حكايت آن دائمالخمر را شايد شنيده باشيد كه وقتي اعتراضها به او بالا گرفت، قول داد كه ديگر مي ننوشد. چند بار تكرار كرد: «عهد كردم كه دگر مي نخورم»؛ بعد از چند بار تكرار اين قول، گفتهاش را اينگونه تكميل كرد: «عهد كردم كه دگر مي نخورم؛ به جز امشب شب و فرداشب و شبهاي دگر!»
حالا حكايت قولهاي مقامات ليبي براي آزادكردن هفت امدادگر ايراني ربوده شده در ليبي هم شبيه اين ماجراست؛ يك ماه است قول ميدهند امدادگران ايراني را آزاد كنند اما قولهايشان به امشب شب و فرداشب و شبهاي دگر كشيده ميشود!
ديوانه كننده است! حتي تصورش هم تمام وجود آدم را بيحس ميكند. تصور اينكه شغلت هزاران فرسنگ با سياست و سياسيون يك كشور فاصله داشته باشد و براي انجام يك كار انساندوستانه به آن كشور سفر كني، بعد عدهاي اراذل سياسي تو را گروگان بگيرند و هيچكس از تو خبر نداشته باشد! حتي صدايت را هم نگذارند كسي بشنود! از همه آزاردهندهتر اين است كه گناهت «بيگناهي» باشد و بيهيچ دليل و منطقي تو را ربوده باشند.
حرصآورتر هم اينكه اعلام كنند اگر عراق، گروگانهاي ليبيايي را آزاد كند ما هم گروگانهاي ايراني را آزاد ميكنيم! مسخرهتر از اين ميشود؟! مثل اين ميماند كه ما در ايران، چند شهروند ليبيايي يا چند امدادگر اين كشور را گروگان بگيريم، بعد هم اعلام كنيم اگر اسكانديناوي، گروگانهاي ما را آزاد كند ما هم گروگانهاي ليبيايي را آزاد ميكنيم! اين هم حكايت سؤال فيلسوفانه(!) غضنفر است كه پرسيد: «من ماندهام كه خود پيتزا دايرهاي است پس چرا جعبهاش مربع است و مهمتر از همه، چرا تكههايش مثلثي شكل ميشود؟!»
بيترديد، اجلاس سران كشورهاي عدمتعهد كه در تهران در حال برگزارياست، فرصتي مغتنم است تا مقامات ارشد كشورمان، سرنوشت هفت امدادگر هلال احمر ايراني را كه يك ماه پيش در ليبي ربوده شدند و هيچ خبري از آنان در دست نيست، با جديت پيگيري كنند و به سرانجام برسانند؛ اين انتظار يك ملت از رئيسجمهور و تيم ديپلماتيك جمهوري اسلامي است كه تكليف اين هفت شهروند ايراني را روشن كنند زيرا اگر برخورد با چنين رخدادهايي قاطعانه نباشد، جسارت اراذل سياسي وابسته به كاخهاي سفيد و سياه براي دست درازي عليه مردم كشورمان بيشتر خواهد شد.