
گفتههاي او را در ذيل ميخوانيد:
گروه جهادي شهيد قاسمي، آغازي بر جهاد تاكنون در گروههاي زيادي شركت كردم و با توجه به تجربه و سابقهاي كه از سال ۸۵ به بعد كسب كردم از طرف بسيج سازندگي ناحيه به عنوان سرگروه اين اردوها شركت ميكردم. ولي اولين گروهي كه هيچ وقت آن را فراموش نخواهم كرد گروه جهادي شهيد قاسمي پايگاه محلهمان بود كه دروازه ورود من به اين كار خير بود و حالا شش سال از فعاليتهايم ميگذرد و تصميم بر آن دارم كه تا آخرين لحظه عمرم و تا زماني كه محروم و مناطق محروم در اين سرزمين ولايتمدار وجود دارد از تلاش خود كم نكرده و با تمام قوا به مملكتم خدمت كنم.
اشاعه فرهنگ جهادي وجذب حداكثري همه فعاليتهاي من در قالب اردوهاي جهادي محلات و دانشجويي در استان خودمان و در مناطق محروم انجام گرفته است و يك بار در قالب انديشه ورزان جهادي همراه ساير جهادگران در مناطق كپرنشين و محروم كرمان حضور داشته و اعتقادم براين بوده است كه در درجه اول مناطق محروم استان خود را در اولويت قرار داده و سپس به استانهاي ديگر بروم، چون صددرصد همه استانها در ايران نياز به رسيدگي چه از لحاظ فرهنگي و چه از لحاظ عمران و آباداني دارند و بهتر است به جاي صرف هزينههاي زيادي كه در مسافرت به استانهاي ديگر ميشود، بتوانيم با برنامههاي فرهنگي و اشاعه فرهنگ جهادي در ساير استانها نيز جذب حداكثري داشته باشيم و به آموزش اين عزيزان رسيدگي شود تا به نحو احسن بتوان بهترين بازده را از اين برنامهها داشت. امسال در قالب كميته فرهنگي و برنامههاي آموزشي در روستاهاي محروم حضور داشتيم و در هر فصل با توجه به سردي منطقه و بُرد فعاليتها در آن منطقه و همچنين عرصهيابي به عمل آمده ما را بر آن داشت كه با برگزاري آئين سنتي نوروزي و اجراي برنامههاي متنوع زمينه آمادهسازي آن اهالي به جهت برگزاري برنامههاي فرهنگي را مهيا سازيم و بتوانيم آن عزيزان را بيشتر جذب بسيج و همكاري با اين فعاليتها نماييم.
ريشه يابي محروميت در روستا برگزاري اردوهاي جهادي زمينهساز ريشهكني محروميت در آن منطقه است، شايد اين سؤال پيش آيد كه چطور يك عده جوان بدون اينكه پشتيباني مالي داشته باشند ميتوانند محروميت يك روستا را به كلي ريشهكن كنند ولي جواب اين است كه ريشهكني اين محروميت از همين برنامههاي فرهنگي - آموزشي شروع شده و در نهايت ختم به كارهاي عمراني ميشود. اصول اوليه اردوهاي جهادي نيز برهمين اصل استوار است. وقتي ما در منطقهاي محروم براي عرصهيابي حضور پيدا ميكنيم در مرحله اول ريشه يابي ميكنيم كه اين روستا چگونه به اين محروميت رسيده است و با استفاده از متخصصاني كه در اين زمينه در دانشگاهها فعاليت ميكنند شروع به آموزش اهالي آن روستا نموده، تا آنها بتوانند با عمل به آن به صورت خوداتكا محروميت خود را دفع نمايند، نه اينكه با كمك مالي آنها را بيشتر وابسته نماييم. به عنوان مثال يكي از خاطراتي كه در يكي از مناطق محروم داشتيم اين بود كه به علت كمبود آب و استفاده نادرست از آبهاي زير زميني خشكسالي آن روستا را فرا گرفته بود و ميزان محصولات كشاورزي آنان تا ۸۰ درصد افت داشت و به همين علت گرفتار محروميت شده بودند و ما به كمك دوستان آشنا به اين امور و اجراي زهكشي و آبخيزداري علمي و دقيق توانستيم اين مشكل را درآن روستا ريشه كن كنيم و با آموزش آن اهالي و با افزايش محصولات كشاورزيشان توانستند مشكلات خود را حل نمايند.
در زمينه عمراني مناطق نيز اولويت ما با توجه به كمبود امكانات مالي برنامههاي زود بازده ميباشد، چه بسا كه خانوادهاي با تعمير يك سقف با مبلغ نه چندان ناچيز مشكلشان به كلي رفع گردد ولي خود آنان از انجام اين عمل عاجز باشند كه ما به وسيله سازمان بسيج سازندگي و پشتيباني از طرف آنان ميتوانيم در حد توان اين مشكلات را رفع نماييم. در مشكلات عمراني اساسي يك روستا كه نيازمند هزينه زياد ميباشد و بيشتر به عهده دولت است جهادگران با شناسايي اين مشكلات و ارجاع آن به مسئولان ذيربط و پيگيري آن تمام سعي خود را ميكنند كه مشكلات آن روستا را حل نمايند. حضور يك جوان در روستاها و مناطق محروم در درجه اول براي خود جوان سودمند است وسپس براي روستا و مردم محروم تأثير خواهد داشت. وقتي من در مناطق محروم حضور پيدا ميكنم و حداقل امكانات را ميبينم و شكرگزاري اهالي روستا را نظاره ميكنم از ناشكري خود به جهت اين همه نعمتي كه در شهر دارم خجالت ميكشم.