کد خبر: 486379
تاریخ انتشار: ۲۵ شهريور ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
ايگور پانكراتنكو
رصد كردن بازتاب خبري شانزدهمين اجلاس سران جنبش عدم‌تعهد در تهران در رسانه‌هاي گروهي ليبرال روسيه و در نشريات اساسي غرب، كار بسيار جالبي بود كه در بعضي مواقع باعث انبساط خاطر مي‌شد. اطلاعات درباره يكي از مهم‌ترين رويدادهاي سياسي سال‌هاي اخير با اختصار هرچه بيشتر و گويا «از لاي دندان‌ها» به خوانندگان معمولي ارائه مي‌شود. در حالي كه نمي‌توان اين رويداد را مسكوت گذاشت، ولي سعي شد حداقل اهميت آن را كاهش دهند. به جاي تجزيه و تحليل واقعي، مو را از ماست كشيدند، شپش جست‌وجو كردند و جزئيات امر را به گونه‌اي بزرگ‌نمايي كردند كه در وراي آنها تصوير واقعي ديده نشود. رسانه‌هاي گروهي ليبرال روسيه در تلاش خود براي دست‌كم گرفتن اهميت تحولات جاري در تهران با پشت‌كار دانش‌آموزان خوب اصول اساسي مطالب رسانه‌هاي گروهي غرب را تجديد چاپ مي‌كنند. به قدري از غربي‌ها تقليد مي‌كنند كه حتي به معناي آنچه مي‌نويسند، نگاه عميقي نمي‌اندازند. 

به منظور كمتر جلوه دادن اهميت آنچه در تهران اتفاق افتاد در تهران و اينكه جمهوري اسلامي ايران براي سه سال آينده رياست جنبش عدم‌تعهد را بر عهده خود گرفت، به اين استدلال متوسل مي‌شوند: «در حقيقت امر، انتقال رياست دوره‌اي از يك كشور به كشور ديگر، روند عادي و تشريفاتي است كه در اسناد اساسي جنبش عدم‌تعهد در مرحله تشكيل آن تعيين شده بود». در اين صورت مي‌توان سؤال كرد كه پس چرا غرب به تلاش‌هاي عظيم ولي مذبوحانه‌اي دست زد تا جلوي اين روند «تشريفاتي» را بگيرد؟ چرا از رؤساي تعدادي از كشورهاي غيرمتعهد خواستند كه در اجلاس تهران شركت نكنند؟
آنها به منظور دست‌كم گرفتن اهميت اجلاس جنبش مي‌گويند كه اين مراسم نمي‌تواند هيچ نتيجه واقعي بدهد زيرا «در ميان مهمانان اجلاس تقريباً كسي از شخصيت‌هاي مهم نيست كه در جهان نفوذ كافي داشته باشد». اين استدلال قابل بحث است زيرا كشورهاي عضو جنبش عدم‌تعهد صاحب ۷۶ درصد ذخاير جهاني نفت، حدود ۸۰ درصد منابع حامل‌هاي ديگر انرژي و ۹۰ درصد منابع معدني نظير اورانيوم، طلاي سفيد، ولفرام، مليبدن و فلزات ديگر هستند ولي اين استدلال از زاويه ديگر جالب توجه است چراكه در آن هر چيزي كه انديشه ليبرال غربي سعي مي‌كند به سراسر جهان تحميل كند، متمركز شده است. به عقيده غرب، فرآيندهاي جهاني بايد فقط توسط كشورهاي برگزيده‌اي كه خودشان خود را براي ايفاي نقش «قاضي و داور سرنوشت بشريت» منصوب نمودند، اداره شوند. 

نتايج اجلاس بدون ذره‌بين
تحليلگران غربگرا ضمن گنجاندن جزئيات ناچيز و ثقيل در تحليل‌هاي خود و با زير ذره بين گذاشتن جنبه ظاهري اجلاس تهران، اصل مطلب را ناديده مي‌گيرند و آن اين است كه خود جنبش عدم‌تعهد، چالشي براي استعمار جديد و سلطه‌جويي غرب است. دوسوم كشورهاي جهان كه در تهران گرد هم آمدند، با اصل شركت خود در اين اجلاس اعلام نمودند كه نظم فعلي جهاني باب‌طبع آنان نيست. اكنون ماهيت جنبش بدان نيست كه بين دو بلوك شرق و غرب مانور بزند. اين جنبش سعي مي‌كند به اصطلاح «جامعه بين‌المللي» معناي واقعي آن را بازگرداند. وقتي (آيت‌‌الله) علي خامنه‌اي رهبر ايران مي‌گويد كه «ساختار و مكانيزم‌هاي شوراي امنيت سازمان ملل متحد غيرمنطقي، ناعادلانه و كاملاً غيردموكراتيك است و اين ديكتاتوري آشكار و وضعيتي منسوخ و از رده خارج شده است»، وي فقط حرف دل غيرمتعهد‌ها را كه به گونه‌هاي مختلف همه «خوشي»‌هاي اين ديكتاتوري را تجربه نموده‌اند، بيان مي‌كند. درست مي‌گويند كه «كسي كه در خانه شيشه‌اي زندگي مي‌كند، نبايد سنگ پرت كند». وقتي كه غرب با علاقه زيادي «نظام يالتا» را ويران كرده و سلطه خود را بر قرار مي‌نمود، وقتي همه ساختارهاي بين‌المللي اعم از شوراي امنيت سازمان ملل متحد تا آژانس بين‌المللي انرژي اتمي را با نيازهاي خود تطبيق مي‌داد، حتماً گمان مي‌كرد كه اين تحولات به صورت پايدار و براي مدت طولاني برقرار مي‌شود. ولي «پايان تاريخ» اتفاق نيفتاد. جهان تك قطبي به چالش كشانده شد و فعاليت دستگاه عظيمي در معرض خطر قرار گرفت كه علاوه بر كاركردهاي ديگر، براي غرب و شركت‌هاي بزرگ فرامليتي بهره‌هاي عظيم اقتصادي به بار آورده و زندگي شيرين «ميليارد طلايي» را تأمين مي‌نمايد.
... بهتر است كه به تبعات مشخص سياسي اجلاس تهران برگرديم. 

فقدان كشور رهبر يا گروهي از اين‌گونه كشورها يكي از مسائل اساسي جنبش مي‌باشد كه دوره رياست مصر اين واقعيت را به وضوح نشان داد. ادعاي رهبري جنبش از سوي ايران، چاقوي تيزي براي واشنگتن و متحدانش است زيرا همين امر مي‌تواند نظريه «هرج و مرج» هدايت پذير را ويران كند كه غرب در سراسر جهان پياده مي‌نمايد. اين امر قبل از همه شامل حال «طرح سلفي» است كه به معني تحريم «افراط اسلامي» و تشديد اختلافات در داخل امت اسلامي است. اجلاس تهران يك‌بار ديگر به جهان اسلام يك راه جايگزين به صورت «نهضت بيداري اسلامي» پيشنهاد نمود. اجلاس تهران از اين نظر هم براي غرب خطرناك است كه اين كليشه ذهني را به طور كامل ويران مي‌كند كه اقتصاد يك كشور در حال توسعه تنها در صورتي مي‌تواند موفقيت‌آميز باشد كه با غرب همگرايي داشته باشد، تجربه ايران و چين، نرخ بالاي رشد اقتصاد اين كشورها و سطح پيشرفت علمي و فني آنها اين ادعا را رد مي‌كند. به علاوه در جريان اين اجلاس مبتكرين اعمال تحريم‌هاي يك‌جانبه ناگهان از طرف هند سيلي محكمي خوردند. اين كشور بر مخالفت خود با تحريم‌هاي امريكايي عليه ايران تأكيد كرده و آمادگي خود را براي حمايت از صادرات ايراني، حامل‌هاي انرژي و از فعاليت نظام بانكي ايران ابراز نمود. اين رويداد براي واشنگتن فوق العاده ناگوار است زيرا امريكا تا همين اواخر اطمينان داشت كه موفق شده است هند را نهايتاً به مدار سياست خارجي خود بكشاند.
منبع:«ايران رو»
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار