جوان: در ميان ويژگيهاي شانزدهمين نشست جنبش عدمتعهد، شايد مهمترين شاخصه آن را بتوان بازخواني اصول و اهداف بنيادين اين جنبش دانست كه با گذشت ۵۰ سال از شكلگيري آن و بر هم خوردن نظم سنتي گذشته، ورود به يك عرصه نوين از آرايش قدرت در جهان را تجربه ميكند و شايد مبتني بر اين برآورد بود كه دستگاههاي تبليغاتي نظام سلطه از ماهها قبل جنگ رواني گستردهاي را براي عدم حضور سران و نهادهاي بينالمللي در نشست تهران آغاز و حتي در هفتههاي نزديك به برگزاري نشست، با تهديد حمله نظامي به ايران تحركات خود را به اوج رسانده بودند.
اما برگزاري پرشكوه نشست و سخنان مقام معظم رهبري در آغاز آن و سخنان برخي ديگر از سران شركتكننده و همچنين بيانيه پاياني نشست را ميتوان به عنوان نقطه عطفي در تاريخ جنبش دانست كه علاوه بر تأكيد به اصول و اهداف بنيادين نقشه راهي براي احيا و تقويت جنبش و بازيابي نقش آن در تحولات جهاني خواهد بود.
مقام معظم رهبري در بياناتشان در آغاز نشست با تأكيد بر آرمانهاي اصلي جنبش كه طي شش دهه گذشته همچنان زنده و پابرجاست به روند شكست راهبرد يكجانبهگرايانه كشورهاي غربي پس از فروپاشي شوروي سابق اشاره كردند و فرمودند: جهان با عبرتآموزي از اين تجربه تاريخي، در حال گذر به نظام بينالمللي جديدي است و جنبش عدمتعهد «ميتواند» و «بايد» نقش نويني ايفا كند و اين نظام بايد بر پايه مشاركت همگاني و برابري حقوق ملتها استوار باشد و همبستگي كشورهاي عضو اين جنبش براي شكلگيري اين نظم نوين، از ضرورتهاي بارز عصر كنوني است.
ايشان در بخشي ديگر از سخنانشان بر ضرورت خارج ساختن «اتاق فرمان» جهان از دست چند كشور ديكتاتور غربي تأكيد و يادآور ميشوند: شرايط كنوني جهان فرصتي شايد تكرارنشدني براي جنبش عدمتعهد است. سخن ما آن است كه اتاق فرمان جهان نبايد با ديكتاتوري چند كشور غربي اداره شود. بايد بتوان يك مشاركت دموكراتيك جهاني را در عرصه مديريت بينالمللي شكل داد و تضمين كرد.»
غفلت از اين اتاق فرمان و تسلط قدرتهاي غربي بر آن در دو دهه اخير هزينههاي سنگيني را بر نظام جهاني وارد كرده كه تحميل چند جنگ بزرگ نظير جنگهاي عراق و افغانستان و جنگهاي ۳۳ روزه و ۲۲ روزه و جنگ كنوني در سوريه تنها گوشهاي از آن است كه اگرچه هزينههايي را بر مردم جهان و به ويژه مسلمانان تحميل كرده پيامدهاي سختي را نيز بر اقتصاد غرب وارد كرده كه بحران والاستريت گوشهاي از آن است.
اما آنچه كه چشمانداز تداوم تسلط سران استكباري بر اتاق فرمان جهان را تيرهتر ميكند، وقوع بحرانهاي عظيمتر در جهان به دليل يكهتازي آنهاست كه متأسفانه در اين ميان نهادهاي بينالمللي نظير سازمان ملل، شوراي امنيت و آژانس بينالمللي انرژي اتمي و كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد همچون عروسكهاي كوكي تنها به نشخوار دستورات آنها ميپردازند و عرصه جهان را براي كشور ما و نظامهاي سياسي مستقل تنگتر ميكنند.
اما در اين ميان نقش نهادهايي نظير جنبش عدم تعهد يا سازمان كنفرانس اسلامي در صورت مديريت صحيح و درك حساسيتها توسط كشورهاي ذينفع ميتواند در تغيير اين هندسه غلط بينالمللي مؤثر واقع شده و راه علاجي براي خروج از بنبست بيابد. اگرچه ساز و كار موجود جنبش يا وجود برخي از عوامل وابسته به استكبار در ميان سران جنبش ميتواند عاملي بازدارنده در روند فعاليتهاي مورد انتظار در جنبش باشد ولي هزينههاي فزايندهاي كه تداوم اين روند ميتواند براي كشورهاي مستقل داشته باشد، ضرورت تحول در مديريت و سازوكارهاي جنبش را الزامي مينمايد.
مقام معظم رهبري چند راهكار مشخص را جهت تحقق اين امر ارائه فرمودند كه تحقق آن نقطه آغازي براي رسيدن به آن هدف خواهد بود:
۱- همافزايي امكانات و ظرفيتهاي كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد
۲- همكاري اقتصادي و رسانههاي كشورهاي عضو و مقابله با سياستهاي تحريم و تهديد و جنگ نرم نظام سلطه
۳- ايستادگي در برابر قدرتهاي استكباري و عدم دلخوشي به لبخندهاي آنها
۴- اتكا و باور به عنايات الهي
۵- عبرت از سقوط ديكتاتورهاي وابسته به امريكا و همدست رژيم صهيونيستي
۶- بهرهگيري از فرصت بيداري اسلامي
۷- تهيه سندي تاريخي و فراهم كردن ابزارهاي اجرايي آن
۸- تشكيل دبيرخانهاي فعال و پرانگيزه