
برآيند رفتاري غرب حكايت از بازي جديد آنها در ماجراي پرونده هستهاي ايران دارد؛ بازياي كه در آن به رغم خواست جامعه جهاني براي حل مسائل پيش روي پرونده، غرب شيوهاي ديگر در نظر گرفته و تصميم دارد علاوه بر توقف كامل مذاكرات هستهاي با ايران، به تشديد فشارهاي اقتصادي عليه كشورمان بپردازد.
درست در زماني كه غربيها سخن از ايجاد بنبست در ماجراي هستهاي ايران به ميان ميآوردند، جمهوري اسلامي با ارسال نامهاي به كاترين اشتون مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا خواستار از سرگيري مذاكرات هستهاي ميان طرفين شد تا از اين طريق ضمن به دستگيري ابتكار عمل در اين عرصه، عملاً تبليغات منفي غرب عليه كشورمان را نيز دفع كند.
ارسال اين نامه از سوي دكتر جليلي به نمايندگي از ايران به كاترين اشتون مسئول مذاكرات هستهاي غرب با جمهوري اسلامي، باعث سردرگمي در ميان سياستمداران و ديپلماتهاي غربي شد چراكه آنان هرگز انتظار نداشتند به رغم تأكيد جمهوري اسلامي بر حق مسلم هستهاي خود و از سوي ديگر سنگاندازي غربيها در مسير دستيابي به اين دانش، ناگهان با پيشنهاد مذاكره در اين خصوص مواجه شوند. آنان پيش از صدور اين نامه، خود را آماده كرده بودند كه پس از سالها بيانيه و قطعنامه دادن عليه جمهوري اسلامي و آغاز تحريمهاي اقتصادي، فشارها عليه جمهوري اسلامي را به اوج برسانند و سپس در اوج اين فشارها و درحالي كه ايران در گوشه رينگ قرار گرفته، به يكباره تمام برنامه هستهاي آن را تعطيل كند، درست همانند آنچه در سال ۲۰۰۲ بر سر برنامه هستهاي ليبي درآمد و اين كشور پس از سالها تحريم و فشار سنگين، به يكباره تمام سانتريفيوژهاي خود را در داخل كشتي گذاشت و به امريكا فرستاد.
اما ابتكار عمل ايران در فرستادن نامه براي از سرگيري مذاكرات تمام اين نقشهها را نقش بر آب كرد و غرب را بر سر دو راهي مذاكرات با ايران يا ادامه فشارها قرار داد؛ دو راهيهاي كه هر كدام از آنها به نحوي باعث آبروريزي غرب ميشد، به گونهاي كه چنانچه غرب دعوت ايران به مذاكره را نميپذيرفت و فشارهاي خود را ادامه ميداد، چهره به ظاهر مسالمتآميز آنها مخدوش ميشد و ديگر نميتوانستند در مقابل رسانهها ژست گفتوگو بگيرند و اگر مذاكره را ميپذيرفتند، راهبرد توقف برنامههستهاي ايران عملاً نقش بر آب ميشد و الزاماً بايد بر سر ادامه برنامه هستهاي ايران مذاكره ميكردند؛ موضوعي كه به هيچ وجه خوشايند آنها نبود.
راهبرد مذاكره كور سرانجام غرب پس از بررسيهاي فراوان راهبردي جديد تحت عنوان «مذاكرات كور» را در دستور كار خود قرار داد، به اين معنا كه آنها براي حفظ وجهه خود بر سر ميز مذاكرات حاضر شوند اما عملاً فعاليتي خاص براي پيشبرد گفتوگوها انجام ندهند تا مذاكرات در بنبست قرار بگيرد و به همان راهبرد فشار اوليه بازگردند. برگزاري سه دور مذاكرات رسمي ميان ايران و گروه ۱+۵ در استانبول، بغداد و مسكو و عدم دستيابي به نتيجهاي خاص و قابل قبول براي هر دو طرف عملاً مؤيد در دستور كار قرار گرفتن همين راهبرد توسط غرب است، براي نمونه بازخواني يكي از پيشنهادهاي غرب به ايران در مذاكرات بغداد ميتواند عملاً عدمخواست غرب براي پيشرفت مذاكرات را به اثبات برساند. در اين مذاكرات، خانم اشتون رو به آقاي جليلي ميگويد: اگر شما غنيسازي ۲۰ درصد را به طور كامل متوقف كنيد، در ازاي آن ما قطعات هواپيما به شما خواهيم فروخت. جليلي نيز در پاسخ به اين پيشنهاد ميگويد، لطفاً در سطح ۲۰ درصد صحبت كنيد. . .
شايد وجود همين دستور كار براي غرب باعث شد كه پس از مذاكرات دور سوم در مسكو، تاكنون به رغم عزم جمهوري اسلامي، انجام مذاكرات تازهاي در دستور كار قرار نگرفت و سطح مذاكرات به سطح كارشناسان تقليل يافت؛ مذاكراتي كه اگرچه خبري از آن به بيرون درز نكرده اما منابع آگاه آن را چندان اميدبخش نميخوانند، اين در حالي است كه پس از ديدار آقاي باقري معاون دكتر جليلي با خانم اشميت، معاون خانم اشتون در استانبول و اعلام درخواست رسمي ايران براي ادامه مذاكرات در آينده نزديك، دفتر كاترين اشتون اين موضوع را رسماً تكذيب ميكند.
اعتراف در خفا در همين خصوص غرب كه نتوانسته خوشحالي خود را از عدم نتيجه بخشي مذاكرات پنهان كند، رسماً آينده اين مذاكرات را نيز در هالهاي از ابهام قرار داده تا بتواند راهبرد فشار براي توقف بيچون و چراي برنامه هستهاي ايران را از سر بگيرد. در همين خصوص دان شاپيرو، سفير امريكا در اسرائيل ميگويد:«امريكا و قدرتهاي مذاكرهكننده هنوز مردد هستند كه گفت و گوهاي هستهاي با ايران را چگونه ادامه دهند يا حتي اگر تصميم به ادامه آن داشته باشند، اما هرچه كه باشد امريكا در هماهنگي كامل با اسرائيل و شركاي ديگر خود تصميم خواهد گرفت»؛ موضوعي كه ميتواند رسماً بيانكننده موضع رسمي غرب در خصوص مذاكرات باشد.
آغاز راهبرد فشار پس از مذاكرات كور حال با متوقف شدن مذاكرات، غربيها و در رأس آن امريكاييها راهبرد فشار را از سر گرفتهاند؛ راهبردي كه اقتصاد ايران را هدف قرار گرفته است، گرچه خود آنان نيز به خوبي اين موضوع را متوجه شدهاند كه هنوز تحريمها آن طور كه ادعا ميشود نتوانسته ايران را زمينگير كند. غربيها و در رأس آنها امريكا براي ادامه راهبرد فشار خود پس از مذاكرات تصميم گرفتهاند تا تحريمهاي تازهاي را عليه جمهوري اسلامي به تصويب برسانند؛ تحريمهايي كه در كنگره امريكا در حال بررسي است و به گفته آنها ميتواند درآمد نفتي جمهوري اسلامي را كاهش دهد.
اين در حالي است كه بخش عمدهاي از مشتريان نفتي ايران كه اغلب در آسيا نيز هستند، هم اكنون در حال دريافت نفت از جمهوري اسلامياند و همين موضوع عملاً تحريمهاي امريكا را بياثر كرده است.
نكته جالب در اين ميان آن است كه امريكا در حالي اين تحريمها را يكي پس از ديگري عليه جمهوري اسلامي به تصويب ميرساند كه خود ليست كشورهايي را منتشر كرده كه از اين تحريمها معاف هستند و ميتوانند نفت ايران را خريداري كنند.
حال بايد منتظر ماند و ديد كه غرب با اقتصاد تركخوردهاش كه صداي فروپاشي آن با تظاهرات هر روز مردم در اروپا و امريكا بلند شده، بارديگر براي حفظ موجوديت خود حاضر به زير پاگذاشتن غرور خود و بازگشت به ميز مذاكرات با ايران خواهد بود يا خير...