
او كه بازي در فيلم ماندگار «ماهيها عاشق ميشوند» دكتر علي رفيعي را در كارنامه سينمايي خود دارد، بازيگري حرفهاي در تئاتر را با نمايش «حسرت، آرزو، رؤيا» به كارگرداني «مهدي هاشمي» در سال ۷۹ آغاز كرد و پس از آن در آثاري چون نمايش« اسم» به كارگرداني «محمد رحمانيان» «هر چي دلت بخواد » به كارگرداني «حميد پورآذري»، «دشمن مردم» به كارگرداني «اكبر زنجانپور»، «بيوههاي غمگين سالار جنگ» به كارگرداني «هادي عامل» و نمايش «خواب آهسته مرگ»، «پاي ديوار بزرگ شهر» و «رؤياي نيمه شب تابستان» به كارگرداني «محمدحسن معجوني» درخشيد. از بازيهاي تلويزيونياش هم ميتوان به مجموعه تلويزيوني «هزاران چشم»كيانوش عياري، «رسم عاشقي»سعيد سلطاني، «شهريار»كمال تبريزي و «خداوند عشق را آفريد»مسعود شاهمحمدي اشاره كرد. او همچنين در سريال طنز خانه اجارهاي هم بازي كرده است و پيش از نمايش «كلمه، سكوت، كلمه» با نمايش «عجايب مخلوقات» هم بهار امسال به صحنه سالن استاد سمندريان تماشاخانه ايرانشهر رفت. به بهانه اجراي «كلمه، سكوت، كلمه» پاي صحبت او نشستهايم تا از اين نمايش و فعاليتهاي آتياش بپرسيم.
آقاي رازاني! شما در سالهاي اخير در عرصه تئاتر خيلي پركار بوديد، آخرين نمايشي هم كه در حال حاضر بر صحنه داريد، «كلمه، سكوت، كلمه» مائده طهماسبي است. از نقشتان در اين نمايش بگوييد.
روز اولي كه من با خانم طهماسبي صحبت كردم از معدود دفعاتي بود كه پيش از خواندن نمايشنامه مطمئن بودم كه دوست دارم در يك كار حضور پيدا كنم. آدمهايي كه سر اين كار گرد هم آمده بودند، انگيزهام براي حضور در اين نمايش شد. به خانم طهماسبي گفتم كه شما افرادي را در اين نمايش گرد هم آوردهايد كه هر كدامشان ميتوانند دليل حضورم در يك نمايش باشند. روزي كه من نمايشنامه را خواندم، متوجه شدم اين نقش مجموعهاي از تضادهاي هيجانانگيز است. به اين دليل كه ميمون بودن اين نقش باعث ميشود كه حركات بدني به چالش كشيده شود و از طرف ديگر كافكا بودن اين شخصيت باعث ميشود لحن و گويش آن فكر را مشغول كند. ميان كمهوشي يك حيوان و انديشمند بودن كافكا تضادي است كه باعث ايجاد خلاقيت ميشود.
پيش از «كلمه، سكوت، كلمه» هم شما در «عجايب مخلوقات» رضا ثروتي بازي كرديد كه بهار سال جاري به صحنه تماشاخانه ايرانشهر رفت. نقش شما در اين نمايش هم بدون ديالوگ تنها با اداي يك سري اصوات انجام ميشد و اكت و بدن مهمترين مؤلفه نقشآفريني شما در اين نمايش بود. در خصوص كار «عجايب مخلوقات» بگوييد.
من در دوه اول اجراي نمايش عجايب مخلوقات نبودم و ۱۰ روز مانده به اجرا به گروه اضافه شدم. در آن نمايش سعي ميكردم از زبان بدن هم استفاده كنم تا تماشاگر از طريق بدن و حركت مفهوم بازي را متوجه شود. در عجايب مخلوقات اساساً بدن حرف اول را ميزد. از آنجا كه من مدتها درگير كارهاي تلويزيوني يا سينمايي و نمايشهايي با اكتهاي محدود هم شده بودم، اين نمايش را موقعيت خوبي براي تمرين بدن دانستم. علت ديگر حضورم در اين نمايش هم خود آقاي رضا ثروتي بود.
كار با خانم طهماسبي چطور بود؟
خانم طهماسبي از جمله كارگرداناني هستند كه اجازه ميدهند بازيگر ايدههايش را بگويد و از ميان آنها غربال ميكند و ايدههايش در راستاي كار را انتخاب ميكند و در كل به يك همانديشي با بازيگران ميرسد.
از تجربه كار با گروه نمايش«كلمه، سكوت، كلمه» بگوييد.
گروه از خود آقاي آئيش و خانم طهماسبي گرفته تا پارتنرهاي من، آقاي چنگيزيان و خانم عرفايي و دوستان ديگر در ساير اپيزودها و عوامل پشت صحنهاي كه تلاششان بسيار زياد بود، همه و همه عالي بودند.
استقبال تماشاگران از كار چطور بود؟
من فكر ميكنم تا به امروز استقبال خوبي صورت گرفته است. از همان هفته اول به رغم اينكه تعداد صندليهاي سالن بيشتر شده است، اما ما تمام اجراها را پر ميرويم.
برسيم به حضورتان در ساير مديومها. گذار شما از صحنه به تصوير، فيلم سينماي «ماهيها عاشق ميشوند» دكتر علي رفيعي بود؟
من يك تجربه كوتاه اما بسيار دلنشين در يكي از اپيزودهاي فيلم «هزاران چشم» آقاي عياري داشتم اما تجربه جدي و رسمي آن هم مقابل دوربين ۳۵ «ماهيهاي عاشق ميشوند» دكتر رفيعي بود.
درباره حضورتان در فيلم استاد بگوييد.
اولين تجربه من بود با فضاي تا آن حد حرفهاي. در آن زمان براي من اساساً دوربين ۳۵ و كار كردن با استادي كه در تئاتر هميشه دوستش داشتم و همبازي شدن با بزرگاني مانند رضا كيانيان و رؤيا نونهالي سختيهاي خودش را داشت در كنار هيجان. «ماهيها عاشق ميشوند» براي من كلاسي بود كه به عنوان تجربه حرفهايم ثبت شد. خيلي هم تجربه خوبي بود.
در تلويزيون هم آخرين كارتان خانه اجارهاي بود كه در قالب يكي از همسايهها كه فردي تحصيلكرده بود ظاهر شديد. چرا در سري جديد سريال حضور نداريد؟
من به دليل همكاري با آقاي ناصر نصير و آئيش در اين سريال حضور پيدا كرده بودم، در سري دوم به خاطر عدم حضور آنها، همكاري من هم منتفي شد.
در حال حاضر مشغول چه كاري هستيد؟
الان يكي دو پيشنهاد تصوير دارم و يك كار تئاتر كه در حال انتخاب هستم.
از نظر خودتان كار در عرصه تئاتر چه تفاوتي با كار در ساير مديومها دارد؟
به نظر من تمام اين مديومها سختي خودش را دارد چون با جان بخشيدن به تصوير نويسنده روبهرو هستيم و تصوير دادن به متن نويسنده و انتظار كارگردان. در اين ميان تصوير چه توسط تماشاگر تئاتر ديده شود و چه در قاب تصوير نمايان شود، نكته مهم شكل دادن به آن نقش است. به نظر من تفاوت كار تئاتر و تصوير در تكنيك و رويكرد است و گرنه در خلاقيت بازيگر در خلق شخصيت تفاوتي ندارد.
دوست داريد در كدام مديوم كار هنريتان را ادامه دهيد؟
من دوست دارم در تصوير كار كنم اما ميدانم كه نميتوانم از تئاتر دور شوم چون هنرمند عرصه تئاتر به دليل رخ به رخ شدن با تماشاچي جان ميگيرد.
كاري در نوبت اكران سينما يا پخش روي آنتن داريد؟
براي سينما فيلم «شير تو شير» آقاي ابراهيم فروزش را در نوبت اكران دارم كه هنوز زمان اكرانش مشخص نشده است.
نقش شما در اين فيلم چيست؟
من نقش يك معلم روستايي را دارم. آقاي فروزش معمولاً كارهاي گروه سني كودك و نوجوان را انجام ميدهند، اين كار هم به جز شخصيت نوجوان، دو پرسوناژ اصل دارد كه يكي پدر نوجوان است با بازي هدايت هاشمي و كاراكتر اصلي ديگر معلمي است كه نقشش را من بازي ميكنم. داستان فيلم هم در يك روستاي دور افتاده ميگذرد.