حزب حاكم عدالت و توسعه سرمست از اينكه خيزشهاي مردمي در خاورميانه و شمال آفريقا موجبات رهبري اين كشور را در فضاي جديد خاورميانه تثبيت خواهد كرد و به احياي امپراتوري نوعثماني مورد انتظار احمد داود اوغلو، وزير امور خارجه و معمار سياست خارجي اين كشور كمك خواهد كرد بيمحابا وارد جنگ عليه دولت سوريه به عنوان يكي از اعضاي محور مقاومت شد، اما تصور نميكرد كه روزي فرش از زير پاي اين كشور نيز كشيده خواهد شد و به نوشته رويترز، بنغازي به جاي سوريه در تركيه ايجاد خواهد شد.
از زماني كه دولت تركيه در چرخشي آشكار از سياست اعلامي خود مبني بر به صفر رساندن تنشهاي مرزي با همسايگان، سياست خصومت با دولت سوريه را در پيش گرفت و با تجهيز و تسليح مخالفان اين كشور در خط مقدم براندازي قرار گرفت، همواره اين هشدار به مسئولان اين كشور داده ميشد كه روزي پيامدهاي اين خصومتورزي دامن خود تركيه را نيز خواهد گرفت. هرچه زمان جلو ميرود و ابعاد بحران گستردهتر ميشود، هشدارهاي داده شده به دولتمردان تركيه ابعاد عيني و ملموستري به خود ميگيرد. به نظر ميرسد دستكم در دو عرصه زنگ خطر بحران سوريه براي تركيه به صدا درآمده است كه هر دو با امنيت اين كشور گره خورده است.
يكي در حوزه علويهاست كه ميتوان از آن به آتشفشان تعبير كرد كه احتمال دارد در صورت ادامه بحران سوريه و تجزيه آن فعال شود و دوم كردها هستند كه از هماكنون سايه خطر خود را بر تركيه گستراندهاند.
در حال حاضر بيش از ۲۰ درصد جمعيت تركيه را كردها تشكيل ميدهند. جمعيتي كه همواره مشروعيت دولت تركيه را به چالش كشيده و براي دست يافتن به حقوق انساني و سياسي خود گاه از طريق مسالمتآميز و گاه با استفاده از خشونت (برگزيدن مشي مبارزه مسلحانه از سوي حزب كارگران كردستان در سال ۱۹۸۴ كه تاكنون بيش از ۴۰ هزار كشته برجاي گذاشته است) با دولت تركيه مبارزه كردهاند. تركيه همواره مخالفان كرد داخلي خود موسوم به پ.ك.ك را به عنوان خط قرمز براي خود تعريف كرده است و حتي در زمان اشغال عراق از سوي امريكا نيز براي مدتي با دولت بوش و رژيم صهيونيستي اصطكاك پيدا كرد چراكه تصور ميشد دولت وقت شارون با چراغ سبز نومحافظهكاران حاكم بر كاخ سفيد به تقويت نيروهاي گريز از مركز در شمال عراق كمك ميكند كه ميتوانست دير يا زود دامن تركيه را بگيرد و به تحريك پ.ك.ك بينجامد.
با اين حال سياست مداخلهگرايانه تركيه در سوريه اكنون همان مخاطراتي را براي دولت آنكارا رقم زده است كه سالها از آن وحشت داشته است زيرا در پي آغاز و ادامه ناآراميهاي داخلي در سوريه، دولت اين كشور در وضعيتي قرار گرفت كه ابتدا با اعطاي حقوق شهروندي به كردها موافقت كرد و در نهايت با توجه به حوزه ناامنيها به بازآرايي نيروهاي نظامي و امنيتي خود دست زد و در اين راستا از مناطق كردنشين سوريه عقبنشيني كرد.
همين جابهجاييها كافي بود تا پ.ك.ك به سرعت خود را به اين مناطق برساند و با اجراي يكسري درگيريهاي جزئي با ارتش سوريه به گونهاي وانمود سازد كه تخليه اين مناطق توسط اين گروه صورت گرفته است حال آنكه به اعتقاد ناظران دولت سوريه براساس يك نقشه حساب شده دست به اين اقدام زده است تا تركيه را نسبت به عواقب سياست مداخلهگرانه خود واقف سازد. به نظر ميرسد اين اقدام اثر خود را گذاشت زيرا از يكسو انتقادهاي داخلي را افزايش داد و در اين راستا مصطفي كامالاك، رهبر حزب اسلامگراي سعادت تركيه با اشاره به اينكه تركيه سالهاست كه در شمال عراق و داخل تركيه با فعاليتهاي مسلحانه عناصر پ.ك.ك روبهرو است و دهها هزار نفر در اين درگيريها كشته شدهاند، افزود: در سايه سياستهاي اشتباه دولت اردوغان تركيه اكنون در سوريه نيز با ساختار مشابه و حتي خطرناكتري روبهرو شده است.
عاكف حمزه چبي، رئيس گروه پارلماني حزب مخالف جمهوريخواه خلق تركيه نيز با انتقاد از اردوغان نخستوزير اين كشور گفت: سياست تركيه در سوريه به فلاكت رسيده است. كمال قليچدار اوغلو، رهبر حزب جمهوريخواه خلق تركيه نيز با انتقاد از سياستهاي آنكارا در قبال دمشق گفت: منبع خطرات ناشي از سوريه، مسئله كردهاست. وي با طعنه افزود: «نمي دانيم آيا دولت تركيه متوجه است كه اين مسئله ابعاد بينالمللي به خود گرفته است، يانه؟» البته انتقادها از سوي احزاب كردي تركيه و سوريه به مراتب تندتر بود. چنانكه صلاحالدين دميرتاش، رهبر حزب كردي صلح و دموكراسي به اردوغان هشدار داد زمانيكه در مورد كردهاي سوريه صحبت ميكنيد بايد مراقب باشيد كه بشكه باروت در كشورتان را كه ۲۰ ميليون كرد زندگي ميكنند، شعلهور نكنيد.
از سوي ديگر دولت تركيه در پي تشديد اعتراضات داخلي به رشته اقداماتي براي جبران نگرانيها دست زد كه خود موجب بروز برخي مشكلات شده است. از جمله اينكه احمد داود اوغلو بدون هماهنگي با دولت مركزي بغداد تحت حمايت امنيتي پيشمرگان كرد به شمال عراق رفت و با مسعود بارزاني ديدار كرد و كوشيد به كمك وي مانع فعال شدن پ.ك.ك در شمال سوريه شود كه اين امر روابط تجاري و اقتصادي تركيه با دولت مركزي عراق را به عنوان اولين شريك تجاري خود در معرض خطر قرار داده است.
به رغم اينكه اتخاذ سياست شتابزده از سوي دولت تركيه در قبال سوريه زنگ خطر تسري بحران سوريه به اين كشور را به خصوص درباره تحريك كردها به صدا درآورده است، اما همچنان دولت آنكارا در قبال سيل انتقادهاي داخلي مقاومت ميكند كه به نظر ميرسد از دو حالت خارج نيست، يا اينكه تصور ميكند پلهاي پشت سرش را خراب كرده يا اينكه همچنان به نتيجه رسيدن راهي كه در پيش گرفته اميدوار است و فكر ميكند با سقوط دولت سوريه لقمه پرچربي را به دست خواهد آورد، اما طبق يك ضربالمثل ايراني هر جا كه جلوى ضرر را بگيرى، خود منفعت است.