کد خبر: 483508
تاریخ انتشار: ۰۶ شهريور ۱۳۹۱ - ۰۷:۰۰
بررسي ابعاد اهميت اجلاس غيرمتعهدها در تهران در گفتگوي «جوان» با دكتر نقوي حسيني
محمداسماعيلي

جوان: در گفت‌وگو با دكتر نقوي حسيني سخنگوي كميسيون امنيت‌ملي و سياست خارجه مجلس به بررسي ابعاد اهميت اين اجلاس، برگزاري آن در تهران، رياست ايران بر آن، طرح‌ها و برنامه‌هاي كميسيون امنيت ملي در اين‌باره، نقش اجلاس در مسائل داخلي چون پرونده‌ هسته‌اي و تحريم‌ها، مسائل بيروني چون بحران سوريه وبيداري اسلامي و شبهه‌ افکني‌هاي جريان معارض در اين خصوص پرداخته‌ايم.

با توجه به اينكه تركيب غيرمتعهد‌ها قريب به دو سوم اعضاي سازمان ملل را شامل مي‌شود، بفرماييد كه اهميت اين اجلاس و نقش‌ آن در ارتقاي سطح جمهوري اسلامي ايران در منطقه چيست؟ 

جنبش عدم تعهد چه از لحاظ كمي و تعداد اعضا و چه از لحاظ گستره جغرافيايي كشورهاي عضو و شركت‌كننده كه از تمام پنج قاره جهان هستند، بسيار حائز اهميت است. اين جنبش بعد از سازمان ملل متحد گسترده‌ترين مجمع بين‌المللي هم محسوب مي‌شود كه با سابقه‌ طولاني ۱۵ اجلاس بسيار اثرگذار در عرصه بين‌الملل نقش‌آفريني كرده است. برگزاري اين اجلاس در تهران در شرايط فعلي كه شانزدهمين اجلاس جنبش عدم تعهدها هم محسوب مي‌شود، اثر بين‌المللي و منطقه‌اي بسيار زيادي دارد به ويژه اينكه امريكايي‌ها و متحدان اروپايي آن به همراه لابي‌هاي صهيونيستي چند سالي است كه تلاش مي‌كنند تا نشان بدهند كه جمهوري اسلامي ايران كشوري است كه ارتباط خوب و سازنده‌اي با ساير دولت‌ها و ملت‌ها ندارد و از اين منظر هم برگزاري اين اجلاس بسيار مهم و قابل اعتنا است. 

با توجه به تلاش گسترده‌ غرب براي منزوي نشان دادن ايران، به اعتقاد شما مهم‌ترين كاركرد اين اجلاس چيست؟ 

رسانه‌هاي غربي در كنار دولتمردانشان سعي دارند ايران را كشوري منزوي در جهان نشان دهند و اين را القا مي‌كنند كه توانسته‌اند ارتباط ايران را با ساير كشورها محدود كنند و برگزاري اين اجلاس با حضور نزديك به ۱۲۰ كشور عضو جنبش عدم تعهدو رؤساي چندين سازمان و مجمع بين‌المللي از جمله دبير كل سازمان ملل متحد همه نقشه‌هاي امريكا و لابي‌هاي صهيونيستي را نقش بر آب مي‌كند و وجهه ديپلماتيك و بين‌المللي جمهوري اسلامي ايران را در عرصه‌هاي بين‌المللي و منطقه‌اي درخشان مي‌كند،‌ بنابر اين برگزاري اين اجلاس در تهران به لحاظ ديپلماتيك يك فرصت ديپلماسي براي جمهوري اسلامي ايران محسوب مي‌شود. 

چرا بايد برگزاري اين اجلاس را يك فرصت طلايي ديپلماسي دانست؟ 

به طور طبيعي وقتي كه در يك زمان ما ديپلمات‌هاي بيش از ۱۲۰ كشور را همزمان در تهران داشته باشيم بستر‌هاي مناسبي براي گفتمان بين‌ جمهوري اسلامي ايران با اين هيئت‌هاي ديپلماتيك فراهم مي‌شود و ما مي‌توانيم در اين بستر گفتماني پيرامون حوزه‌هاي اقتصادي، حوزه‌هاي فرهنگي، سياسي و اجتماعي گفت‌وگو كنيم و ديدگاه‌ها و مواضع جمهوري اسلامي ايران را راجع به بحران‌هاي جهاني، فعاليت‌هاي هسته‌اي، بحران فعلي سوريه، تجاوزگري‌ها و جنايات اسرائيل، مظلوميت مردم فلسطين و بحرين با كارگروه‌هاي ساير كشورها در ميان بگذاريم و ارائه دهيم. بنابر اين ما اجلاس جنبش عدم تعهد در تهران را يك فرصت طلايي ديپلماسي براي جمهوري اسلامي ايران در عرصه بين‌المللي تلقي مي‌كنيم. 

بستر گفتماني فراهم شده. چطور مي‌تواند در قبال پرونده هسته‌اي كشورمان يا بحران سوريه نقش‌آفريني كند؟ 

همانطور كه مي‌دانيم دشمنان جمهوري اسلامي ايران (به بيان مقام معظم رهبري) هرچه شاهد موفقيت‌هاي بيشتر كشورمان هستند، درصدد دشمني پررنگ و پرحجم‌تر از گذشته برمي‌آيند. اين خصومت‌ها خودش را در جاهاي مختلف نشان داده است، از جمله اينكه سعي مي‌كنند فرصت‌هاي ديپلماسي كشورمان را محدود كنند و حتي از بين ببرند. علت اين نوع اقدامات هم اينگونه است كه آنها مي‌دانند كه پشتيبان گفتمان ديپلماتيك ما يك منطق درست و اصولي و مباني درستي است. مثلاً ما هرگاه با آژانس بين‌المللي انرژي هسته‌اي گفت‌وگو كرده‌ايم، ابهامات حل شده و سؤالات پاسخ داده شده و با هر كشوري در عرصه بين‌المللي نشسته‌ايم و گفت‌وگو كرده‌ايم طرف مقابل ما اقناع شده و مواضع جمهوري اسلامي ايران را به حق تلقي كرده‌اند. ما در همين موضوع پرونده هسته‌اي ديديم وقتي ما مذاكرات ۱+۵ را ادامه داديم هر روز موفق‌تر از روز قبل و اعتماد جهاني نسبت به جمهوري اسلامي ايران بيشتر شده است چون امريكا و متحدانش اين منطق درست جمهوري اسلامي ايران را مي‌دانند سعي مي‌كنند فرصت‌هاي ديپلماتيك را از كشورمان بگيرند و سعي مي‌كنند يك ايزوله‌سازي انجام بدهند تا كشورها از روي ترس از ارتباط با ايران كناره بگيرند و جرئت نكنند با ايران نشست داشته باشند. همانطور كه اينها پروژه ايران‌هراسي را حدود يك دهه است كه در دستور كار قرار داده‌اند. بنابر اين وقتي اين بستر و زمينه فراهم مي‌شود ما مي‌توانيم مواضع درست خودمان را راجع‌به موضوعات مهمي مانند انرژي هسته‌اي، بحران سوريه و جنايات رژيم صهيونيستي در منطقه تبيين كنيم. امروز در سوريه يك فاجعه‌ انساني در حال اتفاق افتادن است؛ آن هم به دليل سياست‌هاي غلط و تجاوزگرانه امريكا در جهت تأمين امنيت اسرائيل است كه در اين راستا از تروريست‌هاحمايت مي‌كند و به بمب‌گذاران و جانيان امكانات نظامي داده مي‌شود و آموزش‌هاي لازم را در اين راستا به تمام خرابكاران و تروريست‌ها مي‌دهد. اگر ما اين مواضع‌مان را تبيين كنيم كشورهاي ديگر به مواضع به حق ما پي مي‌برند و قطعاً حمايت هم مي‌كنند. ما يك اقدام محدود در يك زمان محدود انجام داديم و ۳۰ كشور مختلف در تهران براي گفت‌وگو پيرامون سوريه جمع شدند و همفكري كردند و اين نشان مي‌دهد كه ما از اين بستر مي‌توانيم در جهت تبيين مواضع خودمان خوب استفاده بكنيم. ما همچنين موضوع فلسطين و بحرين و بيداري اسلامي را كه مقام معظم رهبري روي آن تأكيد دارند را به خوبي مي‌توانيم تبيين كنيم و دستاورد‌هاي نهفته جنبش‌هاي بيداري اسلامي را شكوفا كنيم و به دست آوريم، چرا كه اينها در درازمدت به نفع ملت‌ها و جهان اسلام است. ما بايد از هر فرصتي براي جلوگيري از نفوذ غربي‌ها در كشورهاي انقلاب شده استفاده كنيم و نگذاريم كه آنها دستاورد‌هاي انقلاب اسلامي ما را به نفع خود مصادره كنند و اين انقلاب‌ها را در جهت منافع خودشان منحرف بكنند، بنابر اين ما از اين بستر مي‌توانيم به خوبي در جهت تبيين مواضع خودمان استفاده كنيم و حقانيت خود را در حوزه هسته‌اي به نمايش بگذاريم. 

كميسيون امنيت ملي و سياست خارجه چه پيشنهاداتي براي برگزار شدن بهتر اجلاس و پيشبرد اهداف كشورمان در عرصه بين‌المللي و منطقه‌اي به مسئولان اجلاس ارائه داده است؟ 

يكي از طرح‌هايي كه كميسيون امنيت ملي و سياست خارجه داده است اين است كه اگر امكان‌پذير باشد مسئولان اجلاس شرايطي را فراهم كنند تا اعضاي جنبش عدم تعهد از مراكز هسته‌اي ما بازديد كنند، مراكزي كه امريكايي‌ها و اسرائيلي‌ها و انگليسي‌ها اين همه عليه آن طرح و لايحه به سازمان ملل و شوراي امنيت ارائه مي‌دهند. بازديد سران كشورهاي عدم تعهد از صنعت هسته‌اي ما مي‌تواند گام بلند و مهمي در جهت اثبات حقانيت جمهوري اسلامي ايران باشد.
سران اين كشورها بايد بدانند تبليغات گسترده و هدفدار رسانه‌هاي غربي به هيچ عنوان صحت ندارد و غيرواقعي است و تنها تسويه حساب‌سياسي با جمهوري اسلامي ايران است. در كميسيون امنيت شنبه هم يك نشست فوق‌العاده با مسئولان برگزاري اجلاس داشتيم و آخرين تحولات و برنامه‌ريزي‌ اجلاس مورد بحث قرار گرفت و اعضا هم پيشنهادات خودشان را ارائه دادند. در گذشته هم كميسيون امنيت به طور متقاطع و نه به صورت مرتب و منظم نشست‌هايي را با مسئولان داشته و پيشنهادات لازم را ارائه داده‌اند. 

مجلس چه طرح‌هايي را براي دور زدن تحريم‌هاي اقتصادي ارائه داده است؟ 

پيشنهاد ديگر كميسيون امنيت اين است كه از حضور كشورهاي عضو عدم تعهد در جهت خنثي‌سازي تحريم‌هاي بين‌المللي با محوريت امريكا و اسرائيل صورت بگيرد و استفاده بشود. اين بستر بسيار خوبي است براي گفت‌وگو و تعاملات اقتصادي با هيئت‌هاي شركت‌كننده. دور زدن برخي از تحريم‌ها از طريق فراهم‌سازي و بستن قرارداد‌هاي بين‌المللي تجاري و اقتصادي با كشورهاي عضو اين جنبش ممكن است و دور از دسترس نيست. ما اگر بتوانيم ارتباط نظام اقتصادي كشورمان را با حوزه اقتصاد غرب كاهش بدهيم و ارتباط سيستماتيك،‌منظم و ساختاري بين‌ نظام اقتصادي خودمان با ساختارهاي اقتصادي غيرغربي (مثل جنوب شرقي آسيا، اقيانوس هند،‌ آفريقا و امريكاي لاتين) برقرار بكنيم، ديگر غربي‌ها نمي‌توانند از اين ابزار (تحريم‌هاي اقتصادي) استفاده كنند. حتي ما مي‌توانيم براي ساير كشورهاي مستقل هم الگوسازي كنيم چون در حال حاضر غربي‌ها از سلاح تحريم اقتصادي براي تسويه حساب‌هاي سياسي استفاده مي‌كنند و هر كشوري را اگر بخواهند به تسليم وادارند از تحريم‌ اقتصادي استفاده مي‌كنند. مقابله با اين رويكرد غربي بسيار سخت است و جمهوري اسلامي ايران تا الان در اين راه قدم‌هاي مثبت و قابل توجهي برداشته و در دولت نهم و دهم هم گام‌هاي مؤثر و بسيار ارزشمندي برداشته شده است. تا جايي كه بنده اطلاع دارم حدود ۲۰ درصد از حوزه‌ اقتصادي ما به حوزه اقتصادي غربي‌ها وابسته است و ۸۰ درصد آن به ساير حوزه‌هاي دنيا مرتبط شده است. 

پس دستاورد‌هاي اين اجلاس تنها محدود به حوزه سياست‌هاي بين‌المللي و منطقه‌اي نمي‌شود و دستاوردهاي اقتصادي هم مي‌تواند داشته باشد؟ 

بله همينطور است. ما غير از موارد سياسي و اقتصادي و فرهنگي بايد پيرامون نظم جهاني با اعضاي جنبش عدم تعهد صحبت كنيم و درباره آنچه كه هدف جنبش از ابتدا هم بوده و در منشور اين جنبش هم پيش‌بيني شده هم فكري ‌كنيم. ما امروز در دنيا شاهد يكه‌تازي برخي قدرت‌هاي غربي هستيم و آنها خودشان را كدخداي دنيا قلمداد مي‌كنند و هر جاي دنيا اتفاقي مي‌افتد آنها خودشان را حاضر و ناظر تصور مي‌كنند و تصورشان اين است كه آنها بايد آن مسئله را حل كنند و تعيين تكليف كنند. مثلاً‌در مصر، يمن، ليبي، سوريه و بحرين با تمام وقاحت حضور پيدا مي‌كنند، سؤال اينجاست كه اينجا جهان اسلام است و به آنها چه ارتباطي دارد كه آن طرف دنيا براي تمام ملت‌ها تعيين تكليف مي‌كنند.
بنابراين ما بايد با اعضاي جنبش غيرمتعهدها در مورد نظم نوين جهاني صحبت كنيم و ابزارهاي لازم را براي مقابله با اين قلدري‌ها پيدا بكنيم. جمهوري اسلامي ايران به عنوان يك كشور مستقل طي سي سال گذشته محكم در مقابل اين زياده‌خواهي‌ها و زورگويي‌ها ايستاده است و از تهديدها و تحريم‌ها هم نترسيده، اما يك دست شايد خيلي صدا نداشته باشد و بايد كشورهاي ديگر را به تحرك واداشت تا آنها هم ابزارهاي لازم را براي مقابله با اين رويكرد ارائه دهند. 

دولتمردان غرب در كنار رسانه‌هاي خود در هفته‌هاي گذشته سعي داشته‌اند برگزاري اين اجلاس را تحت‌تأثير قرار دهند و از اهميت آن بكاهند، اين تحركات تا چه اندازه در برگزاري اين اجلاس مؤثر بوده است؟ 

جمع‌بندي و ارزيابي بنده اين است كه به‌رغم تمام تلاشي كه امريكايي‌ها انجام داده‌اند و حتي اطلاع داريم كه با برخي از كشورها براي نيامدن به اين اجلاس هم صحبت‌هاي جدي انجام داده‌اند اما كشورهاي زيادي در اين اجلاس شركت كرده‌اند و اين موفقيت بزرگي در مقابل تهديدات و سنگ‌اندازي كشورهاي غربي است. با آنكه لابي‌هاي صهيونيستي تلاش‌هاي پررنگي براي كم‌اهميت نشان دادن اين اجلاس و همچنين شركت نامناسب و نامنظم كشورها در آن داشته باشند اما موفق به اين كار نشده‌اند و كار اين اجلاس به خوبي پيش مي‌رود. ارزيابي‌ها نشان مي‌دهد كه از لحاظ كمي و كيفي اين اجلاس نسبت به پانزده دوره گذشته يكي از بهترين و بالاترين اجلاس به شمار مي‌رود. مثلاً در برخي از اجلاس گذشته شاهد حضور سي تا سي و پنج كشور بوده‌ايم كه با مسئولان عالي خود شركت كرده اما در اين اجلاس بيش از ۴۵ كشور با مسئولان و سران اصلي خود شركت كرده‌اند كه اين يك ركورد خوب و جالب است. 

ضعف‌هاي ساختاري از جمله نبود دبيرخانه مركزي تا چه ميزان كاركرد جنبش غيرمتعهدها را تحت‌تأثير قرار داده است و اين ضعف‌ها چگونه قابل پوشش است؟ 

يكي از بحث‌هايي كه بعد از فروپاشي، در نشست‌هاي غيرمتعهدها مطرح بوده است، بازنگري و اصلاح منشور جنبش عدم تعهد و اساسنامه اين جنبش و پيشنهاداتي از سوي برخي كشورها هم مطرح شده است ولي هنوز اعضاي اين جنبش به يك جمع‌بندي و برنامه مدون نرسيده‌اند. من فكر مي‌كنم الان شرايط مناسب جهاني بستر خوبي براي بازنگري اين اساسنامه فراهم مي‌كند و لزوم آن را نشان مي‌دهد. موضوعات جديد در حوزه منطقه خاورميانه و دنياي اسلام و در ساير مناطق دنيا اين ضرورت را ايجاب كرده است كه جنبش دچار تحولي در جهت دستيابي به اهداف از قبل تعيين شده باشد. مثلاً بحث هسته‌اي؛ بحث‌نويني است و از حقوق ملت‌هاست و بايد پشتيباني و حمايت بشود و حق همه كشورهاي عضو جنبش است كه در حوزه تحقيق و بهره‌برداري از انرژي هسته‌اي كار و فعاليت بكنند. اين از جمله مواردي است كه پيش‌بيني نشده است و بايد جنبش از اعضاي خودش در اين راستا حمايت كند. يا مثلاً بحث تروريست و حقوق بشر هم بحث‌هاي نويني است كه اگر جنبش ورود پيدا نكند، غربي‌ها از آن به عنوان ابزار استفاده مي‌كنند و عليه ملت‌ها آنها را به كار مي‌گيرند. بنابراين در شرايط فعلي لازم است كه جنبش در اساسنامه و منشور خود تحول و خانه تكاني انجام بدهد و اين اساسنامه و منشور را به‌روز بكند. 

مي‌توان اميدوار بود كه تحول در اساسنامه در همين دوره صورت بگيرد و اساساً اين كار شدني است؟
 
مباحث اجلاس همانطور كه مي‌دانيد در نشست‌هاي قبلي مطرح و تقريباً روي آنها توافق مي‌شود. در نشست نيويورك توافقات صورت گرفته و محورهاي اجلاس مشخص شده است و بنده حداقل اطلاع ندارم كه در دستور آن نشست موضوعاتي نظير تحول و بازنگري اساسنامه و منشور مطرح شده باشد و اگر در دستور كار قرار نگرفته باشد، بعيد است در اين اجلاس در دستور كار قرار بگيرد و منتج به نتيجه بشود. 

در روزهاي گذشته رسانه‌ها حضور مرسي و بان‌كي‌مون را در اين اجلاس محتمل دانسته‌اند، در صورت محقق شدن اين امر چه دستاوردهايي را بر آن مترتب مي‌دانيد؟ 

حضور دبيركل سازمان ملل متحد به دليل وجهه جهاني وي اهميت بسيار زيادي دارد. بالاخره دبيركل سازمان ملل متحد، نقطه تلاقي همه كشورهاي جهان و اعضاي سازمان ملل است و حضور او يك پرستيژ جهاني براي اجلاس غيرمتعهدها ايجاد مي‌كند و نشان مي‌دهد كه سازمان ملل براي اجلاس اهميت زيادي قائل است و به طور طبيعي حضور بان‌كي مون در تهران به معناي اين است كه تهران و ايران هم براي سازمان ملل متحد و جامعه جهاني اهميت بسزايي دارد،‌به همين جهت است كه امريكايي‌ها و صهيونيست‌ها همه تلاش خود را گذاشته‌اند تا دبيركل سازمان ملل در اين اجلاس حضور پيدا نكند، اما تصور من اين است كه حضور پيدا مي‌كند و شرايط اين را اقتضا مي‌كند. اما حضور مرسي در اين اجلاس به دليل بيداري اسلامي و وحدت و همگرايي جهان اسلام بسيار قابل اهميت و مغتنم است. اين حضور با توجه به نقش مصر در جهان اسلام و موضوع فلسطين و غزه اهميت فراواني دارد و همانطور كه مقام معظم رهبري در آغاز بيداري اسلامي تبيين فرمودند كه براي ما (ايران) مصر از جايگاه بسيار ويژه‌اي برخوردار است و ملت مصر و تحولات مصر و ريشه‌هاي عميق فكري و ديني در مصر مي‌تواند براي جهان اسلام نقش آفريني كند. لذا حضور مرسي در اين اجلاس براي جهان اسلام و بيداري اسلامي مهم است و البته نقشه‌هاي دشمنان اسلام را هم حضور ايشان نقش برآب مي‌كند.
 
يكي از موضوعات مهم منطقه‌اي، بحران سوريه است كه شايد يكي از موضوعات قابل بحث در اجلاس غيرمتعهدها هم باشد. اين در حالي است كه دامنه درگيري‌هاي سوريه به تركيه و لبنان هم رسيده است، ارزيابي شما از اين تحولات چيست؟ 

در رابطه با بحران سوريه دوجريان در عرصه بين‌المللي فعال هستند؛ يك جرياني است كه معتقد است بايد جريان سوريه بين دولت و ملت سوريه حل بشود و راه‌حل آن هم سياسي است و نبايد سوريه محل منازعه و تسويه‌حساب قدرت‌هاي سلطه‌گر بشود، چون در هر صورت به ضرر ملت و دولت سوريه خواهد بود. اين جريان معتقد است نبايد دنبال راه‌حل نظامي رفت و نبايد به تروريست‌ها كمك نظامي كرد و هرچه اين كمك‌ها پردامنه‌تر باشد، كشتار مردم بي‌دفاع بيشتر خواهد شد، بنابراين اين جريان معتقد است راه‌حل بايد راه‌حل سياسي باشد،‌بدون دخالت نظامي آن هم از سوي بيگانگان. خب جمهوري اسلامي ايران پرچمدار اين جريان است و در نشست تهران هم ديديم كه حداقل ۳۰ كشور در يك فرصت كوتاه دور هم جمع شدند و اين ديدگاه را مطرح و روي آن تأكيد كردند. اين طرحي است كه كوفي عنان دنبال مي‌كرد و معتقد بود كه راه‌حل بحران سوريه، سياسي است و نه نظامي. اگر غير از اين باشد معتقديم كه بحران سوريه به كشورهاي ديگر كشيده خواهد شد. 

جريان دوم به دنبال چه چيز است؟ 

جريان دوم جرياني است كه دنبال راه‌حل نظامي در سوريه است و آنها معتقدند كه بايد با حمايت از خرابكارها و تروريست‌ها و آموزش نظامي مخالفان دولت سوريه، مشكل سوريه را حل كنيم.آنها شرايط سوريه را مثل ليبي مي‌بينند در حالي كه بحران سوريه با ليبي بسيار متفاوت است و آنها هم اين تفاوت‌ها را مي‌دانند اما تغافل مي‌‌كنند.
وقتي عده‌اي اعتقاد به دخالت نظامي دارند و سرمرزهاي خودشان پادگان نظامي درست مي‌كنند و مخالفان غيربومي سوريه مثل القاعده و سلفي‌گرها را تهييج و تجهيز مي‌كنند، بايد انتظار داشته باشند كه آتش اين درگيري‌ها و اغتشاشات هم دامن آنها را بگيرد. الان زمينه‌هاي اين تحركات را با بمب‌گذاري‌ها در اين كشورها مي‌بينيم. كشورهايي كه اين راه‌حل را دنبال مي‌كنند بايد منتظر عواقب تحركات خود باشند و هزينه‌هاي آن را بپردازند.
وقتي از تروريست‌ها حمايت مي‌كنند، بايد شاهد خرابكاري و بمب‌گذاري در كشور خود هم باشند.
اگر قرار است در سوريه راه‌حل نظامي مورد توجه قرار بگيرد، در اين كشورها هم بايد راه حل نظامي مورد لحاظ قرار بگيرد تا مشكل حل شود و اين براي خود اين كشورها خطرناك است. 

مقامات كشور تركيه، جمهوري اسلامي ايران را عامل تحريك و ترغيب گروه پ.ك.ك و در پي آن خرابكاري‌هاي به وجود آمده مي‌دانند و در روزهاي اخير هم مواضع تندي عليه كشورمان اتخاذ كرده‌اند؟ 

جمهوري اسلامي ايران از سال‌هاي اوليه انقلاب تحركات تمام گروه‌هاي تروريستي و فعاليت‌هاي آنها را محكوم كرده و مي‌كند. هيچ كشور يا گروهي نمي‌تواند جمهوري اسلامي ايران را متهم به حمايت يا تحريك گروه‌هاي تروريستي بكند چرا كه ما هيچ‌گاه اعتقاد به فعاليت‌هاي تروريستي و حل بحران‌ها از اين طريق نداشته‌ايم و خودمان در اين زمينه بسيار لطمه خورده‌ايم.
۱۶ هزار نفر قرباني ترور در كشور داريم و اين وصله‌ها اصلاً به جمهوري اسلامي ايران نمي‌چسبد، در عين حال اتفاقات كشور تركيه را هم پ.ك.ك انجام نداده است. اگر انجام داده بود كه بيانيه مي‌داد و اعلام مي‌كرد كه انجام داده است. بنابراين فرافكني كردن فايده‌اي ندارد و بهتر است مقامات تركيه به مانند روال قبلشان (قبل از بحران سوريه) همكاري مسالمت‌آميز دو جانبه با جمهوري اسلامي ايران را در پيش بگيرند، هم‌فكري بكنند تا بحران سوريه از طريق راه‌حل سياسي حل بشود و اميدواريم به تبع آن بحران‌هاي داخل كشور تركيه هم مرتفع بشود. 

پيشنهاد آقاي مرسي مبني بر همكاري تركيه، ايران، عربستان و مصر را براي حل بحران سوريه چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟ 

كشورهايي كه در مسائل سوريه نقش مؤثري دارند اگر بنشينند در كنار هم و با دنبال كردن راه‌حل سياسي و زمينه‌سازي گفت‌وگو بين مخالفان و دولت سوريه در پي حل مشكل باشند، قطعاً موفق خواهند شد. اينگونه طرح‌ها اگر با ديد واقع‌بينانه وبي‌طرفانه دنبال شود بي‌شك مؤثر خواهد بود. 

با ديدي واقع‌‌بينانه، فرجام بحران سوريه را چطور مي‌بينيد؟ 

بالاخره در سوريه مردم سوريه تصميم‌گير هستند، ما بايد اين را بپذيريم كه ملت‌ها براي خودشان تصميم بگيرند. ما اعتقاد نداريم كه كسي يا گروهي بر جامعه تحميل بشوند و مي‌گوييم ملت‌ها خودشان آزادانه سرنوشت خودشان را تعيين بكنند. امريكا چه كاره است كه از آن طرف دنيا بيايد و بگويد بشار اسد بايد كنار برود يا فلان‌كس جايگزين شود.
ما روي اصل موضوع حرف داريم. اگر اين رويه جا بيفتد كه امريكا در هر نقطه از دنيا افرادي را جايگزين يا بركنار كند ديگر هيچ يك از دولت‌ها از اين قضيه مصون نخواهند بود.
ما نبايد تسليم اين سياست بشويم چرا كه فردا ممكن است بگويد ملك عبدالله نبايد در قدرت باشد يا آنكه اردوغان نبايد در دولت تركيه ايفاي نقش كند. اين سياست و تفكر غلط است و ما مقابل اين تفكر ايستاده‌ايم و مي‌گوييم ملت سوريه خودش تصميم بگيرد و خودش دولت‌اش را انتخاب كند، نه آنكه كشور سلطه‌گر و زياده‌خواه از آن طرف دنيا تصميم بگيرد. هر چه ملت سوريه اراده كند بايد همان محقق شود، خواه اين اراده به بركناري يا ابقاي بشار اسد بينجامد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار