کد خبر: 483500
تاریخ انتشار: ۰۶ شهريور ۱۳۹۱ - ۰۷:۰۰
نگاهي به اهميت تنگه‌اي كه 60 درصد تانكرهاي نفتي جهان از آن عبور مي‌كنند
رضا رضايي‌مصدق
جوان: سؤالات مختلفي در اين‌باره در رسانه‌هاي غربي و همچنين ايراني مطرح مي‌شود از جمله اينكه آيا ايران قادر است تنگه هرمز را مسدود كند؟ در چنين حالتي، غرب چه واكنشي به آن نشان خواهد داد؟ انرژي در جهان چه وضعيتي پيدا مي‌كند؟ و ده‌ها سؤال از اين دست. در اين مقاله سعي مي‌كنيم اهميت هرمز را با توجه به حساسيت آن بررسي كنيم.

۱- تنگه هرمز، بر‌اساس ويژگي‌هاي تنگه بودنش، خشكي شمالي –ايران- را از خشكي جنوبي –عمان- جدا مي‌كند و آب‌هاي خليج‌فارس را به آب‌هاي درياي عمان و اقيانوس هند مرتبط و متصل مي‌سازد. 

۲- باريكي خليج‌فارس به طور عام و تنگه هرمز به طور خاص، به همراه تعداد زيادي جزيره و زمين‌هاي بلند نزديك به كانال‌هاي دريانوردي مي‌تواند از ويژگي‌هايي باشد كه از اهميت و خاص بودن اين تنگه بكاهد، اما با اين حال از آنجايي كه از يك‌سو تنها گذرگاه دريايي‌اي است كه مناطق وسيعي از دولت‌هاي صادر‌كننده نفت در خليج‌فارس را به اقيانوس مرتبط مي‌سازد و از سوي ديگر استراتژيك بودن اين منطقه و كشف، استخراج و صدور نفت منطقه خليج‌فارس، سبب تحول و دگرگوني وسيعي در وضعيت اهميت و جايگاه شده است، اين منطقه را به پرترافيك‌ترين راه‌هاي آبي دنيا تبديل كرده است. آمارها نشان مي‌دهد كه حدود ۶۰ درصد ترافيك تانكرهاي نفتي دنيا از ميان اين تنگه مي‌گذرد. 

۳- اگرچه تنگه هرمز ترافيك سنگيني دارد و موانع متعددي وجود دارند كه عبور و مرور را از اين تنگه با مشكل مواجه مي‌سازند، اما از آنجايي كه ميزان تبخير آب خليج‌فارس بيشتر از ورود آب رودخانه‌ها به آن است، تنگه هرمز حيات خليج‌فارس را به دست گرفته است و به دنبال آن راه تنفس كشورهاي حاشيه خليج‌فارس و به ويژه ايران براي دستيابي به آب‌هاي آزاد و بين‌المللي است. 

۴- جهان بدون انرژي غيرقابل تصور است. جهان بدون انرژي يعني مرگ. با كشف و استخراج نفت، گاز و ساير منابع انرژي، خليج‌فارس و تنگه هرمز به مركز كانون توجهات كشورهاي حاشيه‌اي و قدرت‌هاي بزرگ و كشورهاي وابسته به مواد و محصولات آن بدل شد. در واقع، داد و ستد و تجارت كشورهاي خليج‌فارس هم براي صادرات و هم براي واردات به اين تنگه بستگي دارد و نه تنها براي كشورهاي منطقه حائز اهميت است، بلكه توجه قدرت‌ها و كشورها و ملل ديگر جهان را نيز به خود جلب كرده است. بر اين اساس است كه در نيم قرن اخير، با عناوين مختلفي همچون تنگه هرمز راه تنفس جهان غرب، راه حياتي دسترسي به درياي آزاد، كليد منطقه خليج‌فارس، تنها راه دسترسي به غني‌ترين حوزه‌هاي نفتي، گلوگاه حياتي دريايي فارس، آبراه حياتي كشور ايران و... خطاب شده است. 

۵- از آنجايي كه درآمد غالب كشورهاي حاشيه خليج‌فارس، از صدور نفت و از راه تنگه هرمز تأمين مي‌شود، هرگونه خللي در امر نقل و انتقال انرژي، مي‌تواند كشورهاي منطقه را با بحران مواجه سازد؛ در عين حال، اين بحران صرفاً مربوط به اين كشورهاي صادر كننده نيست، بلكه كمي آن‌سو‌تر، قدرت‌هاي رقيب و تشنه انرژي، وابستگي شديدي به اين منبع حياتي براي صنايع و مديريت كشور خود دارند و هرگونه خللي در اين تنگه، آنها را نيز با بحران مواجه مي‌سازد. از آن جهت كه نفت، شريان اقتصادي و حتي سياسي كشورهاي صنعتي است، اين امر هم به بار آرونده شهرت براي خليج‌فارس و تنگه هرمز است و هم به تعبير اقتباسي از باري بوزان، به بار آورنده ناامني و حساسيت براي آن. 

۶- نظر به اينكه اغلب كشورهاي حوزه خليج‌فارس صدور نفتشان از طريق تنگه هرمز مي‌باشد، بنابراين به طور قطع اگر هر‌گونه واقعه‌اي باعث شود اين تنگه با مانعي روبه‌رو گردد، به كاهش شديد عرضه نفت در بازارهاي جهاني منجر خواهد شد كه به مذاق هيچ‌كس خوش نخواهد آمد. زيرا:
الف- مديريت اقتصادي كشورهاي صنعتي و نيز قيمت كالاها را بالا خواهد برد و درآمدهاي زيادي را عايد كشورهاي صادر‌كننده نفت خواهد كرد.
‌ب- از آنجايي كه بيشتر كشورهاي صادر‌كننده نفت، رانتير و تك‌محصولي هستند، قيمت كالاهاي وارداتي به خود كشورهاي صادركننده نيز افزايش خواهد يافت و اين يعني طي يك روند نه چندان طولاني، قيمت‌ها به گونه‌اي هماهنگ در عرصه جهاني افزايش پيدا خواهد كرد و تبعات گوناگوني را در عرصه‌هاي سياسي، نظامي و اقتصادي خواهد گذاشت. 

۷- بستن تنگه هرمز با غرق يك يا دو نفتكش به هيچ وجه كار آساني نيست. عمق آب در مجراي اصلي براي عبور نفتكش‌ها بين ۷۶ تا ۲۱۳ متر تغيير مي‌يابد. اين در حالي است كه نفتكش كاملاً پر، تنها به ۳۰ متر عمق براي عبور و مرور نياز دارد. با اين حال، ويژگي تنگه‌ها به طور كلي و تنگه هرمز به طور اخص، اين است كه راحت‌تر مي‌تواند به محيطي ناامن يا تحت كنترل نيروهاي نظامي تبديل شود. 

۸- به نظر مي‌رسد كه تنگه هرمز، براي كشورهاي دور از آن، مثل روسيه از اهميت كمتري برخوردار است. در ابتداي امر اين گزاره منطقي به نظر مي‌رسد، اما شواهدي در دست است كه بنابر پيش‌بيني‌هاي صورت نگرفته، روسيه با كاهش توليد نفت روبه‌رو است، بنابراين در آينده‌اي نه چندان دور، خليج‌فارس و تنگه هرمز براي اين كشور و كشورهاي ديگري از اين دست حائز اهميت گردد.
قابل تأمل است اگر بدانيم خلل در صادرات يا افزايش قيمت نفت تأثير به سزايي بر كشورهايي مانند برزيل و تايلند برجاي مي‌گذارد. در حال حاضر اقتصاد كشورهاي حوزه خليج‌فارس، ژاپن و كشورهاي صنعتي غرب وابسته و نيازمند به منابع نفتي‌اي است كه بدون وقفه و موكداً بدون وقفه بايد از تنگه هرمز بگذرد.
چراكه منطقه خليج‌فارس و گذرگاه خطير هرمز بيش از ۶۴۹ ميليارد بشكه نفت از مجموع ۹۹۱ ميليارد بشكه نفت جهان را داراست و اين يعني ۶۵ درصد ذخاير شناخته شده نفت جهان. اهميت اين ارقام زماني روشن مي‌شود كه بدانيم الگوي انرژي جهان، نفت را تا‌كنون به عنوان انرژي بي‌رقيب مورد شناسايي قرار داده است. 

۹- امنيت تنگه هرمز هم براي كشورهاي وارد‌كننده نفت مناسب است و هم براي كشورهاي صادر‌كننده و در عين حال هم براي كشورهاي صادر‌كننده كالا و خدمات در اين حوزه و هم براي كشورهاي واردكننده آن كالاها و خدمات كه در اين حوزه قرار دارند، اما در عين حال، وابستگي بيش از اندازه همه آنها به تنگه هرمز مي‌تواند براي يكي قدرت‌زا و براي ديگري قدرت‌زدا باشد. مي‌تواند براي يكي مولفه‌اي مؤثر و براي ديگري مؤلفه‌اي مخرب و نامناسب باشد. 

۱۰- طراحي خطوط لوله براي ترانزيت نفت براي بسياري از كشورهاي منطقه مي‌تواند از وابستگي آنها از تنگه هرز بكاهد، اما مشكلاتي از قبيل سرمايه‌گذاري، وضعيت اقليمي مسير عبور، امنيت خطوط لوله و شيفت وابستگي از تنگه هرمز به خطوط لوله را براي آنها به‌وجود آورد كه خود مي‌توانند در عين حال امنيت‌زدا باشند. 

۱۱- هرچند به نظر مي‌رسد كه دفاع از تنگه هرمز به معناي دفاع از خانواده خليج‌فارس و تأمين امنيت آن است و حتي تنگه هرمز بهترين و مناسب‌ترين نقطه براي مقابله با نيروهاي مهاجم به خليج‌فارس است، اما امنيت بسياري از كشورهاي جهان به امنيت و تداوم عبور و مرور بي‌وقفه در تنگه هرمز بستگي دارد. 

۱۲- اين تنگه به دليل موقعيت ويژه‌اش، صلح و آرامش جهان بدان بسته است و در عين حال نا‌امني در آن مي‌تواند منجر به ناامني و بي‌ثباتي در جهان شود. در عين حال، به همان اندازه كه صلح و آرامش جهان، به اين تنگه بستگي دارد و ثبات در آن مي‌تواند به ثبات در جهان منجر شود، اما ماهيت ژانوس‌گونه آن شرايطي را مي‌تواند ايجاد كند كه تنش و بي‌ثباتي در آن مي‌تواند از وقوع جنگ‌ها و تنش‌هاي بزرگ‌تر منطقه‌اي و بين‌المللي جلوگيري كند و اين بستگي به مختصات بازيگران و قدرت‌هاي منطقه‌اي و بين‌المللي در اين رابطه دارد. 

بر اين اساس مي‌توان به تنگه هرمز كه نامش از اهورامزدا گرفته شده است لقب الهه ژانوس داد. الهه‌اي كه در درون خود پارادوكس‌هايي را به همراه دارد و در روند تاريخي‌اش همواره در درون خود، ضد خود را توليد و بازتوليد مي‌نمايد. تنگه هرمز يكي از اساسي‌ترين پيچيدگي‌هاي فزاينده بي‌ثباتي و شكنندگي در خاورميانه است. تا آنجايي كه مي‌توان شرايطي را متصور شد كه حتي بسته شدن تنگه هرمز، در مختصات خاص استراتژيكي مي‌تواند به روند صلح و ثبات كلي‌تر در منطقه و جهان مؤثر واقع بيفتد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار