
به گزارش خبرنگار ما، صالحي نماينده دادستان تهران در توضيح كيفرخواست به قضات شعبه ۷۴ دادگاه كيفري گفت: سحرگاه ۲۸ ارديبهشت ماه سال ۸۸ مأموران پليس شهر پرند از قتل زن جواني در خانهاش خبردار و راهي محل حادثه شدند. در اولين بررسيها شوهر مقتول كه اردلان ـ ۴۰ساله ـ نام داشت خودش را به عنوان قاتل معرفي كرد. بررسيهاي بيشتر مأموران نشان داد مريم ۳۰ساله بر اثر اصابت جسم سختي به سرش كشته شده است.
اردلان بعد از بازداشت گفت كه «لحظاتي قبل با همسرم دعوا كردم. عصباني شدم و با گوشتكوب چند ضربه به سرش زدم كه فوت شد.» بعد از انتقال جسد به پزشكي قانوني، متهم در تحقيقات بيشتر به قتل اقرار و صحنه جرم را بازسازي كرد. وي سرانجام با انجام تشريفات قانوني، محاكمه و به اعدام محكوم شد. رأي دادگاه هم از سوي قضات ديوان عالي كشور تأييد شد و در حالي كه پرونده براي اجراي حكم به واحد اجرايي احكام دادسراي جنايي فرستاده شده بود، متهم موفق شد با پرداخت ديه رضايت خانواده مقتول را جلب كند. بنابراين پرونده براي رسيدگي از جنبه عمومي جرم به اين شعبه فرستاده شده و من به عنوان نماينده دادستان تهران براي متهم درخواست مجازات قانوني دارم.
قاضي عبداللهي سپس متهم را به جايگاه دعوت كرد.
اردلان گفت از اينكه مرتكب قتل همسرم شدم، خيلي پشيمان هستم. آن لحظه فكر ميكردم كار درستي ميكنم، اما حالا زندگيام تباه شده و پشيمان هستم. متهم ادامه داد: مدتي بود به رفتار همسرم مظنون شده بودم. هميشه فكر ميكردم با كسي رابطه دوستي دارد كه من از آن بيخبر هستم. بارها به همسرم به خاطر رفتارش تذكر دادم، اما او گفت هركاري دلش بخواهد ميكند. بنابراين بارها بر سر اين موضوع با هم دعوا و مشاجره كرديم، تا اينكه شب حادثه دوباره با هم دعوايمان شد. ساعت سه نيمهشب بود كه مشاجره ما بالا گرفت.
همسرم با رفتار بدش آبروي مرا برده بود و من نميتوانستم رفتار او را تحمل كنم. به اتاق خواب رفتم و گفتم اگر به رفتار بدش ادامه دهد، او را طلاق ميدهم. بر سر اين موضوع با هم مشاجره كرديم. من عصباني شدم و از اتاق بيرون آمدم. چشمم به پسر ۱۰ساله ام افتاد كه گوشه پذيرايي به خواب رفته بود.
دلم براي او سوخت كه نميتوانستم زندگي آرامي برايش مهيا كنم. به اتاق خواب برگشتم و گفتم امشب بايد تكليف او را روشن كنم. همسرم اين بار از من ترسيد. گوشتكوبي كه گوشه اتاق بود را برداشت و خواست به من حمله كند. در يك لحظه گوشتكوب را از او گرفتم و چند ضربه به سرش كوبيدم كه فوت شد. متهم ادامه داد: از كاري كه كردهام، پشيمان هستم. پسرم نزد خانواده پدرم زندگي ميكند و سرنوشت او را هم خراب كردهام. از دادگاه ميخواهم به من فرصتي دهد تا بتوانم به پسرم كمك و گذشته خودم را جبران كنم.
قاضي عبداللهي بعد از شنيدن آخرين دفاع متهم براي صدور رأي با اعضاي دادگاه- رسولي، رستمي، عرب و اسلامي- وارد شور شد و او را به حبس محكوم كرد.