حضور ۱۲۰ كشور در اجلاس جنبش عدمتعهد افتخار ديگري است براي ايران اسلامي. منتها طبق روال هميشه مسئولان بلندپايه ورزشيمان بيتوجه به مهمترين رويداد اين روزهاي جهان به مسائل كماهميتي چون ايجاد تغييرات در هيئت مديره سرخابيهاي پايتخت فكر ميكنند و اينكه چگونه اهداف خود را در اين دو تيم پياده كنند. حال آنكه اين اجلاس ميتوانست بستر مناسبي را براي باز كردن باب مذاكرات ورزشي با كشورهاي حاضر در تهران فراهم كند.
لغو اردوهاي تداركاتي، عدم صدور به موقع رواديد و لغو بازيهاي دوستانه تنها بخشي از مشكلاتي است كه ورزش كشورمان با آن روبهرو است و بارها و بارها تيمهاي مختلف شانس حضور در رقابتهاي بعضاً مهم را از دست دادهاند.
امروزه روابط سياسي در برگزاري تورنمنتها و اردوهاي مختلف بين كشورها حرف اول را ميزند. با وجود اين، وزارت ورزش و جوانان بدون توجه به اين مسئله به سادگي از كنار اين فرصت گذشت. وزراي امورخارجه بسياري از كشورها به تهران آمدهاند. دكتر عباسي و همكارانش ميتوانستند با غنيمت شمردن اين فرصت از طريق وزارت امورخارجه و رايزنهاي فرهنگي براي حل مشكلات ذكر شده وارد عمل شوند. مذاكرات رودررو آن هم با مقامات ارشد كشورهاي بزرگ و تأثيرگذار جنبش عدمتعهد و حتي دو كشور ناظر اين اجلاس، قطعاً موانع زيادي را از سر راه برگزاري اردوهاي ورزشي و تدارك ديدارهاي دوستانه مرتفع ميكرد.
از طرفي وزارت ورزش حتي قادر بود پا را از اين نيز فراتر بگذارد و با ارائه پيشنهاد برگزاري تورنمنتي تحت عنوان«بازيهاي كشورهاي جنبش عدمتعهد» گام بلندي در جهت پيشبرد اهداف جمهوري اسلامي ايران بردارد.
اما حيف كه انتظارات برآورده نشد و دكتر عباسي و همكاران بيشتر وقتي خود را صرف مصاحبه و تعريف و تمجيد از عملكرد خود در المپيك لندن كردند و حتي جناب وزير ترجيح داد به جاي فكر كردن به اين موضوع، زودتر به بهانه پارالمپيك راهي سفر به لندن شود!
وزارت ورزش همه موفقيتها را به نام خود ثبت كرد غافل از اينكه بهترين شانساش را تقريباً از دست داد (چون شايد هنوز فرصتي براي ارائه پيشنهاد باقي باشد) اما به هر حال ثابت شد كه عدم تفكر حرفهاي و بهروز نبودن مشاوران خبره و دلسوز سياسي و ورزشي، معضل بزرگ وزارتخانه حساسي چون وزارت ورزش و جوانان است.