
حالا جريانات سياسي كه در برخي موارد وابستگي خاصي نيز به نهادهاي حاكميتي دارند، دست در دست يكديگر دادهاند تا با سياه نمايي در خصوص شرايط حاكم بر كشور، به اهداف مختلف خود دست پيدا كنند. آنها حتي در اين ميان با ايجاد تيمهاي اقتصادي مختلف و اخلال علني در روند اقتصادي كشور به ويژه كالاهاي مورد نياز مردم، كوشيدند شرايط كشور را شرايطي خاص وبحراني جلوه دهند و حتي به صورت رسمي اعلام كردند كه تحريمهاي اقتصادي باعث شده كه كشور در شرايط شعب ابي طالب قرار بگيرد.
اين در حالي بود كه رهبر انقلاب خيلي زود نسبت به اين ادعا واكنش نشان دادند و شرايط كشور را نه شعب ابي طالب بلكه بدر و خيبر عنوان كردند. اما اين موضوع و سناريوي بحراني نشان دادن كشور به تازگي اتفاق نيفتاده، چراكه اين موضوع حتي قبل از آغاز تحريمهاي اخير و در دورهاي كه هنوز وضعيت كنوني بروز پيدا نكرده بود، از سوي اين جريان خاص دنبال ميشد تا شايد بتوانند از اين رهگذر به اهداف خود برسند.
سازشكاران، منفعت طلب
اما شايد سؤال اصلي اين باشد كه دليل اصلي سياهنمايي عليه اقتصاد كشور توسط اين جريان خاص چيست؟ پاسخ به اين سؤال را بايد در تلاشهاي اين جريان براي ايجاد ارتباط با ايالات متحده امريكا جستوجو كرد؛ تلاشهايي كه سابقهاي چهار ساله دارد و در اين چهار سال پيامها و ملاقاتهاي محرمانه كه غير رسمي نيز بود، از طرف اين جريان براي ايالات متحده فرستاده شده و زمينهاي را فراهم كرده كه رئيسجمهور ايالات متحده گمان كند كه با فرستادن نامه به مقامات جمهوري اسلامي ميتواند بارديگر ارتباط ميان ايران و امريكا را برقرار كند.
اين جريان كه مدتهاست با سازشكاري و منفعت طلبي قصد دارد تا از طريق ايجاد ارتباط با ايالات متحده و شكستن اين تابو در داخل كشور، وجههاي در عرصه بينالملل براي خود دست و پا كند، حالا دستاويزي تازه به نام تحريمهاي اقتصادي پيدا كرده و ميكوشد از طريق بزرگنمايي اين تحريمها اينگونه القا كند كه تنها راه براي برون رفت از اين وضعيت مذاكره با ايالات متحده است.
اصلاحطلبان در كنار منفعت طلبان
اما شرايط كنوني كشور تنها به نفع اين جريان نبوده، بلكه اصلاحطلباني كه مدتهاست از صحنه سياسي كشور حذف شدهاند، نيز تهديد به وجود آمده در كشور را مغتنم شمردهاند تا بتوانند خود را به فضاي سياسي كشور تحميل و به نظام بازگردند. اصلاحطلبان كه پس از انتخابات رياست جمهوري نهم در مقابل قضاياي به وجود آمده نه تنها سكوت كردند، بلكه در بسياري از موارد هم با اين جريانات همراهي كردند، توسط مردم از چرخه سياسي كشور حذف شدند. آنها اين حذف شدن را با تحريم انتخابات مجلس نهم تشديد كردند چراكه براي بازگشت و حضور در انتخابات نميخواستند از گذشته خود عذرخواهي كنند. آنها كه حالا اميد دارند بتوانند در انتخابات رياست جمهوري دهم، بار ديگر خود را در معرض آزمايش عمومي قرار دهند، با طرح كردن اين موضوع كه نظام براي خروج از وضعيت فعلي نياز به حضور اصلاحطلبان در رأس حاكميت دارد، ميكوشند كه بدون عذرخواهي از گذشته خود و پاسخگويي در خصوص اتهاماتي كه به آنان در خصوص فتنه ۸۸ وارد است، عملاً خود را وارد بازي نظام كنند و حتي كار را به جايي رساندهاند كه در اين شرايط براي حضور در انتخابات شروع به تعيين شرط و شروط براي نظام ميكنند.
در شرايط بدر و خيبريم
اما تمام اين رفتارهاي جريانات سياسي در خصوص وضعيت نظام در حالي است كه رهبر معظم انقلاب همچنان اعتقاد دارند كه در شرايط بدر و خيبر هستيم و اين موضوع را در ديدار اخير خود با مسئولان نظام بار ديگر مورد تأكيد قرار دادند؛ تأكيدي كه در كنار انتقاد صريح و نهيب زدن به كساني بود كه خيال خام سازشگري با دشمنان را در ذهن خود ميپروراندند. واقعيت آن است كه تأكيد رهبر انقلاب به قرارگيري در شرايط بدر و خيبر به معناي وجود شرايط ايدهآل در كشور نيست و اصولا شرايط بدر و خيبر در صدر اسلام نيز شرايطي خاص براي جامعه اسلامي بود. اين موضوع به روشني از سوي رهبر انقلاب تشريح شده و ايشان در همين ديدار اخير خود در خصوص وضعيت بدر و خيبر فرمودند: «وضعيت بدر و خيبر يعنى تهديد هست، چالش هست، اما بنبست نيست. در بدر امكانات كم بود، اما غلبه حاصل شد. امكانات طرف مقابل، چندين برابر، شايد در بعضى بخشها غيرقابل مقايسه با امكانات جبهه اسلام بود. در خيبر سختى وجود داشت؛ رفتند مدتها آنجا ماندند؛ مقاومت دشمن شديد بود؛ اما غلبه پيدا كردند. چالش هست اما در قبال چالش، توان و قدرت و استعداد و ظرفيت هم وجود دارد. اين، معناى وضعيت بدر و خيبر است. اگر اين ظرفيت را به ميدان آورديم، اگر نقاط ضعف را كم كرديم، پيشرفت خواهيم كرد.»
اين دقيقا مصداق همان موضوعي است كه معظمله از آن به عنوان اقتصاد مقاومتي ياد كردهاند، يعني اقتصادي كه روي پاي خود بايستد و با نوآوري و خلاقيت بتواند ضمن رفع نيازهاي خود، به شرايط ايدهآل اقتصادي برسد. ما بايد اين واقعيت را در نظر بگيريم كه شرايط براي هميشه به اين شكل باقي نخواهد ماند چراكه قرارگرفتن كشور در شرايط خاص تحريم و ايجاد خواستهاي مختلف عاملي براي شكوفايي تفكرات و ايدهها خواهد شد و زمينه براي پيشرفت و توسعه در كشور فراهم خواهد شد.
درست همانند همان اتفاقي كه در ايام جنگ تحميلي و تحريم فروش جنگ افزار به ايران از سوي غرب اتفاق افتاد كه زمينهاي را به وجود آورد كه ايران بتواند يكي از پيشرفتهترين كشورها در توليد جنگافزار شود، بنابراين بايد خيلي زودتر از آنچه فكر ميكنيم، شاهد شكوفايي اقتصاد كشور و بينياز شدن از واردات و نيز بينياز شدن از فروش نفت و اتكا به دلارهاي نفتي باشيم.
در عين حال نكتهاي ديگر كه ضرورت توجه بيش از پيش به آن وجود دارد، توجه نكردن به هياهوها در خصوص تأثيرگذاري تحريمها بر كشور است. اگرچه نبايد منكر تأثيرگذاري كم و بيش اين تحريمها شد اما دشمنان نيز بسيار ميكوشند كه با متشنج كردن افكار عمومي و ايجاد جو رواني در جامعه به يكي از مهمترين نقشههاي خود در پس تحريمها دست پيدا كنند؛ نقشهاي كه به دنبال ايجاد ناآرامي در داخل كشور و بازآفريني اغتشاشات اين بار به بهانههاي اقتصادي است، بنابراين لزوم هوشياري در اين عرصه ضرورتي غيرقابل انكار است در عين حالي كه بايد خود را آماده مبارزه در جنگ اقتصادي نيز كرد؛ جنگي كه بسياري پيروز آن را ايران ميدانند.