
تناقض در استدلال و تأكيدات موافقان طرح تعطيلي پنجشنبههاي مدارس از طرفي و عملكرد آموزش و پرورش در ساماندهي كلاسهاي درس و برنامههاي آموزشي و پرورشي در راستاي اجراي طرح ۳- ۳- ۶ و تعطيلي پنجشنبهها خصوصاً در روستاها و نقاط دورافتاده كشور از سوي ديگر، براي چندمين بار در طول هفتههاي گذشته سؤال خانوادهها را در رابطه با تعيين تكليف برنامه درسي فرزندانشان بيپاسخ گذاشت.
همان روزهاي ابتدايي كه زمزمه تصويب تعطيلي مدارس و كلاسهاي درس مقطع ابتدايي در پنجشنبهها از طرف شوراي عالي آموزش و پرورش شنيده ميشد، بسياري از صاحبنظران از اين فرافكني مسئوليتي آموزش و پرورش به بهانه كم كردن ساعت كار معلمان ابتدايي يا درگير كردن خانوادهها با روند تربيتي فرزندان خود ابراز نگراني كردند، اما آموزش و پرورش با اصرار بر اجراي اين طرح، با دادن اين وعده كه در بخش تربيتي كم نخواهد گذاشت و تمام سعي خود را ميكند تا تعطيلي پنجشنبهها نيز مانند ساير طرحهاي آموزش و پرورش دولت دهم در راستاي تحقق عدالت آموزشي باشد، مخالفان را چند صباحي راضي كرد تا طرح به تصويب برسد و امروز هم بيتوجه به نظرات كارشناسي نسبت به خلأهاي تقنيني و اجرايي آن كه از دور و نزديك ميرسد، تعطيلي پنجشنبهها را قانون لازمالاجرا ميداند.
در اين راستا، هرچند آموزش و پرورش نتوانسته در ميان كارشناسان و صاحبنظران حوزه تعليم و تربيت كه بر اين طرح ايراداتي را وارد ميدانند، موافقاني همراه خود كند، اما كمابيش به فعاليتهاي خود براي جلب موافق بيشتر در حوزههاي تصميمگير و تأثيرگذار ادامه ميدهد.
موافقان با استدلالهاي متناقض گويا نتيجه در ميان برخي از اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي و اعضاي هيئت رئيسه مجلس براي آموزش و پرورش اميدواركننده بوده است، به طوري كه نايبرئيس مجلس در اين رابطه بيان داشته است: تعطيلي مدارس در روزهاي پنجشنبه به كاهش هزينهها و افزايش بهرهوري ميانجامد. وي البته بر اين نكته نيز تأكيد داشته كه: هر تصميمي كه روند اجراي سند تحول بنيادين آموزش و پرورش را مختل كند بايد متوقف شود.
در اينجا ضروري به نظر ميرسد كه يادآوري شود تعطيلي پنجشنبههاي مدارس با رويكرد فعلي همان تصميمي است كه روند اجراي سند تحول بنيادين را خصوصاً در حوزه تربيتي و پرورش شهروند كارآمد، مختل ميكند. اگر از تبعات تعطيلي آموزش و پرورش در روزهاي پنجشنبه در شهرها چشم بپوشيم، ميتوان از روستاها شاهد مثال آورد كه در آنها در پي اجراي طرح ۳- ۳- ۶ و انحلال پايه اول راهنمايي، تعدادي از مدارس روستايي از حدنصاب خارج و منحل شدهاند و دانشآموزان پايههاي دوم و سوم مدارس راهنمايي منحل شده به مراكز شبانهروزي معرفي شدهاند. علاوه بر اينكه به برخي از مدارس ابتدايي مجوز داده شد تا دانشآموزان پايههاي دوم و سوم راهنمايي را ضميمه مدارس ابتدايي كنند.
در حالي طرح تعطيلي پنجشنبهها بر حضور دانشآموزان در كنار خانوادهها تأكيد ميكند و بر گسترش خود در مقاطع راهنمايي و دبيرستان نيز پافشاري و مداومت دارد، انحلال پايه اول راهنمايي دانشآموزان مدارس راهنمايي روستايي و انتقال اين دانشآموزان به مناطق ديگر يا مدارس شبانهروزي، نهتنها امكان آموزش در دسترس را در تمام نقاط كشور منتفي ميكند، بلكه هزينههاي مادي و معنوي حاصل اين نقل و انتقال و تحصيل در مدارس شبانهروزي با دور كردن دانشآموزان از خانوادهها تربيت دانشآموزان را در اين سن و سال بيش از پيش به خطر نزديك ميكند و حتي ممكن است خانوادهها از تحصيل فرزندان خود به خصوص فرزندان دخترشان جلوگيري كنند و در اين رابطه تنها نهادي كه بايد به تاريخ تعليم و تربيت كشور پاسخ دهد، آموزش و پرورش است. آيا مسئولان اين وزارتخانه پاسخ قانعكنندهاي براي تاريخ ارائه خواهند كرد؟!