ديروز محمدحسين انصاريفرد سخنگوي وزارت ورزش و جوانان اعلام كرد كه اين وزارتخانه براي انتخابات رياست كميته ملي المپيك كانديدا خواهد داشت. اعلام اين خبر از سوي انصاريفرد مهر تأييدي بود بر آنچه كه قبل از المپيك از آن ترس داشتيم مبني بر اينكه وزارتنشينان از همان روزها در انديشه تصاحب كرسيهاي كميته ملي المپيك هستند و در اين راستا با مهرهچيني و تعيين رؤساي مدنظر خود براي فدراسيونها اين پروسه را كليد زدند.
هر چند كه اعلام خطر رسانهها به وزارت ورزش در خصوص تعليق ورزش به سبب دخالت در امور فدراسيونها از سوي اين وزارت با بيمهري و بعضاً واكنش وزارتنشينان همراه شد اما امروز با اظهارات انصاريفرد ميتوان به اين نتيجه رسيد كه آقايان از مدتها قبل نقشهها در سر داشتند.
سخنگوي وزارت ورزش براي توجيه ورود وزارت به انتخابات كميته ملي المپيك البته دليل خاص خودش را هم دارد، آنجا كه ميگويد: معمولاً مرسوم است كه وزارتخانه كانديدايي در اين انتخابات دارد. رؤساي پيشين سازمان تربيت بدني و كساني كه متولي ورزش هستند نه تنها براي انتخابات كميته المپيك كانديدا دارند بلكه روي اين انتخابات حساس هم هستند.
طبيعي است كه كانديداي وزارت ورزش كسي نباشد جز محمدعباسي وزير ورزش و جوانان، هم او كه بعد از المپيك عنوان كرد كميته ملي المپيك نقشي جز هماهنگي كارها بر عهده نداشته و هر چه افتخار به دست آمده ثمره تلاشها و كارهاي انجام شده از سوي وزارت ورزش است. اما حالا در آستانه انتخابات كميته ملي المپيك براي حضور در اين عرصه و موفقيت در آن سر از پا نميشناسد.
نكته مهم اينكه كسب آرا در انتخابات كميته ملي المپيك مستلزم وجود نظارت همسو در فدراسيونهاي ورزشي است اقدامي كه وزارت ورزش از مدتها قبل آن را شروع كرده است و البته انصاريفرد در صحبتهاي ديروز خود نيز به آن صحه گذاشت. وضعيت همه فدراسيونها بايد هر چه زودتر مشخص شود. دوم مهرماه انتخابات تيروكمان برگزار ميشود. فكر ميكنم طي مهر و آبان تكليف انتخابات بيشتر فدراسيون ها مشخص شود.
انصاريفرد البته نگران به موقع برگزار شدن انتخابات و تصاحب كرسيهاي كميته ملي المپيك توسط وزارت نشينان هم است، چون طبق قانون انتخابات دو ماه بعد از المپيك و پس از تأييد اساسنامه كميته ملي المپيك توسط IOC برگزار ميشود. اساسنامهاي كه هنوز به تأييد IOC نرسيده از قولهاي افشارزاده وزارتنشينان را اميدوار كرده كه انتخابات به موقع برگزار شود.
يك نكته قابل تأمل ديگر اينكه اقدامات چند ماه اخير وزارت ورزش IOC را به شدت حساس كرده، دخالتهاي وزارتنشينان در امور فدراسيونها كار به جايي رسيده كه خطر تعليق به شدت كل ورزش را تهديد ميكند. تغيير و تحولات در فدراسيونهاي شنا، قايقراني،تير و كمان و دوچرخهسواري هر چند كه فعلاً در ظاهر به خير گذشته است اما هنوز تبعات خاص خود را دارد و همه اينها در حالي است كه حالا با شنيدن ورود وزارتنشينان به جريان انتخابات كميته ملي المپيك بايد منتظر حساستر شدن كميته بينالمللي المپيك هم بود.
آنچه حائز اهميت است اينكه IOC به هيچ وجه با مسئله دخالت دولتها در امور ورزش كشورها كنار نميآيد و نمونههاي بارز آن را هم ميتوان در برخورد IOC با كشورهاي خاطي ديد. اما گويا اين مسئله هر چقدر هم از طريق رسانهها به مسئولان ورزش كشور، به خصوص وزارت نشينان گوشزد شود كارساز نيست و اصلاً اينگونه به نظر ميرسد كه كسي در وزارت ورزش اين فريادها را نميشنود و اين حساسيتها را درك نميكند.
امروز عنوان ميشود كه در برخي كشورها وزير ورزش و حتي رئيس جمهور رئيس كميته ملي المپيك هم است، اما نكته اينجاست كه آنها براي كمك و هماهنگي بيشتر گام به اين عرصه گذاشتهاند و علاوه بر اين پيش از تصدي اين پست اقدامي در جهت حساسيت IOC انجام ندادهاند. اما كانديداتوري عباسي در حالي صورت ميگيرد كه دخالت هاي وزارت در امور فدراسيونها پيش از اين كار خود را كرده و حالا از حضور وزير ورزش در اين انتخابات چيزي جز دخالت تصور نميشود.
به هر حال آنچه مسلم است اينكه ورزش كشور پس از حضوري موفق در المپيك، پارالمپيك و ساير رشتهها در روزهاي حساسي قرار دارد؛ روزهايي كه اميد آن ميرود با درايت و از خود گذشتگي مسئولان ورزش به خير و سلامت از آن عبور كنيم. بيترديد كنار گذاشتن جاهطلبي و بها دادن به ديگران و از خود گذشتگي تنها راه نجات ورزش كشور از اين روزها و ماههاي حساس است.