
مربيان بيگمان يكي از مهمترين حلقههاي زنجيره پيشرفت در ورزش محسوب ميشوند. هرچه ايشان ورزيدهتر باشند، ورزشكاران آمادهتري تربيت ميكنند و قدرداني از آنان بايد به تناسب تأثيري كه بر روند موفقيتها دارند باشد!
پس از المپيك اما دلخوريهايي براي اين بخش ورزش كشور به وجود آمد كه عمدتاً مربوط به ميزان قدرداني مالي از ايشان ميشد. اين گلايهها آنقدر وسيع بود كه به رسانههاي مكتوب و سايتها كشيده شود. پاسخهايي البته به سخنان مربيان داده شده اما به نظر نميرسد تمامي گلايهگذاران را قانع كرده باشد. اين نگاه سرآن دارد تا به اجمال قدري پيرامون موضوع سخن بگويد، هر چند كه مدعي نيست تمامي ابعاد بحث را خواهد شكافت. مربيان اجزاي بسيار مهم هر رشته ورزشي هستند اما اينكه يك قهرمان ملي صرفاً مديون يك مربي باشد ابداً درست نيست، چرا كه يك مدلآور المپيكي كه مثلاً در سن ۲۵ سالگي به اين مهم دست مييابد، در واقع حاصل ۱۵ سال بذرافشاني مربياني را درو ميكند كه طبعاً نميتواند به زحمتكشان حاضر در تيمملي خلاصه شود، بنابر اين - به طور معمول - بزرگواران حاضر در تيمهاي ملي تنها كساني نيستند كه زمينه بالا رفتن دلاوران ما از نردبام ترقي را فراهم كردهاند. البته و صد البته به هيچ وجه نميتوان نقش تعيين كننده مربيان ملي را در توفيق ورزشكاران انكار كرد اما ناديده گرفتن ديگراني كه از كودكي يك قهرمان تا ورود او به اردوهاي ملي زحمت كشيدهاند نيز انصاف نيست!
بنابر اين اگر بناست از مربيان تقدير شود خوب است از هركس به نسبت تلاشش قدرداني شود، لذا نيكوتر خواهد بود كه مسئولان ورزش كشور با شناسايي و ثبت مربيان كوشا در سراسر ميهنمان و تعيين يك حداقل دستمزد براي ايشان، عملاً زمينه قدرداني و حمايت از تمامي كساني كه شرايط به اهتزاز در آمدن پرچم ايران را در مجامع جهاني فراهم ميكنند، فراهم سازد تا آناني كه در اقصي نقاط اين سرزمين با حداقل امكانات به كشف و پرورش استعدادها ميپردازند، دلسرد نشوند و بدانند خون دل خوردنهاي آنان ديده ميشود و زحماتشان در ميان غوغاي رقابتهاي بينالمللي گم نميشود!
مربيان ملي نيز خوب است بدانند كه درآمد كمتر داشتن يك مربي به نسبت شاگردش، امري معمول در جهان ورزش است، مخصوصاً در رشتههاي انفرادي كه ورزشكاران ملزم هستند يكتنه در ميادين حاضر شوند و كوچكترين اشتباه ايشان به از دست رفتن مدال ميانجامد، بنابر اين خيلي جاي تعجب ندارد اگر ورزشكاران رشتههاي انفرادي پاداشي بيش از مربيان خود بگيرند. البته اينكه فاصله چقدر باشد نكتهاي است كه بايد به آن توجه شود و به بيان ديگر، هدايا نبايد آنقدر متفاوت باشد كه از حد متعارف فاصله گرفته و به چشم بيايد و باعث كم جلوه دادن ارزش زحمات مربيان شود زيرا در اين صورت، اين خطر وجود دارد كه مربيان بعد از اولين موفقيت بينالمللي جذب ساير كشورها شوند!
كوتاه سخن آنكه، به قول قديميها بايد كاري كرد كه «نه سيخ بسوزد، نه كباب»!