
دليل اين مسئله چيست؟ آيا طرح جلد مجلات تجاري زيباتر است؟ تيترهاي جذابتري دارند؟ مطالبشان عامهپسند هستند؟ و چندين سؤال ديگر. متأسفانه جواب اكثر اين سؤالات مثبت است، مجلات عامهپسند زيباتر طراحي ميشوند، تيترهاي بهتري دارند و افراد را براي خريد و مطالعه نشريه تشويق ميكنند. پس چرا اين اتفاق براي مجلات علمي نميافتد؟
اگر اهل مطالعه باشيد به طور قطع نام مجلات علمي ايراني را ميدانيد؛ نشرياتي كه در روزگاري نه چندان دور مرجع علمي خوبي براي دوستداران دانش بودند، اما در گذر زمان به جاي اينكه مانند درختي كه ريشه دوانده هر روز شكوفاتر شوند، سير نزولي را طي كرده و به گوشهنشيني افتادهاند.
روزگاري كه دستيابي به علوم روز فقط از طريق خريد مجلات خارجي ميسر بود، مجلات علمي داخلي با خريداري و ترجمه مقالات و اخبار برتر ژورنالهاي علمي خوراك خود را تأمين ميكردند، سپس پاي اينترنت به ميان آمد و سرعت دستيابي به اطلاعات را افزايش داد. اينترنت براي مدتي تبديل به بهترين دوست مجلات علمي شد، مؤسسات نشرياتي بسيار زودتر از ساير اقشار مردم توانستند مجوز استفاده از اينترنت را به دست بياورند و خود را از زير چتر نشريات چاپي خارج كنند، اما رفاقت با اينترنت به زودي جاي خود را به دشمني داد. اينترنت به رغم اينكه با سرعت پاييني در ايران گسترش مييافت اما با گذشت زمان سرعت نفوذش بيشتر شد و هر روز كه ميگذشت بر تعداد ايرانيهاي آنلاين افزوده ميشد.
مردم ديگر احتياجي نداشتند كه تا پايان ماه منتظر بمانند تا مجلهاي را بخرند و مطالب علمي ماه گذشته به صورت يكجا به آنها منتقل شود. معمولاً با وارد كردن يك آدرس اينترنتي افراد ميتوانستند به همه چيزهايي كه احتياج داشتند دست يابند. اينجا بود كه مجلات علمي ايراني كه بخش عظيم مطالبشان را از ترجمه به دست ميآوردند، بازنده اصلي فناوري شدند كه خود روزگاري مبلغ آن بودند. سرعت انتقال اخبار در فضاي اينترنت بسيار بالاتر از مجلات با پريود يك ماهه است. اخبار اين مجلات در بهترين حالت براي يك هفته پيش از آمدنشان روي پيشخوان كيوسكهاي روزنامهفروشي است و نميتواند از اين رهگذر جذابيت چنداني براي خوانندگان داشته باشد، اما اينترنت به تنهايي ميتواند عامل به خاك سياه نشستن مجلات علمي ايراني باشد؟ مسلماً خير! اينترنت يك ابزار است؛ شبكهاي گستره براي دستيابي به اطلاعات كه بسياري از رانتهاي اطلاعاتي را از بين ميبرد. اگر قرار بود اينترنت مشكل مجلات علمي باشد، اولين قربانيان اينترنت بايد نشريات معتبر علمي خارجي باشند؛ همانهايي كه ما مطالبشان را ترجمه ميكنيم، اما در عين ناباوري اينترنت نه تنها مشكلي براي فعاليت اين نشريات نشده، بلكه آنها با ايجاد وبسايتهايي بخشي از مطالب مجلات را روي اينترنت نشر ميدهند تا مخاطبان بيشتري براي خود پيدا كنند. دليل موفقيت مجلات علمي در سراسر جهان اين است كه خود را محدود به ترجمه صرف نميكنند. اين مجلات ارتباط مستقيم با مراكز علمي و پژوهشي دارند و به صورت اختصاصي نتايج تحقيقات آنها را منعكس ميكنند؛ اخباري كه تا مدتها جزو پربينندهترين و جذابترين اخبار علمي جهان ميشوند؛ روشي كه بايد ما نيز در كشورمان به سمت و سوي اجرايش برويم. ايران كشوري در حال توسعه است كه در آن دانشگاهها و مراكز علمي بسياري در حال فعاليت هستند، از مباحث هستي و نانو تكنولوژي گرفته تا مفاهيم علوم انساني و تطابق علوم بر اساس مباني و احكام اسلامي. طيف گسترده اين تحقيقات غالباً بعد از اينكه به نتيجه رسيدند تنها در رسانههاي خبري چون راديو و تلويزيون، خبرگزاريها و روزنامههاي كثير الانتشار بازتاب پيدا ميكنند كه آنها فقط به نقل خبر بسنده كرده و كمتر پيش ميآيد كه به جزئيات اخبار بپردازند. چيزي كه امروزه در سطح كشور با آن روبهرو هستيم اين است كه دانشمندان ايراني با اتكا به دانش ايراني وابستگي علمي و فني كشور را به حداقل كاهش دادهاند، از اين رو اگر بخواهيم نشريات علمي ايراني، از آن سطح كيفيت برخوردار باشند كه مخاطبان را جذب خود كرده و دوباره مرجع علمي جامعه شوند بايد همان الگويي را كه جامعه علمي ايران در حال انجام آن است در نشريات خود پيادهسازي كنند و ابتدا وابستگي خود را به ترجمه توليدات خارجي كم، سپس فضاي ايجاد شده را با پرداختن به دانش بومي ايراني پر كنند.