به گزارش خبرنگار ما، پنجم تير ماه سال گذشته مرد جواني به كلانتري ۱۷ مهرويلاي كرج رفت و مأموران را از قتل خواهرش باخبر كرد. اين مرد گفت: خواهر ۴۴سالهام به نام مرجان بعد از سه ازدواج ناموفق به تنهايي زندگي ميكرد. دو روز بود با تلفن او تماس ميگرفتم اما گوشي او خاموش بود. امروز به خانهاش رفتم و در زدم اما در را باز نكرد. نگران شدم و از ديوار وارد خانهاش شدم. وقتي وارد اتاق خواب شدم با جسد خون آلود او روي تختخواب روبهرو شدم. بعد از طرح اين شكايت، مأموران با حضور در خانه مرجان متوجه شدند كه مرجان بر اثر اصابت ضربه چاقو به قتل رسيده است. در نخستين گام مأموران از شوهران سابق مقتول تحقيق كردند اما بررسيهاي مأموران نشان داد كه هيچ كدام از آنها دخالتي در قتل مرجان نداشتهاند. در حالي كه تجسسها براي يافتن سرنخي از عامل جنايت ناكام مانده بود، زن ميانسالي شش ماه بعد از حادثه به كلانتري ۱۴ رسالت كرج رفت و پرده از راز جنايت برداشت. اين زن در حالي كه گريه ميكرد، گفت: پسرم ادعا ميكند زن تنهايي به نام مرجان را مدتي قبل در خانهاش به قتل رسانده است.
اين زن گفت: من مرجان را ميشناختم و از مدتها قبل به خانه او رفت و آمد ميكردم. مأموران سپس پسر ۲۳سالهاي كه مهرداد نام داشت را دستگير كردند. او در اولين بازجوييها اتهام خودش را قبول كرد و گفت: من دانشجوي رشته پزشكي بودم كه مدتي قبل از دانشگاه اخراج شدم. متهم ادامه داد: از زماني كه نوجوان بودم، مرجان را ميشناختم و با مادرم به خانه او ميرفتم. هنگام رفت و آمد به خانهاش فهميدم با مردان زيادي رابطه دارد و هنگام رابطههاي پنهاني خود از مردان زيادي كلاهبرداري كرده و باعث متلاشي شدن زندگي بعضي از آنها شده است. بنابراين از مدتي قبل تصميم گرفتم تا مرجان را به قتل برسانم.
متهم ادامه داد: شب حادثه به خانهاش رفتم و به دروغ گفتم برايش كارت عروسيام را آوردهام. او خوشحال شد و در را برايم باز كرد. وقتي وارد خانه شدم به او گفتم با مادرم قهر كردهام و ميخواهم شب را در خانه او بمانم. مرجان از ماندن من در خانهاش خوشحال شد. هنگام خواب خودش به اتاق خواب رفت و من در پذيرايي خوابيدم. نيمههاي شب از خواب بيدار شدم و به اتاق خواب رفتم. او در خواب عميق بود كه با دست گلويش را فشار دادم تا اينكه نفسش بند آمد. بعد هم چاقويي برداشتم و چند ضربه به او زدم تا اينكه مطمئن شدم او فوت شده است. بعد هم تا صبح بر سر جنازهاش نشستم و به جسد او نگاه كردم. متهم ادامه داد: صبح روز بعد طلا و كارت عابربانكش را برداشتم و از آنجا به خانه داييام رفتم. بعد هم ماجرا را براي داييام تعريف كردم و با هم پولهاي مرجان را از حسابش خارج كرديم. متهم گفت: من قصد داشتم تا بعد از قتل مرجان شوهرخالهام را هم به قتل برسانم، چراكه او در كودكي به من تجاوز كرده بود و از او كينه شديدي داشتم اما دستگير شدم. بعد از اعترافهاي متهم، مأموران در بررسي حساب بانكي مقتول متوجه شدند مهرداد يك ميليون و ۸۰۰ هزار تومان از حساب مرجان برداشت كرده است. بعد از انجام تحقيقات نهايي متهم صحنه جرم را بازسازي كرد و سرانجام پرونده با صدور كيفرخواست عليه مهرداد به اتهام قتل مرجان و سرقت اموال او صادر و براي رسيدگي به شعبه اول دادگاه كيفري استان البرز فرستاده شد. بنابراين متهم به زودي مقابل هيئت قضات به رياست قاضي هدايت رنجبر پاي ميز محاكمه حاضر ميشود.