کد خبر: 479190
تاریخ انتشار: ۰۹ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۱:۱۴
مروري بر فيلم «بت‌من»، بازگشت شواليه تاريكي
سارا سرور
اشاره مستقيم به مسيح در فيلم‌هاي توليد شده در سيستم هاليوود به شدت نادر است و سه گانه حماسي و خشونت‌آميز «بت‌من» نيز از اين خلأ مستثني نيست. ۴۵۶ دقيقه، جمع مدت زمان سه قسمت فيلم «بت‌من» است و در اين مدت هزاران شخصيت در چشم‌اندازهاي متنوعي از شهر نيويورك و لوكيشن‌هاي ساخت فيلم ظاهر شده‌اند اما در تمامي صحنه‌ها و سكانس‌هاي سه گانه بت‌من از نمايش حتي يك تصوير يا نشانه‌اي مبني بر مسيح يا وجود نيروي مطلق الهي دريغ شده است. نيرو و قدرت كامل به بت‌من سپرده شده است و چشم‌پوشي عوامل سازنده فيلم از نيروي ماوراي طبيعي و قدرت خداوند و مسيح شايد يكي از عوامل بروز حادثه كشته شدن ۱۲ تن در تيراندازي ژوكر دنياي واقعي – بدمن قسمت دوم بت‌من – به روي تماشاگران اين فيلم در يكي از سينماهاي امريكا باشد.

در سه گانه بت‌من نه از كشيش خبري است و نه از راهبه و انجيل و كليسا. در يكي از صحنه‌هاي مربوط به خاكسپاري در فيلم به جاي كتاب انجيل، بخشي از كتاب «داستان دو شهر» چارلز ديكنز خوانده مي‌شود. كريستوفر نولان، كارگردان جوان سه‌گانه بت‌من در حركتي كه به نظر مي‌رسد از روي تعمد انجام شده باشد هر آنچه را كه مي‌توانست يادآور خداوند و مسيح باشد از سه‌گانه فيلمش پاك كرده است تا بتواند جهاني كفرآلود مشابه دوران پيش از ظهور مسيح را به نمايش بگذارد؛ جهاني كه وزارت نيابتي حضرت مسيح بر كره زمين آن هنوز آغاز نشده است. 

عوامل سازنده بت‌من از در مركز توجه نشان دادن الگوي رهايي‌بخشي كه مدام در سه‌گانه‌هاي بت‌من مورد استفاده قرار مي‌گيرد ناكام باقي مانده است. آنها سعي دارند كه در سايه تلاش بت‌من براي نجات ديگران و قرباني كردن خود در اين راه، اين ابرقهرمان سياه‌پوش را در قالب مسيح به نمايش بگذارند اما اين مفهوم و معني از آمدن در تم مركزي سه قسمت اين فيلم و قرار گرفتن در مركز توجه باز‌مي‌ماند. به همين ترتيب شيوه داستان‌گويي ظريف و لايه لايه نولان ارتباط صحنه‌هاي نادر اخلاقي و آموزنده فيلم را با برخي از آموزه‌هاي مسيح قطع مي‌كند. بت‌من نولان يك روش منحصر به‌فرد براي اسطوره‌سازي است؛ فيلمي كه به نظر مي‌رسد در دوران پيش از مسيحيت اتفاق مي‌افتد و اما دنياي كفرآلود آن شباهت زيادي به جهان سكولار پس از مسيحيت دارد. 

بت‌من و نظريه‌پرداز فرانسوي
يك نظريه‌پرداز ادبي فرانسوي با ذكر مثالي خلق يك ابرقهرمان سينمايي را عمل بيهوده‌اي مي‌داند كه منجر به اتلاف وقت دانشجويان فارغ‌التحصيل رشته علوم انساني براي پيدا كردن شغلي مناسب و امرار معاش مي‌شود. بسياري از كساني كه رنه جرارد را مي‌شناسند مي‌دانند كه روي سخن او با سه‌گانه‌هاي بت‌من كريستوفر نولان است. جرارد يك مورخ و منتقد ادبي و يك ايده‌پرداز است. ايده‌هاي او موارد مصرف بسياري دارد. اين بار نظريه‌هاي جرارد به چارچوب تبييني مناسب براي سه گانه‌هاي بت‌من نولان تبديل شده است. مفهوم كليدي يكي از نظريه‌هاي جرارد اين است كه بشر به واسطه تقليد تمايل به انجام كارهاي مختلف را فرامي‌گيرد. همچنان كه يك كودك با تقليد زبان از والدينش سخن گفتن را مي‌آموزد ما نيز تمايل به انجام امور مختلف را با تقليد از ميل ديگران به آن امور فرامي‌گيريم. وقتي كه كودكي نوپا بوديم همان اسباب‌بازي‌هايي را مي‌خواستيم كه كودكان اطرافمان با آن بازي مي‌كردند. اين رفتار در طول دوران بزرگسالي نيز ادامه دارد. تقليد از ميل و اميال كه جرارد از آن به عنوان «ميل وابسته به تقليد» ياد مي‌كند هم مي‌تواند داراي اثرات مثبت و هم منفي باشد و به عشق دو جانبه يا افزايش خشونت منجر شود. ميل وابسته به تقليد منجر به حسادتي مي‌شود كه در نهايت جنگ و جدال و خشونت را در پي دارد؛ جرارد با ياد كردن از اين معضل به عنوان «رقابت وابسته به تقليد» چنين استدلال مي‌كند كه گاه رقابت به نقطه‌اي مي‌رسد كه مردم اصولاً هدف از تمايلشان را فراموش كرده و شروع به تقليد از خصومت و آنتاگونيسم و رقيبشان مي‌كنند. اين خصومت و اين خشونت كه ابتدا در سطوح فردي خود را نشان مي‌دهد عاقبت مي‌تواند در سطح جامعه گسترده و به يك جنگ تمام عيار تبديل شود. اتفاقي كه چند هفته پيش رخ داد نيز مي‌تواند نمونه‌اي از اثرات منفي «ميل وابسته به تقليد» قاتل باشد. او اين بار از بدمن‌هاي سه‌گانه بت‌من و خصومت‌ها و خشونت‌هاي آنها تقليد كرد و اين خشونت‌ها را به سطح جامعه آورد تا نتيجه آن قتل و زخمي شدن بيش از ۵۰ تماشاگر سينما باشد! 

بت‌من، شيطان و مرگ اسطوره مقدس
بروس وين، شخصيت اول فيلم كه در قالب پوشش بت‌من به يك ابرقهرمان تبديل مي‌شود قبل از اينكه بخواهد يك نماد شود بايد به يك قهرمان تبديل شود. در ابتداي اولين قسمت از سه‌گانه‌هاي بت‌من، «بازگشت بت‌من»، وين در تبعيدي خودخواسته در زنداني واقع در يك كشور جهان سومي به سر مي‌برد؛ او يكي از روزهايش در اين زندان را با حمله‌اي ناجوانمردانه آغاز مي‌كند. كسي كه به او حمله كرده مي‌گويد: «هي كوچولو! تو توي جهنم افتادي و من هم شيطان هستم!» وين در پاسخ به او مي‌گويد: «تو شيطان نيستي، تو داري اداي شيطان رو در مياري و منو امتحان مي‌كني!»
در واقع اولين مبارزه در فيلم بت‌من يك مبارزه تمريني با بدل شيطان است و بعد از آن وين در سه قسمت جداگانه با شيطان مي‌جنگد: راس القول (بازگشت بت‌من)، ژوكر (شواليه تاريكي) و بين (بازگشت شواليه تاريكي).
هر كدام از اين موجودات شرور، داراي خصيصه‌هاي شيطاني هستند و به عقيده جرارد به بحران وابسته به تقليد شخصيت مي‌دهند! 

سه بدمن فيلم بت‌من، نقش دوگانه شخصيت‌بخشي به شيطان و نيز شخصيت‌بخشي به بحران را ايفا مي‌كنند. آنها در هر يك از قسمت‌هاي اين فيلم به دنبال آوردن آخرالزمان به شهر ساختگي «گوتام» هستند. براي اين كار مردم را به از بين بردن خود و همسايه‌هايشان دعوت و وسوسه مي‌كنند. در اين بين تنها بت‌من نقش كسي كه قرباني ديگران مي‌شود را ايفا مي‌كند. او يك اقليت است و اما اكثريت با نيروهاي اهريمني است كه مي‌خواهند بشر را نابود كنند و به لذت خود از عذاب دادن مخلوقات بشر براي هميشه پايان دهند. قدرت او در مقابل قدرت اكثريت ناچيز به نظر مي‌رسد و بيننده و تماشاگر طالب قدرت است ! 

در حالي كه در پايان هر قسمت از بت‌من، صلح و امنيت باز هم به گوتام بازمي‌گردد اما باز هم خبر و حرفي از فضل الهي و مسيح نيست تا شيطان و عناصر اهريمني آن همچنان رها شده باقي بمانند. جاي اخبار خوب مسيح در شهر گوتامي‌ها خالي است؛ نيروي الهي كه مي‌تواند به عنوان تنها قدرت مطلق اسطوره‌هاي مقدس‌ الحاد را نابود كند و به چرخه خشونت پايان دهد!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار