
عصر روز دوشنبه ۱۳ شهريورماه پسر جواني هراسان با پليس تماس گرفت و گفت سارقي كه لوازمش را سرقت كرده در مسافرخانهاي در اطراف ميدان راهآهن به دام انداخته است. دقايقي بعد مأموران كلانتري ۱۱۷ جواديه به اين مسافرخانه رسيدند و پسر جواني كه شهرام نام داشت با ديدن پليس بلافاصله دزد نگونبخت را كه دستهايش را با طناب بسته بود، تحويل پليس داد. وي گفت: چهارشنبه ۱۰ خرداد ماه امسال از اين سارق در كلانتري جواديه شكايت كردم تا اينكه امروز خودم او را به دام انداختم. وي ادامه داد: من دانشجوي كارشناسي ارشد و اهل شهرستان انديمشك هستم. از چندي پيش مشغول نوشتن پاياننامهام بودم. صبح سه شنبه ۹ خرداد ماه امسال با قطار براي پيگيري نمرات چند درسم به تهران آمدم.
از آنجايي كه بعضي از مديران مربوطه نبودند، قسمتي از كارهايم به روز بعد موكول شد كه مجبور شدم يك شب در تهران بمانم. به همين خاطر عصر آن روز به مسافرخانهاي در اطراف ميدان راه آهن رفتم و خواستم براي خواب اتاقي را در اختيار من قرار دهند. مسئول مسافرخانه ادعا كرد كه تمام اتاقها پر است و فقط در اتاق سه تختهاي كه دو برادر اجاره كردهاند يك تخت خالي وجود دارد.
وي دو برادر را كه از چند ماه پيش اتاق را اجاره كرده بودند، تأييد كرد و گفت من امشب را آنجا بخوابم. وقتي وارد اتاق شدم دو برادر نبودند اما در نيمههاي شب آنها با مقدار زيادي لوازم مانند موبايل، راديو ضبط ماشين و غيره به آنجا آمدند. من به رفتار آنها مشكوك شدم و احتمال دادم كه سارق هستند و خواستم كه مسئول مسافرخانه اتاق مرا عوض كند اما او گفت كه با خيال راحت بخوابم. در طول شب افراد مشكوكي به مسافرخانه رفت و آمد ميكردند و مشخص بود در بيشتر اتاقها زن و مرد مواد مخدر مصرف ميكنند.
شب ترسناكي را پيش رو داشتم و خدا خدا ميكردم تا زودتر صبح شود و از آنجا بيرون بيايم. دو برادر كه معتاد به شيشه بودند خودشان را سيروس و شهباز معرفي كردند. آنها در ادامه شربت بهليمو با عسل درست كردند و با اصرار زياد يك ليوان به من خوراندند. من بعد از خوردن شربت بيهوش شدم و وقتي به هوش آمدم متوجه شدم ساعت ۲ بعد از ظهر است. دو متهم بعد از سرقت تمام وسايل من از جمله موبايل گرانقيمتم، پولها و كارت عابربانكم فرار كرده بودند. من وقتي موضوع را به مسئول مسافرخانه گفتم ادعا كرد كه آنها بعد از تسويهحساب اتاق را تحويل دادهاند.
از آنجايي كه داخل حافظه تلفن همراهم عكسها و فيلمهاي خانوادگي است، نگران بودم و چندين مرتبه به تهران آمدم و پروندهام را پيگيري كردم. من به صاحب مسافرخانه گفته بودم كه اگر سارقان را ديد به پليس كه شكايت كردهام خبر دهد اما او مدعي بود كه آنها ديگر به اين مسافرخانه نميآيند. امروز عصر دوباره به مسافرخانه آمدم، مردي كه در آنجا با من آشنا بود به من گفت كه سيروس و شهباز داخل اتاق مواد مصرف ميكنند.
من به سرعت بالاي سرشان حاضر شدم. دو سارق با ديدن من شوكه شدند و قصد فرار داشتند كه من موفق شدم شهباز را دستگير كنم اما سيروس فرار كرد. وي گفت: اين مسافرخانه پاتوق افراد خلافكار است و حتي مسئول آن هم كه از موضوع شكايت من با خبر بود با آمدن دو سارق به پليس خبر نداد. صبح روز سهشنبه متهم در مقابل قاضي نصرتي، بازپرس شعبه هفتم دادسراي جنايي مورد بازجويي قرار گرفت. وي كه خود را نقاش ساختمان معرفي ميكرد، ادعا كرد كه وسايل پسر دانشجو را برادرش سرقت كرده است.
در پايان قاضي نصرتي از آنجايي كه احتمال داد مسافران ديگري با همين شيوه طعمه دو برادر شده باشند، دستور داد تا متهم براي ادامه تحقيقات در اختيار مأموران اداره آگاهي قرار گيرد و همچنين كارآگاهان در رابطه با اين مسافرخانه كه پاتوق افراد خلافكار است، تحقيقات گستردهاي انجام دهند. پليس در تلاش است تا هر چه زودتر برادر سارق دستگير كند.