
اين روزها يكي راه افتاده و از تمرين تيمهاي فوتبال ليگ برتري فيلم ميگيرد. ميگويند قرار است مجله تصويري فوتبال را به بازار سينماي خانگي عرضه كند تا از اين پس فوتبال هم در بين محصولات صوتي و تصويري بقالي سركوچهها قرار گيرد. خب طبيعي است كه حتماً از اين راه عوايدي هم سرازير جيب دارنده اين فكر ميشود؛ عوايدي كه بيترديد بيشتر و بهتر از كار با ستارههاي سينما، نويسندگي و كارگرداني است و الا هيچ عقل سليمي در اين وانفسا قبول نميكند كاري انجام دهد كه دست آخر فقط زيان به بار آورد.
اين روزها يكي راه افتاده و از تمرين تيمهاي فوتبال فيلم ميگيرد، اينكه از چه چيزي فيلم ميگيرد هم البته جاي سؤال دارد، بيترديد اين خانم محترم نه چيزي از تكنيك فوتبال ميداند و نه از تاكتيك آن بنابراين قرار نيست فيلمي با مضمون آموزش فوتبال و نحوه تمرينات ساخته شود . پس بايد رفت سراغ موارد ديگر فوتبال ايران چه نقطه شاخص ديگري داشته كه سينما و ژانرهاي مختلف آن فاقد آن هستند؟ اين سؤالي است كه پاسخ آن را ميتوان از تكتك هواداران حاضر در تمرينات تيمهاي باشگاهي پرسيد، حاشيه، حاشيه و باز هم حاشيه!
اين روزها يكي راه افتاده و از تمرين تيمهاي فوتبال فيلم ميگيرد، تا آنچه در اين تمرينات از ديد خانوادهها دور ميماند و علاقهمندان هم پيش از اين تنها به گزارش مكتوب آن در روزنامههاي ورزشي بسنده ميكردند را به تصوير بكشد و راهي خانه من و شما كند. ديروز در يكي از جرايد ورزشي عنوان شده بود كه بازيكنان فلان تيم با ديدن خانم كارگردان، بسيار مؤدب و منظم شدهاند اما آيا اين تربيت و نظم آن چيزي است كه اين كارگردان را به سمت دنياي توپ گرد و حاشيههاي افسارگسيخته آن روانه كرده است؟
اين روزها يكي راه افتاده و از تمرين تيمهاي فوتبال فيلم ميگيرد و حتماً به اين بسنده نميكند و كار به فيلمبرداري و حضور در ورزشگاه هم ميرسد، شايد هم همين دربي فردا اولين تجربه باشد و چه تجربهاي بهتر از اين بازي. يك بازي سراسر استرس، توهين، تحقير، اشتباه، اخطار، اخراج و شايد پيروزي و بعد از آن تخريب اموال عمومي و صندليهاي ورزشگاه، خسارت به اتوبوسهاي شركت واحد و كلي زد و خورد ميان هواداران عصباني دو تيم. چه دستمايهاي بهتر از اين براي كارگرداني كه حتي يك فاكتور از جميع اين حاشيهها را در سينماي امروز ايران نميتواند پيدا كند.
اين روزها يكي راه افتاده و از تمرين تيمهاي فوتبال فيلم ميگيرد و چه زود هم با فضاي فوتبال انس گرفته و شباهت پيدا كرده با جماعت فوتبالي كه به محض ورود به تمرين خطاب به خبرنگاران و عكاسان با تهديد و ارعاب از عدم مصاحبه و عكسبرداري حرف ميزند، اينجاست كه ميتوان به پرسش قبل پاسخ داد كه او بابت همين تفاوتهاست كه راهي فوتبال شده، تمرين منظم و مؤدب چيزي نيست كه در بقالي سركوچه و مقابل فيلمهاي سراسر هجو، هجوم آورده به اين مغازهها در كنار آدامس، شكلات، چيپس و پفك خوب بفروشد. اين روزها يكي راه افتاده و از تمرين تيمهاي فوتبال فيلم ميگيرد و از فوتبال چيزهايي ميخواهد كه سالهاست كميته انضباطي و ستاد منشور اخلاقي سعي در پاك كردن فضاي فوتبال كشور از آنها دارند و حالا دوربين اين خانم سعي دارد با پررنگتر كردن آنها، آنها را جلوي چشمان من و شما و اعضاي خانوادهمان به نمايش درآورد.
اين روزها يكي راه افتاده تا حاشيههاي فوتبال را تلويزيوني كند و من ناخودآگاه ياد اين ضربالمثل قديمي ميافتم كه ميگفتند؛ «فلاني نزده ميرقصد» فوتبال ما بدون دوربين لبريز از حاشيه است و حالا با دوربين... آيا كسي هست كه اين روزها جلوي اين يكي را كه راه افتاده تا از حاشيهها فيلم بسازد را بگيرد.