آذربايجان لرزيد، ولي نكتهاي كه اين زمينلرزه را از ديگر اسلافش متمايز كرد، عزم جدي مسئولان امر در برخورد با آن است؛ نمونهاي كه حداقل در مراحل ابتدايي دو هفته گذشته و امدادرساني با حضور بالاترين مقامهاي كشوري، در محلهاي حادثه قابل مشاهده بود. اما موردي كه ذهن نگارنده را به خود مشغول كرده، اين است كه طبق وعدهها قرار است تا شروع فصل سرما، كار اسكان حادثهديدگان ظرف مدت دو ماه در بناهاي چارچوبدار انجام شود، منظور از بناي چارچوبدار هم قطعاً چادر و كانكس نخواهد بود(هر چند لزوم وجود كانكس در شرايط و زمان اوليه از معضلي كه امكان بهوجودآمدن آن در ادامه به آن اشاره خواهد شد، بيشتر حس ميشود).
هر چند اين وعده دو ماهه هيئت دولت، چند روز بعد و در سفر وزير راه و مسكن و شهرسازي با اندكي تغيير، يك ماه فرجه گرفته و به سه ماه تغيير ماهيت داد(!) باز با اين حال اگر اين طرحها توأم با كار علمي و عملي باشد، قطعا تمجيد و تحسين همگان را به دنبال خواهد داشت. اگر بناست دوباره گسل تبريز رخنمايي كند و زواياي ديگري از خود را به ما بنماياند، فقط به دليل اينكه تا چند وقت ديگر سرما سوزان ميشود (كه در جاي خودش دليل كمي هم نيست) با اين ساخت و سازهايي كه عجولانه و سَرسَري انجام خواهد شد و بعدها هزاران توجيه را در پس خود خواهد داشت، نميشود به جنگ آن رفت.
اگر خود ما هم يكي از حادثهديدگان اين واقعه غمانگيز بوديم، به احتمال بسيار زياد حاضر بوديم رنج سرماي پاييز و تا حدودي زمستان را بر خود هموار كنيم و قطعاً توقع داشتيم خانهاي كه قرار است سقف نسلهاي بعدي باشد، حداقل با لرزيدن شش و چند دهم ريشتري دوباره ويران نشود. پس بايد كار علمي و كارشناسانه نه از نوع وام مقاومسازي كه خيلي از اهالي روستاها به دليل فقدان نظارت و اطلاعرساني درست، آن را با وام خريد وسايل غيرضروري اشتباه گرفتهاند و به جاي مقاومسازي و نوسازي بافتهاي فرسوده خود، خرج وسايل غيرضروري كردهاند، انجام شود.
اما اگر قرار است بعد از دو ماه يا به عبارت آقاي وزير سه ماه، گفته شود كه خانههايي ساختهايم و ما به قول خودمان عمل كردهايم و دوباره بحث بالا رفتن ستونهاي نمودار مديريتي مطرح شود در حالي كه خانهها بدون استانداردهاي لازم ساخته شده باشند، آش همان آش و كاسه همان كاسه خواهد شد و دوباره اين خانهها را هم در همان ليستي ميبايست قرار داد كه احتياج به مقاومسازي دارند!
بحث بدبيني در كار نيست؛ تجربه كارهايي كه از سر عجله انجام شده است، همواره اين نتيجه را با خود به همراه داشته است. البته از سوي ديگر، با توجه به سردسير بودن مناطق زلزلهزده، تعجيل در كار تا حد زيادي ضرورت دارد اما اين تعجيل نبايد از اصول و استانداردهايي كه بايد رعايت شود، كم كند و اصول را به حاشيه براند، چراكه كار نيكو كردن از پر كردن است. نكته مهم ديگر اين است كه مديران بايد با جديت تمام، وعده دولت را براي بازسازي دو ماهه اين مناطق پيش ببرند و اينگونه نباشد كه وزير راه يك ماه ديگر بر اين دوماه بيفزايد و مديران رده پايينتر، چندين ماه بر آن بيفزايند!
به اميد روزي كه اين ملك رنگ لرزه و لرزش را به خود نبيند، ولي اگر اين آرزو را محال ميپنداريم كه اينگونه هم هست، حداقل ميشود توقع داشته باشيم به جايي برسيم كه بلاياي طبيعي را هوشمندانه مديريت كنيم و رنگ فرصت به تهديد پيش آمده بزنيم.