جوان: رژيم صهيونيستي اين روزها با دو چالش عمده مواجه است. در حوزه داخلي سرزمينهاي اشغالي، اعتراضات ساكنان اين مناطق به سياستهاي سران اين رژيم همچنان ادامه دارد و در حوزه منطقهاي و جهاني نيز روند تحولات به سوي انزواي اين رژيم پيش ميرود به گونهاي كه سران اين رژيم رسماً از انزوا و ناكارآمدي ديپلماسي خود سخن ميگويند در كنار اين تحولات نكته قابل توجه در تحركات صهيونيستها را هوچيگريها و تحركات ضدايراني آنها تشكيل ميدهد.
در هفتههاي اخير صهيونيستها دو محور را در دستور كار قرار دادهاند. نخست آنكه افرادي مانند نتانياهو نخستوزير صهيونيستها از جنگ سخن ميگويند و ادعا دارند كه آماده تقابل نظامي با ايران هستند.
دوم آنكه بسياري از سياستمداران و نظاميان اين رژيم با رد ادعاي حمله نظامي، اقدام عليه ايران را برابر با نابودي اين رژيم عنوان كردهاند. اين مواضع در شرايطي مطرح شده كه در كنار اهدافي نظير پنهانسازي بحرانهاي داخلي اين رژيم، بحرانسازي در منطقه، سوق دادن ايران به حاشيهها براي دوري از مسائل اصلي داخلي كشور و منطقه و... بسياري از ناظران سياسي اين تحركات را برگرفته از انتخابات امريكا ميدانند. در اين چارچوب دو ديدگاه مطرح است.
برخي از ناظران تأكيد دارند صهيونيستها به خوبي از نياز اوباما به فضاي آرام منطقه براي كسب آراي مردم اطلاع دارند. براساس نظرسنجيهاي مردم امريكا مخالف جنگ جديد در جهان از جمله تقابل نظامي با ايران هستند و به فردي رأي ميدهند كه پيرو صحنه ديپلماسي باشد. اكنون اين نظريه وجود دارد كه صهيونيستها با آگاهي از اين مسئله برآنند با ايجاد فضاي جنگ عليه ايران، اوباما را به امتيازدهي وادار سازند. به عبارتي صهيونيستها تلاش ميكنند تا از وعده اوباما به مردم امريكا مبني بر عدم آغاز جنگ جديد براي باجگيري از امريكا بهره گيرند.
باجهايي كه بخشي از آن را در كمكهاي نظامي و اقتصادي جديد امريكا به صهيونيستها ميتوان مشاهده كرد.
برخي ديگر از ناظران سياسي نيز بر اين عقيدهاند كه صهيونيستها از يكسو تهديد ميكنند و در مقابل اوباما با آن مخالفت و به نوعي از حمله نظامي صهيونيستها جلوگيري ميكند. در نهايت اين سياست در حالي كه اوباما خدمات گسترده نظامي و اقتصادي به صهيونيستها به بهانه جلوگيري از جنگ جديد را توجيه ميكند در مقابل با اين ادعا كه توان مقابله با تحركات و تهديدات صهيونيستها در منطقه را دارا ميباشد طالب رأي مردم ميشود.
اين امر زماني تقويت ميشود كه رامني رقيب جمهوريخواه اوباما صراحتاً از تقابل نظامي با ايران سخن ميگويد. با توجه به آنچه ذكر شد ميتوان گفت كه تحركات ضد ايراني صهيونيستها در كنار اهداف داخلي و منطقهاي ميتواند برگرفته از شرايط حاكم بر امريكا باشد.
به عبارتي اوباما و صهيونيستها بازي دوجانبهاي را آغاز كردهاند كه براساس آن تلاش دارند تا هر كدام منافع ديگري را تأمين كنند. امريكاييها خواستههاي نظامي و اقتصادي صهيونيستها را اجرا ميكنند و صهيونيستها نيز با تبليغات و تهديدات ضدايراني خدمات انتخاباتي به اوباما ميدهند.
به هر حال هر كدام از سناريوهاي مطرح شده كه در قبال تحركات اخير صهيونيستها صحيح باشد يك اصل اساسي مشترك در آنها وجود دارد و آن تأثير صهيونيستها بر انتخابات امريكا و وابستگي سران واشنگتن به اين رژيم است. اصلي كه موجب شده تا رأي مردم چندان تأثيري در روند انتخابات امريكا نداشته باشد بلكه اين صهيونيستها باشند كه بر اين كشور تصميمگيري ميكنند.