) نيز نشان داد كه استكبار به چيزي كمتر از حذف انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي از كره زمين نميانديشد. چه در مقابل آنان ساكت باشيم و چه در حال عقبنشيني و چه در موضع هجوم باشيم، اهداف و راهبردهاي آنان در راستاي نابودي انقلاب اسلامي هيچ تفاوتي نخواهد كرد.
با فرض اينكه ما هيچ تهديدي براي آنان نباشيم آنان ما را رها نخواهند كرد. حال سؤال اين است كه با برگ زريني به نام برگزاري موفق اجلاس نم در تهران، آنان براي ما كف و سوت خواهند زد و ما را تشويق خواهند نمود؟ سادهانديشي است اگر از فرداي اين اجلاس آماده دريافت تيرهاي زهرآگين و آلوده نباشيم. قطعاً آنان از همه ابزارهاي مادي و ديپلماسي و سياسي و رسانهاي خود براي تلخ كردن آن در كام ملت ايران استفاده خواهند كرد. روند تحولات نشان ميدهد كه با بحرانهاي ساختگي و غيرساختگي درصدد خدشه به جايگاه ممتاز ايران اسلامي و دستاوردهاي اجلاس نم هستند. راهبرد كوچكپنداري و تحقير يكي از اهرمهاي اين مسئله است. تعطيلي سفارت كانادا به عنوان كشور نيمهمستقلي كه در زمين انگلستان بازي ميكند جلوهاي از اين رفتار بود و بايد منتظر چند كشور ديگر كه مستعمره انگلستان هستند نيز جهت اقدام مشابه باشيم.
قطعنامه اخير آژانس اتمي نيز با دستپاچگي بعد از اجلاس نم آماده شد و نماينده امريكا محور اين حركت بود. قرار است در بيست و هفتم مهرماه نيز اتحاديه اروپا قطعنامهاي را عليه ايران تصويب كند و تحريمها توسط امريكا و اروپا سختتر شود. قطعاً آنان زاويه و سناريوهاي ديگري را در دست بررسي دارند كه به زودي يكي پس از ديگري خودنمايي خواهد كرد. مانور دريايي در خليج فارس توسط غربيها و عربها نيز در همين راستا صورت ميگيرد. استقامت دولت و ملت سوريه در جنگ نيابتي موجود نيز به پاي انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي ايران نوشته ميشود و شكست محور عربي- غربي در اين جبهه نيز تير مضاعفي است كه در قلب استكبار فرود آمده است. بنابر اين ميتوان توهين به پيامبر (ص) را هم ناشي از اين كينه سر باز كرده دانست.
احتمالاً بايد منتظر تقويت بيشتر القاعده در سوريه و عراق باشيم و از همه مهمتر بايد با هوشياري در مسير انتخابات ۱۳۹۲ ردپاي صهيونيسم و غرب را دنبال نمود. بعيد نيست كه استكبار بخواهد بخت خود را يك بار ديگر در بستر اجتماعي انتخابات محك بزند و شكست ديپلماسي- رسانهاي خود در اجلاس عدم تعهد در تهران را به آن زمان منتقل نمايد. حمله مسلحانه (انفجاري) به سيستم خطوط برق قم به فردو درآستانه برگزاري اجلاس نم و طراحي براي توليد مشكلات امنيتي براي هيئتهاي دعوت شده به اجلاس نيز بخشي از زواياي طراحي شده از سوي ارباب حلقههاست كه با هوشياري و زمانشناسي نيروهاي انقلاب اسلامي خنثي گرديد.
خوشبختانه مردم و مسئولان كشور در توفان حوادث ۳۴ سال گذشته به قدري آبديده و بحرانديده شدهاند كه توطئههاي جهانخواران براي آنان امري معمول و بياهميت جلوه مينمايد. اما اين بدان معني نيست كه دشمن طراحي خود بعد از اجلاس نم را منسجمتر و فعالتر نكرده باشد. لذا لازم به نظر ميرسد كه مسئولان كشور به دور از تنشهاي انرژيسوز، برآوردها و راهبردهاي دشمن بعد از اجلاس عدم تعهد در تهران را با دقت و وسواس بيشتري دنبال نمايند. داشتن موضع هجومي در اين صحنه از مسير پيگيري اجراي مصوبات اجلاس ميگذرد.
همانگونه كه دشمن به دنبال تلخكامي ماست ما نيز بايد از مديريت سه ساله خود بر اجلاس استفاده كنيم و با اهرمهاي بينالمللي اجلاس هر روز هجمهاي را روانه اردوگاه استكبار نماييم. مبارزه باحلقههاي طراحي دشمن بايد با ابزارها و دستاوردهاي خود اجلاس پاسخ داده شود تا به صورت مستقيم و غيرمستقيم به دشمنان بفهمانيم كه نقطه ناراحتي و توليد تنفر شما قابل درك است و ميدان مبارزه نيز همان مسير برگزاري اجلاس است.
تلاش براي انزواي بيشتر صهيونيستها و رسوايي حمايتهاي امريكا از اين رژيم و پيوند القاعده و امريكا در سوريه ميتواند بخشي از اين محور هجومي باشد. صدا و سيما نيز ميتواند با هماهنگي و سازماندهي رسانههاي اعضاي جنبش عدم تعهد هجوم رسانهاي غرب را در قالب ۱۲۰ رسانه ملي پاسخ گويد. غفلت از ظرفيتهاي توليد شده از رياست بر جنبش عدم تعهد براي مبارزه با استكبار فرصتسوزي است.