
جوان: عصر روز ۱۷ مهرماه سال ۸۸ زن جواني به مأموران پليس گفت كه شوهرش به طور مرموزي ناپديد شده است.
شاكي توضيح داد: عصر ديروز برادر شوهرم كه رضا نام دارد به خانه مان آمد و با هم از خانه بيرون رفتند، اما هرچه با تلفن همراهشان تماس ميگيرم خاموش است و نگران آنها هستم. بعد از طرح درخواست اين زن، پليس تحقيقات خود را براي يافتن نشاني از دو برادر آغاز كرد. بررسي تماسهاي تلفني حجت و رضا نشان داد هر دو نفر آخرين بار با تلفن همراه زن جواني به نام سالومه تماس گرفتهاند، بنابراين سالومه چند روز بعد شناسايي و بازداشت شد. سالومه گفت: چند روز قبل به همراه حجت و رضا به باغ يكي از دوستانش كه مجيد نام دارد رفتيم. وقتي وارد باغ شديم كارگر باغ كه مرد افغاني به نام حسين بود، آنجا كار ميكرد.
من و رضا داخل يكي از اتاقهاي باغ رفتيم و حسين و حجت هم به اتاق كناري رفتند، لحظاتي بعد ناگهان حسين در اتاق را به روي من و رضا قفل كرد. وقتي از پنجره نگاه كردم، ديدم كه حسين، مجيد و احمد كه تازه وارد باغ شده بود به حجت حمله كرده و دارند او را ميزنند. رضا از پنجره به كمك برادرش رفت، اما او را هم كتك زدند و سرانجام هر دو برادر را با طناب به يك تخت بستند. من از ترس داخل اتاق بودم تا اينكه نيمههاي شب دو برادر را داخل يك انباري حبس كردند. سپس به سراغ من آمدند و هر سه نفر به زور به من تعرض كردند. سالومه ادامه داد: من سه شبانه روز داخل آن اتاق حبس بودم و آنها بارها به من تعرض كردند و از سرنوشت حجت و رضا خبر ندارم و نميدانم با او چه كردند.
با نشاني هايي كه سالومه در اختيار پليس گذاشت، مجيد به همراه حسين و احمد كه هر دو تبعه افغانستان بودند، دستگير شدند. احمد در اولين بازجوييها گفت: عصر روز حادثه مجيد با من تماس گرفت و گفت دو مرد و يك زن وارد باغ او شده و ميخواهند از حسين كه دوست صميمي من است، زورگيري كنند. من براي كمك به حسين به سرعت خودم را به باغ مجيد رساندم و با مجيد پنهاني وارد باغ شديم و آنها را زير نظر گرفتيم. حجت و حسين داخل يكي از اتاقها بودند و رضا و سالومه هم داخل اتاق ديگري بودند. ناگهان حسين از اتاق بيرون آمد و در را به روي سالومه و رضا قفل كرد. بعد مجيد قمهاي دست من داد و خودش هم چاقو داشت. سپس به طرف اتاقي كه حجت داخل آن بود رفتيم. حجت وقتي ما را ديد غافلگير شد و با داس به ما حمله كرد. مجيد اما داس را از او گرفت و ضربهاي به سر او زد. من هم با قمه ضربهاي به حجت زدم. لحظاتي بعد رضا از پنجره اتاق كناري خارج و براي كمك به برادرش وارد دعوا شد. من قمه را انداختم و رضا را نگه داشتم تا با حسين و مجيد درگير نشود. سرانجام دست و پاي آنها را بستيم و به سراغ سالومه رفتيم و هر سه به او تعرض كرديم. وقتي شب فرا رسيد دو برادر را داخل انباري حبس كرديم. عصر روز بعد به خواسته مجيد آنها را در حالي كه زنده بودند، به چاه فاضلابي در انتهاي باغ برديم و داخل چاه انداختيم، بعد هم روي آنها را خاك ريختيم. مجيد آن روز از باغ رفت، اما من و حسين سالومه را تا سه روز ديگر در حبس نگه داشتيم و او را مورد تعرض قرار داديم، بعد هم او را در كنار خيابان رها كرديم.
زماني كه حسين مورد تحقيق قرار گرفت، گفت: مدتي قبل از حادثه، يك بار حجت ۲۰ هزار تومان به زور از من پول گرفت، من هم ماجرا را براي مجيد تعريف كردم و او گفت از حجت انتقام ميگيرد.
روز حادثه مجيد به همراه حجت، رضا و سالومه وارد باغ شدند. مجيد به بهانهاي از باغ خارج شد. من و حجت داخل يكي از اتاقها بوديم كه مجيد با من تماس گرفت و گفت با احمد در گوشه باغ كمين كرده تا حجت و رضا را كتك بزنند. من هم وقتي ديدم رضا و سالومه در اتاق ديگر هستند، در را به رويشان قفل كردم و به مجيد خبر دادم. او هم با احمد سر رسيدند و با هم به حجت حمله كرديم و با او درگير شديم.
وقتي رضا به كمك برادرش آمد، او را گرفتيم و سرانجام هر دو نفر را با طناب بستيم. سپس هر سه نفر به سالومه تعرض كرديم. فرداي آن روز، مجيد گفت بايد حجت و رضا را به قتل برسانيم. آنها را از داخل انباري بيرون آورديم. هر دو نفر التماس ميكردند. انگار فهميده بودند كه مجيد چه نقشهاي برايشان كشيده است، بنابراين مقابل ما مقاومت ميكردند. سپس روي سرشان نايلون پيچيديم و آنها را به زور به انتهاي باغ كشانديم و داخل يك چاه فاضلاب انداختيم. ساعتي كه گذشت و مطمئن شديم هر دو نفر فوت شدهاند، روي چاه را با خاك پوشانديم. مجيد هم در بازجوييهاي خود اظهارات احمد و حسين را تأييد كرد. مأموران سپس به باغ ميوه رفتند و با نشانيهايي كه متهمان در اختيار پليس گذاشتند اجساد حجت و رضا كشف شد.
بعد از انجام تحقيقات، پرونده با صدور كيفرخواست عليه مجيد۲۷ساله، احمد ۲۴ساله و حسين ۳۰ ساله به اتهام مشاركت در قتل، حبس غيرقانوني و تجاوز به عنف صادر و براي رسيدگي به شعبه ۷۱ دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد و سه متهم بهمن ماه سال گذشته مقابل هيئت قضات محاكمه شدند. اولياي دم در جلسه محاكمه از دادگاه درخواست قصاص كردند و سپس متهمان يك به يك مقابل هيئت قضات محاكمه شدند.
هيئت قضايي بعد از شنيدن دفاعيات متهمان هر سه متهم را به اتهام شركت در قتل به قصاص، به اتهام حبس غيرقانوني به تحمل سه سال زندان و به اتهام رابطه نامشروع به تحمل ۱۰۰ ضربه شلاق محكوم كرد.
قضات ديوان عالي كشور اما با اين توضيح كه اتهام هر سه متهم شركت در دو فقره قتل عمد است و متهمان بايد به دو بار قصاص محكوم ميشدند، رأي را نقض و پرونده را براي رسيدگي دوباره به شعبه رسيدگي كننده ارسال كرد.