
چندي پيش عليرام نورايي بازيگر فيلم سينمايي «قلادههاي طلا» بعد از حضور در مراسم كمك اهالي سينما به زلزلهزدگان آذربايجان توسط كمال تبريزي كارگردان نام آشنا، از محل برگزاري مراسم اخراج شد. مدت زيادي از اين اتفاق نگذشته بود كه باران كوثري بازيگري كه در بيشتر برنامهها خود را با عنوان اپوزيسيون معرفي كرده بود، در محوطه تئاتر شهر با اين بازيگر درگير و مدعي شد كه به او پول دادهاند تا خون شهداي جنبش ما را پايمال كند.
ماجراي هجمه سينماگران عليه عوامل فيلمهاي ارزشي به امروز و ديروز باز نميگردد. ماجرا از جشنواره فيلم فجر سال ۸۹ و اكران فيلم پايان نامه آغاز شد. پيش از اكران در جشنواره، حاشيههاي بسياري عليه اين فيلم در شبكههاي اجتماعي و رسانهها برپا شد.
اين حاشيهها تا جايي ادامه پيدا كرد كه بازيگران و كارگردان اين فيلم تا مدتها از سوي فيلمسازان بايكوت شدند و ديگر هيچ كارگرداني و تهيه كنندهاي براي فيلمش به سراغشان نميآمد. حاشيه فيلمهايي كه به انتخابات سال ۸۸ باز ميگردند اما به همينجا ختم نشد. قلادههاي طلا فيلمي كه به حوادث پس از انتخابات ۸۸ ميپرداخت، در اولين اكرانش در جشنواره فيلم فجر سال ۹۰، با تهديدها و اعتراضاتي روبهرو شد و فضاي مجازي و شبكهها اجتماعي پر شد از پيامهايي كه بازيگران و عوامل اين فيلم را تهديد به بايكوت ميكردند.
پس از اكران عمومي هم همه جا سخن از تحريم فيلم بود اما قلادههاي طلا توانست يكي از ميليارديهاي سال ۹۱ بشود. با اينكه مدتها است از اكران فيلم ميگذرد، اما انگار حاشيههايش هنوز هم همراه عوامل فيلم است. به طوري كه بازيگر نقش اصلي فيلم در روزهاي اخير زماني كه در جمع هنرمندان سينما قرار گرفت، با برخورد شديد آنها روبهرو شد.
اين در حالي است كه اين سينماگران در صحبتهايشان همواره از سياسي نبودن سخن ميگويند، اما زماني كه با بازيگر فيلمي سياسي روبهرو ميشوند، او را از جمعشان اخراج ميكنند. در همين راستا نظرات كارشناسان و مديران سينمايي را در خصوص ريشههاي اين برخوردها جويا شدهايم.
سجادپور: در محدوده خودمان با مسئله برخورد ميكنيم
سيد عليرضا سجادپور، مدير كل اداره نظارت و ارزشيابي سازمان سينمايي در پاسخ به اينكه معاونت سينمايي قرار نيست با چنين رفتارهايي در محيطهاي سينمايي برخورد كند يا نه به «جوان» ميگويد: «من بحث را رسانهاي نميكنم. اجازه بدهيد در محدوده خودمان با اين مسئله برخورد كنيم.»
كوشكي: جو غالب سينما دست روشنفكران جدا از نظام است
دكتر محمدصادق كوشكي، كارشناس رسانه و استاد دانشگاه نيز در گفتوگو با «جوان» در اين باره اظهار ميكند: متأسفانه به دليل كوتاهيهاي زيادي كه از سوي مسئولان وزارت ارشاد در طول سالهاي پس از پيروزي انقلاب به خصوص از سال ۷۰ به بعد صورت گرفته است، عملاً فضاي هنري كشور به خصوص فضاي سينمايي بيش از اينكه در دست ياران انقلاب باشد، در دست كساني است كه همگام با انقلاب نيستند و بيشتر دلشان براي آن طرف مرزها ميتپد.
البته اين مسئله عموميت ندارد و سينماگران متدين هم داريم. اما متأسفانه جو غالب در دست كساني است كه با عنوان اشتباه روشنفكري، خود را از انقلاب و نظام جدا ميدانند. هر چند بيشترين استفادهها را از نظام و انقلاب كرده و ميكنند اما عملاً نه تنها در خدمت انقلاب و نظام نيستند، بلكه عادت به نمك خوردن و نمكدان شكستن دارند.
كوشكي ادامه ميدهد: مقصر اصلي وقوع چنين اتفاقهايي مديران وزارت ارشاد در طول ۲۰ساله اخير بودهاند كه اجازه دادند كه چنين نسل مدعي، بيهنر و ناسپاسي به نام هنرمندان سينمايي رشد بكنند و در عين حال كه از بيتالمال مسلمين به طور مستقيم يا غيرمستقيم ارتزاق ميكنند، خود را در جبهه مقابل نظام و انقلاب قرار دهند.
وي با عرض تأسف گفت كه در سالهاي گذشته وضعيت از دوره اصلاحات هم اسفبارتر بوده است، چون انتظار ميرفت در هشت سال گذشته زخمهاي كهنه سينما التيام پيدا كند. اما با عملكرد غلط و نامناسب مديران وزارت ارشاد، آن بخش از كساني كه به عنوان نويسنده، سينماگر و منتقد به سينماي كشور تحميل شدهاند، در سالهاي اخير با حمايتهاي مديران وزارت ارشاد گستاختر شدهاند.
وي در خصوص راهكار مقابله با آن وضعيت ميافزايد: قبل از هر چيز بايد ارزشهاي انقلاب و تفكر انقلابي را به وزارت ارشاد و معاونت سينماي بياموزيم، زيرا اين نهاد مانند جزيرهاي دورافتاده بيش از اينكه در خدمت نظام باشد، در خدمت هنرمنداني غربزده است.
هاشمزاده: بايد مدافع فيلمسازان استراتژيك باشيم
ناصر هاشمزاده، كارشناس رسانه و استاد دانشگاه هم در گفتوگو با «جوان» در باره هجمه سينماگران عليه عوامل فيلمهاي ارزشي و استراتژيك ميگويد: وقوع چنين اتفاقهايي جاي تأسف دارد.
به نظر من خود سينما بايد از عوامل فيلم هايي كه در راستاي اهداف انقلاب فيلم ميسازند در مقابل سينماگراني كه آنها را مورد تهديد و آزار قرار ميدهند، دفاع كند تا ديگر چنين اتفاقاتي تكرار نشود.
كارگرداني با انبوهي از فيلمهاي توقيفي
«محمدحسين نيرومند» فعال فرهنگي نيز در اين خصوص گفت: اگر مسئولان سازمان صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران خسارتهاي چند ميلياردي بابت توليد سريال «قصههاي رودخانه»، «پاداش» و «سرزمين كهن» كه آقاي كمال تبريزي با معاونت مديران سازمان بر بيتالمال تحميل كردهاند را ناديده ميگيرند، اگر به مجموعه فيلمهاي توليد شده چهار ساله اخير ايشان كه هيچ يك امكان اكران عمومي نيافته است، دقت نميكنند، اگر سركشي سركار خانم فائزه هاشمي را در پشت صحنه سريال «سرزمين كهن» تنها يك ديدار ساده تلقي ميكنند، حداقل برخورد آقاي تبريزي با بازيگر فيلم قلادههاي طلا را يك موضوع جدي تلقي كنند. اينكه آقاي تبريزي به خود جرئت ميدهد با يك بازيگر جوان سينما تنها به جرم بازي در يك فيلم ضد فتنه سال ۸۸ چنين برخورد زشتي كند، آيا معنايي جز اين ندارد كه باور قلبيشان همسويي با جريان فتنه است؟ چگونه ميتوان قبول كرد كه بزرگترين پروژه سيما در ارتباط با انقلاب اسلامي ايران به اينگونه افكار، انديشهها و افراد سپرده شود؟